اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

کتاب نفیس «مهرتابان» اثر گرانسنگ علامه آیة‌الله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس‌الله‌سرّه، یادنامۀ علمی و اخلاقیِ عالم ربّانی علامه سید محمدحسین طباطبائی رضوان‌الله‌علیه می‌باشد و پیرامون جامعیت ایشان در علم و عمل، و اخلاق و عرفان به رشتۀ تحریر درآمده است.  مهم‌ترین مطالب این اثر:  بخش اول: زندگینامه علامه طباطبائی و روش علمی ایشان؛ شامل مطالبی چون:  • تربیت عرفانی علامه نزد آیة‌الله قاضی رضوان‌الله‌علیهما  • روش علامه طباطبائی در حکمت و فلسفه، و عرفان و اخلاق  • استاد بودنِ علامه در عقل و قلب و شرع  • ضرورت فلسفه در فهم روایات اصولی  • بحث علامه دربارۀ وحدت بالصرافۀ ذات حق   • سبب تعطیلیِ تعلیقات علامۀ طباطبائی بر «بحارالأنوار»  • مزایا و جامعیتِ تفسیر «المیزان» و لزوم تدریس آن  • تواضع علامه نسبت به ائمۀ معصومین علیهم‌السلام  • بخش دوم: مصاحبات مرحوم مؤلف با علامه در ابحاث مختلف:   • ابحاث قرآنی: شاملِ مباحثی همچون تفسیر آیۀ «عَبَسَ وَ تَوَلَّى‏»، پیرامون حروف مقطّعۀ سوره‌ها، مراد از نعمت در قرآن.  • ابحاث فلسفی: شاملِ مباحثی چون نفی تثلیث، تشکیک وجود نزد حکماء و عرفاء، بحثی دامنه‌دار پیرامون فناء یا بقای عین ثابت هنگام فنای ذاتی سالک  • ابحاث عرفانی و اخلاقی: شامل مباحثی چون کیفیت نزول وحی، حالات توحیدی مرحوم قاضی رضوان‌الله‌علیه  • ابحاث علمی: شاملِ مباحثی چون خلقت اولین مخلوق، و خلقت روح و ملائکه، کیفیت تأثیر دعا، پیرامون عالَم برزخ، راجع به حروف أبجد و اقسام آن، راجع به طیّ‌الأرض.  • ابحاث تاریخی: شاملِ مباحثی چون ناسخ بودن دین اسلام، کیفیت کتابت قرآن، مناسب‌تر بودن «مَلِکِ یوم‌الدین» در سورۀ حمد، تاریخچه جمع‌آوری قرآن، عدم تحریف قرآن، کیفیت نزول تورات و انجیل.

سرای جاوید

مهر تابان

97
  • ...1

    1. [ادامه تعلیقه صفحه قبل] هم دنبال ما افتاده بود و مى‌گفت: آقا مرا ببخشيد! شما را به خدا مرا ببخشيد! تا رسيديم به داخل صحن بزرگ. من گفتم: من كه هستم كه تو را ببخشم؟! من هيچ نيستم؛ شما جسارت به من نكرديد؛ شما جسارت به امام رضا نموديد؛ و اين قابل بخشش نيست!
      بزرگان از علماء ما: علّامه ها، شيخ طوسى ها، خواجه نصيرها، شيخ مفيدها، ملّا صدراها، همگى آستانْ بوسِ اين درگاهند؛ و شرفشان در اينست كه سر بر اين آستان نهاده‌اند؛ و شما مى‌گوئيد: چوب كه بوسيدن ندارد!
      گفت: غلط كردم؛ توبه كردم؛ ديگر چنين غلطى نمى‌كنم!
      گفتم: من هم از تو در دل خودم بقدر ذرّه‌اى كدورت ندارم! اگر توبه واقعى كرده‌اى، درهاى آسمان به روى تو باز است! و در اين حال مردم دَرْ صحن بزرگ از هر سو به جانب ما روان شده بودند، و من به منزل آمدم.
      اين حقير، عصر آن روز كه به محضر استاد گرامى مرحوم فقيد آية الله طباطبائى رضوانُ اللهِ عليه مشرّف شدم؛ به مناسبتِ بعضى از بارقه‌ها كه بر دل مى‌خورد، و انسان را بى خانمان مى‌كند، و از جمله اين شعر حافظ:
      برقى از منزل ليلى بدرخشيد سَحَر *** وَه كه با خرمن مجنونِ دل افكار چه كرد
      مذاكراتى بود؛ و ايشان بياناتى بس نفيس ايراد كردند؛ حقير بالمناسبه، بخاطرم جريان واقعه امروز آمد و براى آن حضرت بيان كردم، و عرض كردم: آيا اين هم از همان بارقه‌ها است؟!
      ايشان سكوت طويلى كردند؛ و سر به زير انداخته و متفكّر بودند، و چيزى نگفتند.
      رسم مرحوم آية الله ميلانى اين بود كه روزها يك ساعت به غروب به بيرونى آمده و مى‌نشستند و حضرت علّامه آية الله طباطبائى هم در آن ساعت به منزل ايشان رفته و پس از ملاقات و ديدار، نزديك غروب به حرم مطهّر مشرّف مى‌شدند، و يا به نماز جماعت ايشان حاضر مى‌شدند، و چون يك طلبه معمولى در آخر صفوف مى‌نشستند.
      تقريباً دو سه روز از موضوع نقل ما، داستان خود را براى حضرت استاد گذشته بود، كه روزى در مشهد به يكى از دوستان سابق خود به نام آقاى شيخ حسن منفرد شاه عبد العظيمى برخورد كردم و ايشان گفتند: ديروز در منزل آية الله ميلانى رفتم، و علّامه‌ طباطبائى داستانى را از يكى از علماى طهران كه در مسجد گوهرشاد هنگام خروج و بوسيدن در كفشدارى مسجد اتّفاق افتاده بود مفصّلًا بيان مى‌كردند، و از اوّل قضيّه تا آخر داستان همينطور اشك مى‌ريختند. و سپس با بَشاشَت و خرسندى اظهار نمودند كه: الحَمد لِلّه فعلًا در ميان روحانيّون، افرادى هستند كه اينطور علاقه‌مند به شعائر دينى و عرض ادب به ساحت قُدس ائمّه اطهار باشند؛ و اسمى از آن روحانى نياوردند وليكن از قرائن، من اينطور استنباط كردم كه شما بوده باشيد؛ آيا اينطور نيست؟!
      من گفتم: بلى، اين قضيّه راجع به من است، و آنگاه دانستم كه سكوت و تفكّر علّامه، علامت رضا و امضاى كردار من بوده است؛ كه شرح جريان را توأماً با گريه بيان مى‌فرموده‌اند؛ رحمةُ الله عليه رحمةً واسعةً.
/ 693