
سر الفتوح ناظر بر پرواز روح
سر الفتوح اثر علامه طهرانی قدّس سرّه که با بیانی شیوا، به تبیین مبانیِ مکتب توحید و عرفان میپردازد. این کتاب در حقیقت نقدِ کتاب «پرواز روح» اثر سید حسن ابطحی است. در فصل اول به نقدِ محورهای کتابِ «پرواز روح» پرداخته، و در فصل دوم در ضمن تعلیقاتی، جای جای کتابِ مذکور را مورد تحلیل و بررسی قرار دادهاند. اهم مطالب: • نقد و بررسی نظریه عدم نیاز به استاد کامل • اثبات فطری بودن و عقلانی بودنِ نیاز به استاد • اثبات نیاز به استاد با توجه به آیات و روایات. • بررسی و تحلیلِ «انکار علمِ حکمت و فلسفه» که انکار آن یعنی دستگاه عقل در وجود انسان، عاطل و باطل است. • اثبات اینکه حجیّت هر چیزی به عقل است حتی کتاب و سنت • ذکر آیات و روایاتی که دعوت به تعقل و تفکر میکنند. • نقد و بررسی نظر کسانی که نهایتِ سیرِ انسان را شناخت امام زمان علیه السلام میدانند از آنجا که برخی مباحث این کتاب نیاز به شرح و تفسیر بیشتر داشته است حضرت آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره، اقدام به درج مقدمه و تعلیقاتی بس نفیس نمودند که بر غنای مطالب افزوده است.
سر الفتوح ناظر بر پرواز روح
37توضیحی پیرامون مجذوب سالک و سالک مجذوب
آری، برای افرادی به طور بسیار بسیار نادر دیده میشود که بدون سلوک، در ابتدا جذبه آنان را میگیرد و آنان مجذوب انوار جمالیّه الهیّه میگردند؛ و سپس در پرتو همان جذبه، خودِ خداوند ایشان را حرکت میدهد تا به سر منزل مقصود با تلاش و سلوک برسند. ایشان را «مجذوب سالک» خوانند، چون پس از جذبه قدم در سلوک مینهند؛ به خلاف سایر افراد که آنان را «سالک مجذوب» گویند، چون بعد از مجاهده و سلوک، جذبه آنان را میگیرد. ولی دستۀ اوّل هم در عین حال بعد از جذبه، برای سلوک نیاز به استاد دارند.
مجذوب سالک و اویسی مشربها در پرتو جذبۀ الهی طیّ طریق میکنند
و برای افرادی بسیار نادر از این دسته، چنان جذبات الهیّه پشت سر هم آمده، و راه را پیوسته بدانها نشان میدهد! و در هر کجا طریقی برای وصول است، خود خداوند از عالم غیب میفهماند؛ آنان بدون استاد ظاهری راه را طی میکنند و به مقصد میرسند. این افراد را «اُوَیسی» خوانند، زیرا همانند اُوَیس قَرَنی میباشند که بدون دیدار و ملاقات رسول اللَه راه را طی کرد، و در اثر جذبات الهیّه به مقصد رسید. رضوان اللَه علیه.1
تقسیمبندی افراد بشر در کیفیّت تهذیب و تربیت (ت)
- افراد بشر در کیفیّت تهذیب و تربیت به دو دسته تقسیم میشوند:
گروه اوّل: کسانی هستند که صرف خواست و ارادۀ آنها بر انقیاد و اطاعت از اوامر پروردگار موجب اتّصال باطنی آنها با مبادی غیب و سلسلۀ علل عالم معنا گشته، و حقایق ربوبیّه را بدون دخالت نفس و امتزاج با هواها و هوسها و سلیقههای گوناگون به نفس و قلب آن افراد القاء مینمایند و ایشان را از تخیّلات و توهّمات که موانع طریق و قواطع سلوک میباشند، محفوظ و مصون میدارند و راه صواب را از خطا به آنها مینمایانند و ایشان را نسبت به صلاح و فساد خویش آگاه میسازند؛ که نمونه بارز این دسته از افراد، وجود مبارک خاتم رسل، رسول گرامی اسلام صلّی الله علیه و آله و سلّم میباشد؛ چنانچه امیر مؤمنان در نهج البلاغه دربارۀ حضرتش فرمود:
و لقد قَرَنَ اللهُ به صلّی الله علیه و آله من لَدن أن کان فطیمًا أعظمَ مَلَکٍ من ملائکته یسلُک به طریقَ المکارم و محاسنَ أخلاقِ العالَم لیلهِ و نهارهِ، و لقد کنتُ أتَّبِعُه اتّباعَ الفصیلِ أثرَ أُمّه، [ادامه در صفحه بعد]
- افراد بشر در کیفیّت تهذیب و تربیت به دو دسته تقسیم میشوند:
