
سر الفتوح ناظر بر پرواز روح
سر الفتوح اثر علامه طهرانی قدّس سرّه که با بیانی شیوا، به تبیین مبانیِ مکتب توحید و عرفان میپردازد. این کتاب در حقیقت نقدِ کتاب «پرواز روح» اثر سید حسن ابطحی است. در فصل اول به نقدِ محورهای کتابِ «پرواز روح» پرداخته، و در فصل دوم در ضمن تعلیقاتی، جای جای کتابِ مذکور را مورد تحلیل و بررسی قرار دادهاند. اهم مطالب: • نقد و بررسی نظریه عدم نیاز به استاد کامل • اثبات فطری بودن و عقلانی بودنِ نیاز به استاد • اثبات نیاز به استاد با توجه به آیات و روایات. • بررسی و تحلیلِ «انکار علمِ حکمت و فلسفه» که انکار آن یعنی دستگاه عقل در وجود انسان، عاطل و باطل است. • اثبات اینکه حجیّت هر چیزی به عقل است حتی کتاب و سنت • ذکر آیات و روایاتی که دعوت به تعقل و تفکر میکنند. • نقد و بررسی نظر کسانی که نهایتِ سیرِ انسان را شناخت امام زمان علیه السلام میدانند از آنجا که برخی مباحث این کتاب نیاز به شرح و تفسیر بیشتر داشته است حضرت آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره، اقدام به درج مقدمه و تعلیقاتی بس نفیس نمودند که بر غنای مطالب افزوده است.
سر الفتوح ناظر بر پرواز روح
36سَرسری میگیرند و بدان وقعی نمینهند، و برای آن ارزش و اعتبار معتنابهی قائل نیستند؛ فلهذا در بین گفتارشان زیاد دیده میشود که: «این مسأله از مسائل اخلاقی است نه از مسائل فقهی، و این راجع به اخلاق است نه علم.»
و یا به جهت آن است که: چون خود را تهیدست مییابند، و برای مراجعه عوام نمیخواهند اظهار عجز و نادانی کنند، لذا در مسائل فقهیّه فوراً جواب میدهند؛ و امّا در مسائل توحیدیّه و عرفانیّه چون جواب ندارند، میگویند:
«با توسّل به حضرت بقیّةاللَه ارواحنا فداه این مسائل حلّ میگردد.» فَضَلّوا و أضَلّوا عَن سَواء الطَّریقِ!1
- این عبارت لفظاً و معناً در بسیاری از مصادر آمده است از جمله:
ـ سوره المائدة (٥) آیه ٧٧: ﴿قُلۡ يَـٰٓأَهۡلَ ٱلۡكِتَٰبِ لَا تَغۡلُواْ فِي دِينِكُمۡ غَيۡرَ ٱلۡحَقِّ وَلَا تَتَّبِعُوٓاْ أَهۡوَآءَ قَوۡمٖ قَدۡ ضَلُّواْ مِن قَبۡلُ وَأَضَلُّواْ كَثِيرٗا وَضَلُّواْ عَن سَوَآءِ ٱلسَّبِيلِ﴾.
ـ الکافی، ج ٨، ص ١١٨، ذیل حدیث آدم و شجره، اینگونه وارد است که:
«... و مَن وَضَعَ وُلاةَ أَمرِ اللهِ عَزَّوجَلَّ و أَهلَ استِنباطِ عِلمِه فی غیرِ الصَّفوَةِ مِن بُیوتاتِ الأَنبیاءِ علیهم السّلام فَقَد خالَفَ أَمرَ اللهِ عَزَّوجَلَّ، و جَعَلَ الجُهّالَ وُلاةَ أَمرِ اللهِ و المُتَکَلِّفینَ بغَیرِ هُدًی مِنَ اللهِ عَزَّوجَلَّ، و زَعَموا أَنَّهم أَهلُ استِنباطِ عِلمِ اللهِ. فَقَد کَذَبوا عَلَی اللهِ و رَسولِه، و رَغِبوا عَن وَصِیِّهِ علیه السّلام و طاعَتِه، و لَم یَضَعوا فَضلَ اللهِ حَیثُ وَضَعَه اللهُ تَبارَکَ و تَعالَی؛ فَضَلّوا و أَضَلّوا أَتباعَهم، و لَم یَکُن لهم حُجَّةٌ یَومَ القِیامَة... .»
ـ تفسیر الإمام العسکری علیه السّلام، ص ٥٢:
«ثمّ قال الرّضا علیه السّلام: لقد ذکرتَنی بما حَکَیتُه [عن] قَولِ رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم و قولِ أمیرالمؤمنین علیه السّلام و قولِ زین العابدین علیه السّلام:
أمّا قَولُ رسولِ الله صلّی الله علیه و آله و سلّم فما حَدَّثَنیه أبی، عن جدّی، عن أبیه، [عن جدّه]، عن رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم: ”إنّ اللهَ لا یَقبِضُ العِلمَ انتِزاعًا یَنتَزِعُه من النّاسِ، ولکن [یَقبِضُه] بِقَبضِ العُلماء. فإذا لم یَنزِل عالِمٌ إلی عالِمٍ یَصرِفُ عنه طُلّابُ حُطامِ الدُّنیا و حَرامِها، و یَمنَعونَ الحقَّ أهلَه، و یَجعَلونَه لِغَیرِ أهلِه، اتَّخَذَ النّاسُ رُؤَساءَ جُهّالًا، فَسُئِلوا فَأَفتَوا بِغَیرِ عِلمٍ فَضَلّوا و أضَلّوا.“
و أمّا قولُ أمیرِالمُؤمنین علیه السّلام فهو قولُه: ”یا معشرَ شیعتِنا و المُنتَحِلین [مَوَدَّتَنا]! إیّاکم و أصحابَ الرَّأیِ؛ فإنّهم أعداءُ السُّنَنِ. تَفَلَّتَت منهم الأحادیثُ أن یَحفَظوها و أعیَتهم السُّنَّةُ أن یَعوها. فَاتَّخَذوا عِبادَ اللهِ خَوَلًا، و مالَه دُوَلًا؛ فَذَلَّت لهم الرِّقابُ و أطاعَهم الخَلقُ أشباهُ الکِلابِ. و نازَعوا الحَقَّ أهلَه، و تَمَثَّلوا بالأئمَّةِ الصّادِقینَ و هم مِن الجُهّالِ و الکُفّارِ و المَلاعینَ؛ فَسُئِلوا عَمّا لا یَعلَمون، فَأنِفوا أن یَعتَرِفوا بِأنَّهم لا یَعلَمونَ، فَعارَضوا الدّینَ [بِآرائِهِم فَضَلّوا و أضَلّوا. أما لَو کانَ الدّینُ] بِالقیاسِ لَکان باطِنُ الرِّجلَینِ أولَی بِالمَسحِ من ظاهِرِهما.“» (محقّق)
- این عبارت لفظاً و معناً در بسیاری از مصادر آمده است از جمله:
