اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

وظیفه فرد مسلمان در احیای حكومت اسلام

37٬099

کتاب شریف «وظیفۀ فرد مسلمان در احیای حکومت اسلام» حاصل سخنرانی‌های حضرت علامه آیة‌اللَه حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس‌اللَه‌سرّه می‌باشد که به تبیین ضرورت تشکیل حکومت اسلام و تهیۀ مقدمات آن، در ضمن بیان حقایق تاریخی و پرده‌برداری از وقایع پنهان و ناگفتۀ قبل و پس از انقلاب و فعالیت‌های مؤلف در جریان انقلاب، پرداخته و با بیانی رسا مبانی تشکیل حکومت اسلامی را با امور تاریخی و جریانات معاصر و فعالیت‌های انقلابی تطبیق می‌دهند. اهم مطالب مندرج در این اثر: • مبارزات «مرحوم والدِ مؤلّف» با حکومتِ پهلوی اول • کنترل شدید ساواک بر فعالیت‌های مؤلّف • روابط اکید مؤلف با آیة‌اللَه خمینی در لزوم تشکیل حکومت اسلام • پیشنهادات علامه طهرانی به آیة‌اللَه خمینی در کیفیت پیشبرد اهداف انقلاب • تلاش شدید مؤلف برای آزدی آیة‌اللَه خمینی از زندان طاغوت و استخلاص ایشان از اعدام • دعوت مؤلف از علمای سراسر کشور جهت تثبیت مقام مرجعیّت برای آیةاللَه خمینی • ملاقات‌های مؤلف با آیةاللَه خمینی همراه با پیشنهادات بسیار اساسی • پیشنهاد ولایت فقیه از جانب حضرت علامه طهرانی • صورت نامۀ مرحوم علامه طهرانی به بنیانگذار جمهوری اسلامی درباره پیش‌نویش قانون اساسی و نظرات بکر و دقیق وی در لحاظ نکات حیاتی در این پیش‌نویس • صورت مکتوب کیفیت تشکیل هجده کمیته مختلف الأثر در انجمن اسلامی مسجد قائم طهران در بَدْو انقلاب اسلامی

سرای جاوید

وظیفه فرد مسلمان در احیای حكومت اسلام

41
  •  محرّم یك روضه خوانى خیلى مفصّلى مى‌كرد و روز عاشورا هم یك دسته خیلى مفصّل راه مى‌انداخت، دسته طیب معروف بود و گاوها مى‌كشتند جلوى دسته شان ...

  •  طیب هم روز پانزدهم خرداد قیام كرد به لَهِ ملت بر علیه دولت؛ یعنى همان جوانها و آن افرادى كه زیر دستش بودند همه راه افتادند توى خیابانها به شعار دادن. دولت هر كسى را كه توانست كشت؛ و خود طیب را هم دستگیر كرد.

  •  طیب یك شخصى بود (من كه او را ندیده بودم ولى از عكسهایش هم پیداست) مى‌گویند یك شخص خیلى بلند قامت و هیكل دار و پهلوان، و خلاصه یك شخصى بود مثل همان شعبان جعفرى كه در طهران به شعبان تاج بخش معروف بود؛ و ولیعهد و سران دولت در مجلسش مى‌آمدند، و در روضه خوانیهایش شركت مى‌كردند؛ در باشگاهش مى‌رفتند و او براى خودش امر و نهى داشت؛ و خلاصه مثل یك شاهى در طهران حكم فرما بود. طیب هم یك همچو آدمى بود كه از نقطه نظر پاطوق دارى یك ركنى بود از اركان طهران. حتّى براى جشنهاى تاجگذارى طاق نصرت مى‌بست و زنها را مى‌آورد، و مجالس رقص تشكیل مى‌داد، اینطورى‌ها هم بود. نه اینكه آدم صد در صد متدین باشد. حالا خدا مى‌داند؛ ما كه نمى‌دانیم خبر از باطن نداریم ولى ظاهرش اینطورى بود. بالاخره طیب روى همان غیرت دینى‌اش قیام كرد، و او را گرفتند و بردند و به انواع و اقسام شكنجه‌ها، شكنجه‌اش دادند. به او گفتند تو فقط اقرار كن كه از فلان كس پول گرفتم و این كار را كردم. یعنى من از آقاى خمینى پول گرفتم؛ و اگر این اقرار را بكنى نه اینكه اعدامت نمى‌كنیم بلكه تمام آن دم و دستگاه و ریاست سابقه ات را به تو بر مى‌گردانیم. و دیگر برو دنبال كار خودت كما كان بلكه بهتر.

  •  ولى طیب گفت: من اینكار را نمى‌كنم. گفتند: چرا؟ گفت: آخر من پول نگرفتم. من به سید تهمت نمى‌زنم. گفتند: اى مرد أحمق این حرفها چیست؟ آدم باید كارش پیش برود. گفت: من پول نگرفتم تهمت نمى‌زنم. هر چه شما بمن بگوئید من مى‌كنم، هر چه بگوئید و از من بخواهید برایتان انجام مى‌دهم، امّا من نمى‌توانم تهمت بزنم، من به سید تهمت نمى‌زنم، من پول نگرفتم.

  •  او را قریب ٢ ماه نگه داشتند و یك پرونده قطورى برایش درست كردند، مى‌گویند كسى كه مى‌خواست پرونده را حمل كند از سنگینى مشكل بود؛ اینقدر سنگین بود كه چنین و چنان و چنان.

  •  آنقدر در زندان او را شكنجه دادند و بدنش را با تریموس و دستگاههاى خودشان سوزاندند كه مى‌گویند تمام بدنش سوخته شده بود، بطورى كه آن طیب بلند بالا و پهلوان شده بود مثلًا یك آدم مریضِ لاغر ضعیف و بالاخره گفت من نمى‌كنم، من تهمت نمى‌زنم. و اینكار را هم نكرد تا حكم اعدامش را صادر كردند و در یك روز هم این طیب و هم آن حاج اسماعیل هر دو را با همدیگر اعدام كردند. گویند در محكمه در برابر افسران بازجو لخت شد و پیراهنش را بیرون آورد و بدن مجروح و سوخته شده خود را در اثر شكنجه نشان داد.

/ 24