اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

امام شناسی ج3

33٬149
اعتقادات

جلد سوم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «شناخت هویّت شیعه» و «تفسیر آیۀ تطهیر» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • لزوم متابعت از اعلم  • اگر امام را نشناسیم به مرگ جاهلیت مرده‌ایم  • معنای حقیقیِ مرگ جاهلی  • شأن نزول آیه «خَیرُ البریّة» امیرالمؤمنین علیه‌السلام است  • تشیّع یک فرقۀ خاص از اسلام نیست؛ بلکه حقیقت اسلام است  • اتحاد معنوی میانِ ارواح مؤمنین و ائمۀ معصومین علیهم‌السلام  • صفات و نشانه‌های شیعه  • احوال سنّی‌های مستضعف و عاقبت آنها  • تفسیر «آیۀ تطهیر» و پاسخ به شبهاتِ وارده پیرامونِ این آیه  • سیرۀ شیخین ملاک عمل نیست و توضیحی پیرامون بدعتهای عمر

سرای جاوید

امام شناسی ج3

120
  •  من به جهت احترام فرزند که آزاد است احترام مادر او را رعایت کردم و حکم به آزادی او نمودم، در این عمل ارادۀ خیر و خوبی کردم. گفتم: امّت از تو شکایت دارند که رعیّت را به شدّت و تندی حرکت می‌دهی و با خشونت و تعب می‌رانی. در این حال عمر آن شلاّق کوتاه خود را به هم پیچد و دستی از اوّل آن تا آخر آن کشید و پس از آن گفت: اَنَا زَمیلُ ـ مُحَمَّدٍ وَکانَ زامِلَهُ فی غَزْوَةِ قَرْقَرْةِ الْکُدْرِ ـ فَوَ اللَهِ اِنّی لاَرْتِعُ فَاُشْبعُ، وَ اَسْقیِ فَاُروی، وَ اَنْهَزُ اللَّفوُتَ، وَ أ زْجُرُ الْعَرُوضَ، وَ أذُبُّ قَدْری، وَ أسُوقُ خَطْوی،وَ أضُمُّ الْعَنُودَ، وَ الْحِقُ الْقَطُوفَ، وَ اُکْثِرُ الزَّجْرَ، و اُقِلُّ الضَّرْبَ، وَ أشْهَرُ الْعَصا، وَ أدْفَعُ بِالْیَدِ، لَوْلا ذلِکَ لاَعْذَرْتُ.

  •  عمر گفت: «من هم طراز و هم ردیف محمّد هستم ـ و در غزوه قَرْقَرَةُ الْکُدر روی مرکب در ردیف پیغمبر اکرم نشسته و عدیل او بود ـ سوگند به خدا که من گلّه را می‌چرانم‌1 و سیرشان می‌کنم، و آب می‌دهم و سیراب می‌کنم، و شتر سرکش را می‌زنم و دفع می‌کنم، و ناقۀ غیر مطیع و متمرّد را زجر و عذاب می‌دهم، و به اندازۀ قدر خودم دفع می‌کنم و به قدر گام خود مردم را سوق می‌دهم، و شخص منحرف و کج‌رو را به جمع دعوت می‌کنم، و حیوان متمرّد بد راه را به جماعت ملحق می‌نمایم، و زیاد زجر می‌کنم لکن کم می‌زنم، عصا بلند می‌کنم امّا با دست مدافعه می‌کنم، و اگر چنین نبود هر آینه من مراتب عذرخواهی خود را بیان می‌نمودم». راوی گوید: چون این کلام عمر را برای معاویه نقل کردند، گفت: سوگند به خدا که به احوال رعیّت خود عالم است»2.

  •  در این روایت ملاحظه می‌شود که عمر علناً اظهارنظر می‌کند. اوّلاً ـ

    1. جملۀ لأرتع از باب افعال است بنابر این معنای اُرتِع فأشبع این می‌شود که: گله را می‌چرانم و سیرشان می‌کنم، کنایه از آنکه راعی خوبی برای رعیّت هستم (أرْتَعَ الدَّاَبةَ: جَعَلَها تَرْتَعُ).
    2. این روایت را از عمر طبری در «تاریخ» خود ج ٣ ص ٢٩ آورده و در «الغدیر» ج ٦ ص ٢١٢ از طبری و از ابن ابی الحدید در «شرح النهج» ج ٣ ص ٢٨ نقلاً عن الطبری و ابن قتیبه روایت می‌کند. و در «تفسیر المیزان» ج ٤ ص ٣١٦ از طبری و از ابن الحدید در «شرح نهج البلاغه» نقلاً عن ابن قتیبة ذکر می‌کند.
/ 358