اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

رساله اجتهاد وتقلید

129٬550
فقه واصول

کتاب نفیس «اجتهاد و تقلید» ترجمۀ فارسیِ تقریرات درسهای حضرت آیت‌اللَه حاج شیخ حسین حلّی است که توسط حضرت علامه آیت‌اللَه حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی رضوان‌اللَه‌علیهما به رشتۀ تحریر درآمده و فرزند حضرت علامه، حضرت آیت‌اللَه حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس‌اللَه‌سرّه با ترجمه و اضافاتی در قالب مقدّمه، تعلیقه و خاتمه‌ای مبسوط بر اتقان این اثر افزوده‌اند. بیان موشکافانه و دقیق «مبانی اجتهاد و تقلید» به زبان فنّی و تخصّصی، و نقد و بررسی «آراء مختلف فقهاء و مجتهدین» و طرحِ «مبانی اهل معرفت در این موضوع» از ویژگی‌های خاص این اثر شریف است. بیان مقدمه‌ای راهگشا و خاتمه‌ای مبسوط و گرانسنگ در تبیینِ «شاخصه‌های اجتهاد و استنباط» و «زعامت و مرجعیت عامه» نیز از مختصات این اثر بی‌بدیل بوده که علماء و فضلاء و محققین گرامی را به تحقیق و تدبّر در آن فراخوانده است. اهم مطالب مندرج در این اثر: • حجیّت فتوای حاصل از «علم و یقین»، «امارات کاشفه از واقع»، «اصول محرزه»، «اصول غیر محرزه» و «اصول عقلیه» • وجوب عقلی اجتهاد برای تحصیل احکام • حجیت فتوا بر مبنای حکومت و بر مبنای کشف و مسلک تبعیض در احتیاط • مسئله «تجزّی در اجتهاد» • بررسی و نقد «ملاک‌بودن شهرت، در مقبولیّت روایت» • مسئله «تبدّل رأی مجتهد» • بدیهی و فطری بودن جواز تقلید • ادلّۀ وجوب تقلید از اعلم • مسئله «تقلید از میّت ابتدائاً و بقائاً» • مسئلۀ «تقلید در اصول دین»، «تقلید در اصول فقه»، «تقلید در موضوعات» • شاخصه‌‌های بیست‌ویک‌گانۀ اجتهاد و استنباط • شاخصه‌های هشت‌گانۀ زعامت و مرجعیّت

سرای جاوید

رساله اجتهاد وتقلید

167
  • حاصل شد به او مجتهد مطلق گفته می‌شود.1

  • نقد معلّق بر مرحوم حلّی، و اثبات بساطت و وحدت ملکۀ هر علم (ت)

  •  

  •  

    1. لا یخفی اینکه نسبت به مطالبی که در تقسیم اجتهاد به مطلق و متجزِّی و تعریف ماهیّت آن دو ایراد گردید، تأمّل و اشکال است؛ توضیح مطلب اینکه:
      اختلاف علوم با یکدیگر به واسطۀ اختلاف در موضوع و مسائل آن علم است، و مسائل هر علم متّکی و مستند بر مبادی اولیّۀ آن علم می‌باشد؛ مثلاً موضوع ریاضی عدد و ارتباط بین واحدهای آن، و موضوع علم طب بدن انسان و شناخت صحّت و سقم در آن می‌باشد و هکذا... .*
      و بر این اساس ملکاتی که برای استخراج و استنتاج مسائل هر علم حاصل می‌شود برگرفته از مبادی اوّلیّه و مقدّمات شناخت همان علم خواهد بود. و آن ملکه، عالم به آن علم را متمکّن می‌سازد که در مسائل مختلفۀ آن علم، و در حال تشتّت آن به استحصال نتیجۀ مطلوب دست یابد؛ و در نتیجه اگر عارف به موضوع آن علم بتواند با قدرت اطّلاع و حدّت ذهن و اتّکاء بر حافظه، مسائل آن علم را استحصال نماید، این شخص دارای ملکۀ اقتدار بر تحصیل مسائل آن علم می‌باشد، گرچه هنوز نسبت به برخی از مسائل آن علم اطّلاع و یا خُبرویّت در استحصال نداشته باشد.
      مثلاً نجّاری که ملکه بر فنّ نجّاری دارد قادر است انواع محصولات چوبی را به مرتبۀ وجود و تحقّق درآورد، از میز و صندلی و تخت و کمد و امثال ذلک، گرچه تخصّص او در ساخت و پرداخت میز و صندلی باشد؛ زیرا آن نجّار با اطّلاع بر مبادی این فن و شناخت رمز و راز نجّاری و کیفیّت تراش و ترکیب چوب و اطّلاع از خصوصیّات موادّ لازمه، به آن قدرت و ملکۀ لازمۀ این فن دسترسی پیدا کرده است و گرچه تاکنون موفّق به ساخت کمد و قفسه نشده است ولی با اندک مطالعه‌ای در این مورد و طرح چند سؤال از خبرۀ آن می‌تواند به مانند دیگران این محصول را به مَنصّۀ ظهور درآورد؛ و دیگر معنا ندارد که در این حال او را متجزِّی در نجّاری بنامیم و ملکۀ در این فن را به ملکات متعدّده و متکّثره‌ای تقسیم نماییم؛ این مطلب خلاف ذوق سلیم و بداهت عرفی می‌باشد.
      با توجّه به مطالب مذکوره تشبیه علم فقه در ابواب مختلفه همچون طهارت و صلاة و بیع و نکاح، به علوم متفاوته از ریاضیات و کیمیا و علوم طبیعی در غایت اشتباه و خطاء است؛ زیرا موضوع این علوم و فنون هرکدام با دیگری تفاوت جوهری دارد، چنانچه گذشت؛ و امّا موضوع در علم فقه با تمام اختلاف ابواب آن عبارت است از: فعل مکلّف بما هو مکلّف من الله تعالی، و این موضوع در تمامی ابواب فقه ـ اعمّ از طهارت و صلاة و حجّ و بیع و غیره ـ واحد است و قابل تعدّد نیست. بلی، در عوارض ذاتیّۀ فعل مکلّف اختلاف و تفاوت موجود است، و این موجب نمی‌شود که از تحت موضوع فقه خارج شود و برای خود علمی مستقلّ و فنّی متفاوت به وجود آورد. [ادامه در صفحه بعد]
/ 9