اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

وظیفه فرد مسلمان در احیای حكومت اسلام

37٬099

کتاب شریف «وظیفۀ فرد مسلمان در احیای حکومت اسلام» حاصل سخنرانی‌های حضرت علامه آیة‌اللَه حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس‌اللَه‌سرّه می‌باشد که به تبیین ضرورت تشکیل حکومت اسلام و تهیۀ مقدمات آن، در ضمن بیان حقایق تاریخی و پرده‌برداری از وقایع پنهان و ناگفتۀ قبل و پس از انقلاب و فعالیت‌های مؤلف در جریان انقلاب، پرداخته و با بیانی رسا مبانی تشکیل حکومت اسلامی را با امور تاریخی و جریانات معاصر و فعالیت‌های انقلابی تطبیق می‌دهند. اهم مطالب مندرج در این اثر: • مبارزات «مرحوم والدِ مؤلّف» با حکومتِ پهلوی اول • کنترل شدید ساواک بر فعالیت‌های مؤلّف • روابط اکید مؤلف با آیة‌اللَه خمینی در لزوم تشکیل حکومت اسلام • پیشنهادات علامه طهرانی به آیة‌اللَه خمینی در کیفیت پیشبرد اهداف انقلاب • تلاش شدید مؤلف برای آزدی آیة‌اللَه خمینی از زندان طاغوت و استخلاص ایشان از اعدام • دعوت مؤلف از علمای سراسر کشور جهت تثبیت مقام مرجعیّت برای آیةاللَه خمینی • ملاقات‌های مؤلف با آیةاللَه خمینی همراه با پیشنهادات بسیار اساسی • پیشنهاد ولایت فقیه از جانب حضرت علامه طهرانی • صورت نامۀ مرحوم علامه طهرانی به بنیانگذار جمهوری اسلامی درباره پیش‌نویش قانون اساسی و نظرات بکر و دقیق وی در لحاظ نکات حیاتی در این پیش‌نویس • صورت مکتوب کیفیت تشکیل هجده کمیته مختلف الأثر در انجمن اسلامی مسجد قائم طهران در بَدْو انقلاب اسلامی

سرای جاوید

وظیفه فرد مسلمان در احیای حكومت اسلام

40
  •  ایشان مگر قرآن را حفظند! حاج هادى گفته بودند: و الله من نمى‌دانم ایشان قرآن را حفظ است یا نه؛ ولى مى‌دانم كه سوره جمعه را در نماز روزهاى جمعه در مسجد مى‌خوانند.

  •  بله ما در آن موقع آقاى حاج آسید حسن معین كه أخ الزَّوجه ماست و طلبه‌اى بود بسیار صادق و پاك و درست و جزء همین افراد خصوصى ما هم بود؛ ایشان را فرستادیم براى مشهد كه برو آیة الله میلانى را روانه طهران كن و بگو فوراً بیایند طهران!

  •  آقاى آسید حسن آمده بود با اتوبوس براى مشهد و در نواحى همین سبزوار و نیشابور در یكى از قهوه خانه‌ها مى‌رود و مى‌نشیند براى غذا خوردن و یا استراحت كردن و چاى خوردن، اتّفاقاً یكنفر مى‌آید پیش ایشان مى‌نشیند و شروع مى‌كند به صحبت و احوالپرسى خیلى گرم. حالا نگو او از همان دستگاه بود و براى جاسوسى آمده؛ ایشان هم مى‌گوید: بله من الآن مى‌خواهم بروم مشهد، و قصدم فقط ملاقات با آیة الله میلانى است براى همین قضایائى كه اتّفاق افتاد. و چنین و چنان؛ و او هم خیلى اظهار تأسّف مى‌كند كه این امر خیلى لازم است چون مصیبت بزرگى است بر مسلمین. امّا بمحض اینكه آسید حسن وارد مشهد مى‌شود یكسره او را مى‌برند زندان یك هفته تمام او را در زندان نگه مى‌دارند و بعد آزاد مى‌كنند بدون هیچ مقدّماتى، و آیة الله میلانى هم بدون هیچ تظاهرى حتّى بدون صدور یك بلیط قبلى، كه مبادا دستگاه متوجه بشود؛ مى‌آیند براى فرودگاه و یك بلیط تهیه مى‌كنند كه با طیاره بیایند طهران بطورى كه هیچكس مطّلع نشود كه جلوگیرى كنند؛ ولى طیاره ایشان را در میان طهران و مشهد بر مى‌گردانند به مشهد.

  •  بله از وسط راه طیاره بر مى‌گردد به مشهد؛ و با همه مسافرین مى‌نشیند روى زمین. از آن طرف براى آیة الله خمینى هم روز به روز پرونده درست مى‌كردند، پرونده‌هاى خیلى بد و اتّهامات خیلى شدید.

  •  مى گویند: در ارتش اینطور است كه هیچ وقت كسى را بعد از بازپرسى و پرونده محاكمه نمى‌كردند؛ بلكه اوّل حكم مى‌كردند؛ بعد پرونده تهیه مى‌كردند. قاعده ارتش این بود. هر كس حكمش اعدام بود مى‌گفتند: این اعدامى است آنوقت پرونده خود به خود درست مى‌شد تا در نتیجه حكمش إعدام باشد. آنها خودشان بلد بودند چطور پرونده درست كنند.

  • جریان مرحوم طیب و مرحوم حاج اسماعیل رضائى‌

  •  دوازدهم محرّم (پانزدهم خرداد) از افرادى كه در طهران قیام كردند یكى همین طیب بود و یكى حاج اسماعیل رضائى كه اینها هر دو نفر از معروفین بودند. این حاج اسماعیل رضائى یك كامیون چوب دست داده بود به همان مردمان پائین شهر كه حركت كردند، و آمدند براى مبارزه.

  •  مى گویند: او نماز شب خوان و خیلى مرد متدینى بوده است، و براى غیرت دینى این كار را كرد و محكوم به اعدامش كردند و كشتند. امّا طیب یك لاطى طهران بود، از آن لاطهاى درجه یك معروف. افرادى زیر دستش بودند، و از دكّانها باج مى‌گرفت و نظیر این كارها بسیار داشت و ... ولى ایام‌

/