اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

کتاب «رساله نوین» اثر نفیس حضرت علامه آیة الله حاج سید محمد حسین حسینی طهرانی قدّس‌سرّه است. در این کتاب درباره بناء اسلام بر سال و ماه قمری و تفسیر آيه «إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُور عِندَ اللَهِ اثْنَاعَشَرَ شَهْرًا»؛ بحثی تفسیری، روایی، فقهی و تاریخی داشته و به اثبات می‌رسانند که تقويم قمرى از ضروريّات اسلام است، و تبديل ماه‌هاى قمرى به شمسى مشروعیت نداشته و ضميمه نمودن تاريخ شمسى با قمرى، کار صحیحی نیست.   يكى از اركان مهمّ وحدت اسلامى، اتحاد در تاريخ است به طوری که موجب اتّحاد در فرهنگ رسول اللهى؛ و اختلاف در تاريخ، موجب تفرقه و تشتّت است.  اهم مطالب مندرج در کتاب:  • آيات صریح در لزوم تاريخ قمرى   • مطابقت عبادات با ماه‌های قمری، و اجتماعیات با ماه‌های شمسی؛ همان تفکیک دین از سیاست است.  • بررسی توطئه دشمنان اسلام در مورد ایجاد تفرقه و غلبه بر مسلمین با تغییر تاریخ   • تغییر تاریخ قمری به شمسی، موجب نسخ اسلام و برقراریِ متد غرب و غرب‌گرائی است  • نام شش ماه از ماه‌هاى باستانى، نام شش فرشته در آئين زردشت است  • مبناي ساعت در اسلام بر غروب آفتاب  • مرحله نهایی توطئه استعمار، تبدیل سال‌های هجری به شاهنشاهی   • تطابق ماه‌های قمری با فطرت؛ و ذکر فوائد سال قمرى، و ضررهای سال شمسى‏  • عدم ترغیب اسلام به عیدنوروز و بدعت شمردن آن

سرای جاوید

رساله نوين

20
  •  وَ أنْتُمْ تُسْألُونَ عَنِّى فَمَا أنْتُمْ قَائِلُونَ؟!

  •  قَالُوا: نَشْهَدُ أنَّكَ قَدْ بَلَّغْتَ وَ أدَّیتَ وَ نَصَحْتَ!

  •  فَقَالَ بِإصْبَعِهِ السَّبَّابَةِ، یرْفَعُهَا إلَى السَّمَاءِ وَ ینْكُتُهَا عَلَى النَّاس: اللَهُمَّ اشْهَدْ! اللَهُمَّ اشْهَدْ! اللَهُمَّ اشْهَدْ! ثَلاثَ مَرَّاتٍ.1

  •  «همانطوریكه امروز شما كه روز عرفه است روز محترمى است، و این ماه ذى الحّجه شما ماه محترمى است، و این شهر و بلده شما كه مكّه است شهر محترمى است؛ و حرام است در این روز و این ماه و این شهر محّرمات الهیه؛ همینطور خون‌هاى شما؛ و مال‌هاى شما بر شما محترم است؛ و ریختن خونهایتان و بردن مالهایتان بر یكدیگر حرام است!

  •  آگاه باشید! تمام امور و سنّت‌هاى جاهلیت را من در زیر گام خود نهادم، و خون‌هائى كه در جاهلیت ریخته شده، همگى زیر قدم نهاده شده، و قصاص ندارد. و اولین خونى را كه من قصاصش را ساقط كردم از خون‌هاى ما كه در جاهلیت ریخته شد، خون پسر ربیعة بن حارث بن عبد المطلّب است، و او از طائفه بنى سعد شیرده و مرضعه مى‌خواسته است و او را

    1. «البداية و النهاية» ج ٥، ص ١٧٠، و «سيره ابن هشام» ج ٤، ص ١٠٢٢ و ص ١٠٢٣؛ و «سيره حلبيّه» ج ٣، ص ٢٩٨ و ص ٢٩٩ و «بحار الانوار» کمپانى، ج ٦، ص ٦٦٨ از کتاب «منتقى»؛ و «روضة الصّفاء» ج ٢، حجّة الوداع؛ و «تاريخ طبرى» ج ٣، ص ١٥٠ و ص ١٥١ از طبع دوّم دار المعارف؛ و «الوفاء بأحوال المصطفى» ج ١، ص ٢١٢ و «الکامل فى التاريخ» ج ٢، ص ٣٠٢ و محمّد حَسنين هيکل در کتاب «حياة محمّد» از ص ٤٦١ تا ص ٤٦٣ آورده است.
/ 613