اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

وظیفه فرد مسلمان در احیای حكومت اسلام

37٬099

کتاب شریف «وظیفۀ فرد مسلمان در احیای حکومت اسلام» حاصل سخنرانی‌های حضرت علامه آیة‌اللَه حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس‌اللَه‌سرّه می‌باشد که به تبیین ضرورت تشکیل حکومت اسلام و تهیۀ مقدمات آن، در ضمن بیان حقایق تاریخی و پرده‌برداری از وقایع پنهان و ناگفتۀ قبل و پس از انقلاب و فعالیت‌های مؤلف در جریان انقلاب، پرداخته و با بیانی رسا مبانی تشکیل حکومت اسلامی را با امور تاریخی و جریانات معاصر و فعالیت‌های انقلابی تطبیق می‌دهند. اهم مطالب مندرج در این اثر: • مبارزات «مرحوم والدِ مؤلّف» با حکومتِ پهلوی اول • کنترل شدید ساواک بر فعالیت‌های مؤلّف • روابط اکید مؤلف با آیة‌اللَه خمینی در لزوم تشکیل حکومت اسلام • پیشنهادات علامه طهرانی به آیة‌اللَه خمینی در کیفیت پیشبرد اهداف انقلاب • تلاش شدید مؤلف برای آزدی آیة‌اللَه خمینی از زندان طاغوت و استخلاص ایشان از اعدام • دعوت مؤلف از علمای سراسر کشور جهت تثبیت مقام مرجعیّت برای آیةاللَه خمینی • ملاقات‌های مؤلف با آیةاللَه خمینی همراه با پیشنهادات بسیار اساسی • پیشنهاد ولایت فقیه از جانب حضرت علامه طهرانی • صورت نامۀ مرحوم علامه طهرانی به بنیانگذار جمهوری اسلامی درباره پیش‌نویش قانون اساسی و نظرات بکر و دقیق وی در لحاظ نکات حیاتی در این پیش‌نویس • صورت مکتوب کیفیت تشکیل هجده کمیته مختلف الأثر در انجمن اسلامی مسجد قائم طهران در بَدْو انقلاب اسلامی

سرای جاوید

وظیفه فرد مسلمان در احیای حكومت اسلام

45
  •  وقتى كه آقاى دستغیب را آزاد كردند؛ من رفتم به دیدن ایشان. ایشان به من گفتند كه ما همه‌اش در زندان نگرانى تو را داشتیم؛ گفتیم اینها این بلاها را كه بسر ما آوردند با تو چكار كردند؟! و واقعاً نگرانى داشتیم؛ و آقاى دستغیب مى‌خواست بگوید كه تقریباً بیش از اینكه مثل ما بدرد خودمان ناراحت بودیم، بفكر تو بودیم، و چطور تو را أصلًا نگرفتند؟

  •  گفتم و الله من نمى‌دانم؟ حالا خدا نخواسته؛ یا این كارهائى كه ما مى‌كردیم كارهاى متظاهر نبوده نمى‌دانم؟ چون ما در آنوقت اسمى نداشتیم رسمى نداشتیم. هیچ هیچ، یك امام جماعت ساده‌اى كه مى‌رفتیم مسجد، و مى‌آمدیم، و خطبه‌ها و منبرهائى هم كه خودم مى‌خواندم در تفسیر آیات قرآن و بیان احكام كلّى بود و وظایف عامّه مسلمین را روشن مى‌كرد؛ هیچگاه در منبرها و خطابه‌ها به خصوص شخصى حمله نمى‌شد و لهذا بهانه‌اى در دست سازمان امنیت نبود؛ و اگر ما مى‌خواستیم در این مطالب متظاهر شویم، ابداً نمى‌توانستیم كار كنیم و یك قدم برداریم.

  •  فقط اینها یك مطالبى بود با همین رفقاى خاص خودمان كه بوسیله كاغذ یا پیغام با هم ارتباط داشتیم؛ و دستگاه نمى‌توانست از اینها اطّلاع پیدا كند؛ و اگر أحیاناً اطلاعاتى بدست مى‌آورد یك اطلاعاتى نبود كه بتواند مثلًا آنرا مستمسك كند؛ و ما را تحت تعقیب قرار دهد. تلفن نداشتیم تا كنترل شود، نامه‌ها را با اشخاص مى‌فرستادیم تا در پست به دست ساواك نیفتد.

  •  عجیب است این آقاى سبزوارى ما كه یكى از افراد فعّال ما بود در همدان، و تمام اعلامیه‌هاى ما بدست ایشان قسمت مى‌شد، و همچنین آقا ابراهیم اسلامیه كه با همین آقاى مهدوى نیا آنوقت در همدان بودند؛ اینها هم كار مى‌كردند و خوب كار مى‌كردند؛ یكروز این آقاى سبزوارى از باب امتحان به یك شخص معروفى كه از طهران رفته بود به همدان، و آنجا صحبت كرده بودند از قیام علماى طهران و طرز قیام و اقدام آنها بعد به او گفته بود از فلانكس چى؟ او چكار مى‌كند (و نام مرا برده بود) آن شخص معروف گفته بود: او را رها كن، آدم منزوى است به این كارها كار ندارد.

  •  دقّت كردید، مسأله خیلى مهمّ است، (البتّه همه چیز عنایت پروردگار است و لطف خداست) ولى انسان باید كار خودش را بكند و بدست دشمن بهانه ندهد و بدون جهت خود را گرفتار نكند زیرا كه از ادامه فعالیت وا مى‌ماند. انسان نباید كار خودش را ابراز كند، نباید سرّ خودش را فاش كند. باید كار خودش را بكند آنهم مخفیانه و مردم را به آن هدف و آن مقصد تحریك كند.

  •  خلاصه مطلب، ما همینطور یك آدمى بودیم كه به همین كارهاى دینى و شرعى و تفسیر و تدریس مشغول بودیم، و البتّه این سازمان امنیت لعنة اللهى هم خیلى روى ما حساب مى‌كرد، ولى هر چه مى‌گشت چیزى پیدا نمى‌كرد، و روى ما خیلى سرمایه گذارى كرد، و حتّى عرض كردم ما آن وقتى كه در احمدیه بودیم یك خانه جلوى خانه ما ساخت و یك نفر را مأمور كنترل كارهاى ما كرد؛ ولى چه بدست بیاورند از كسى كه ظهور ندارد؟ جز یك ماشین دوستان كه بعضى اوقات مى‌آمد جلوى خانه كه آنرا نمى‌توانستند كارى كنند؛ و یك مرتبه هم كه بنده را براى سازمان امنیت احضار كردند؛ اجمالًا گفتند كه شما جلساتى سابقاً داشتید بگوئید: در آن جلسات چه مطالبى مذاكره‌

/ 294