کتاب شریف «مهر تابناک» اثری نفیس پیرامون احوالات و زندگی و اخلاقیات یگانۀ دهر، عارف کامل و سالک واصل حضرت آیةاللَه حاج سیدعلی قاضی طباطبائی، برگرفته از آثار حضرت علامه آیةاللَه حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی و فرزند بزرگوارشان حضرت آیةاللَه حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللَهسرّهم میباشد. از آنجا که تتبّع و مطالعه در احوال اولیای دین، موجب تشویق و تحریک نفس به سمت تعالی و فلاح است و انسان را از تعلق به کثرات دنیوی باز میدارد، اطلاع بر سیره و سلوک علمی و عملیِ عارفی چون حضرت آیةاللَه حاج سید علی قاضی رضواناللَهعلیه که حائز جامعیت بین ظاهر و باطن میباشد، میتواند راهگشای سالکان الی اللَه و مشتاقان حریم معبود باشد. و نظر به اینکه، این دو عارف بزرگ؛ حضرت علامه و فرزند بزرگوارشان، به مناسبتهای مختلف شمّهای از احوالات و تاریخ حیات پربرکت مرحوم قاضی را جهت تبیینِ مطالب متعالیِ مکتب عرفان بهره بردهاند مناسب دیده شد، این مطالب ارزنده در مجموعهای جمعآوری و در اختیار مشتاقان معرفت و رهجویان مسیر حقیقت قرار گیرد. مهمترین مباحث این اثر: • جامعیت مرحوم قاضی در دو جنبه ظاهر و باطن • تحول احوال مرحوم خوئی بهواسطۀ شاگردی مرحوم قاضی • وجوب تهذیب نفس در کنار اشتغال به علوم دینی • فرق عمده بین عارفباللَه و غیر عارف • شرحی از احوال برخی شاگردان مرحوم قاضی • روش تفسیر آیه به آیه از آموزههای مرحوم قاضی • فتح باب تجلیات ذاتیّۀ مرحوم قاضی توسط حضرت اباالفضل علیهالسلام • تأثیر کلام ملکوتی مرحوم قاضی در نفوس • برخی مبانی عرفانی مرحوم قاضی • سیره عملی و دستورالعملهای مرحوم قاضی
مهر تابناک
107مشرّف شده بود و با حضرت آیة الله حاج شیخ عبّاس در وسط صحن [أمیرالمؤمنین] ملاقات کرده و دیده بوسی کردند ـ و من (علاّمه طهرانی) هم در آنوقت در معیّت ایشان بودم ـ در ضمن احوالپرسیها و مکالمات، از حضرت آقای سیّد هاشم نام برد و احوالپرسی نمود؛ و در میان سخنان خود گفت:
«مرحوم قاضی خیلی به ایشان عنایت داشت، و او را به رفقای سلوکی معرّفی نمیکرد، و بر حال او ضَنَّت داشت که مبادا رفقا مزاحم او شوند.
او تنها شاگردی است که در زمان حیات مرحوم قاضی موت اختیاری داشته است؛ بعضی اوقات ساعات موت او تا پنج و شش ساعت طول میکشید.»1
حضرت آقای حدّاد به قدری در فنای در اسم «هُوَ» قویّ بود که مرحوم قاضی میفرموده است: «سیّد هاشم مثل این سنّیهای متعصّب است که ابداً از عقیدۀ توحید خود تنازل نمیکند؛ و در ایقان و اذعان به توحید چنان تعصّب دارد که سر از پا نمیشناسد.»
یعنی چنانچه بعضی از این سنّیها را پول دهی و مقام دهی و دنیا را جمع کنی و بخواهی در عقیدهشان تزلزل ایجاد کنی، نخواهد شد؛ این سیّد هاشم در قضیّۀ توحید ذات اقدس اینطور است.2
حاج سیّد هاشم حدّاد تربیت شدۀ دست مبارک مرحوم حاج سیّد میرزا علی آقای قاضی بود. او میدانست دست پروردهاش چیست، و درجات و مقاماتش کدام است، ایقان و عرفان او در چه حَدّ اعلای از ارتقاء و سُمُوّ راه یافته است.
من (علاّمه طهرانی) چه میفهمم؟ خبره و خرّیت این فن آن بزرگ مرد الهی است. من از حدّاد فقط عبادتی و توجّهی و مراقبهای و التزامی به دستورات شرع، و متانت و وقار و تمکین و صبر و تحمّل و امثال ذلک را درمییابم؛ ولی از منشأ و
- همان مصدر، ص ١٢.
- همان مصدر، ص ٢٠٧.

