کتاب نفیس «اجتهاد و تقلید» ترجمۀ فارسیِ تقریرات درسهای حضرت آیتاللَه حاج شیخ حسین حلّی است که توسط حضرت علامه آیتاللَه حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی رضواناللَهعلیهما به رشتۀ تحریر درآمده و فرزند حضرت علامه، حضرت آیتاللَه حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللَهسرّه با ترجمه و اضافاتی در قالب مقدّمه، تعلیقه و خاتمهای مبسوط بر اتقان این اثر افزودهاند. بیان موشکافانه و دقیق «مبانی اجتهاد و تقلید» به زبان فنّی و تخصّصی، و نقد و بررسی «آراء مختلف فقهاء و مجتهدین» و طرحِ «مبانی اهل معرفت در این موضوع» از ویژگیهای خاص این اثر شریف است. بیان مقدمهای راهگشا و خاتمهای مبسوط و گرانسنگ در تبیینِ «شاخصههای اجتهاد و استنباط» و «زعامت و مرجعیت عامه» نیز از مختصات این اثر بیبدیل بوده که علماء و فضلاء و محققین گرامی را به تحقیق و تدبّر در آن فراخوانده است. اهم مطالب مندرج در این اثر: • حجیّت فتوای حاصل از «علم و یقین»، «امارات کاشفه از واقع»، «اصول محرزه»، «اصول غیر محرزه» و «اصول عقلیه» • وجوب عقلی اجتهاد برای تحصیل احکام • حجیت فتوا بر مبنای حکومت و بر مبنای کشف و مسلک تبعیض در احتیاط • مسئله «تجزّی در اجتهاد» • بررسی و نقد «ملاکبودن شهرت، در مقبولیّت روایت» • مسئله «تبدّل رأی مجتهد» • بدیهی و فطری بودن جواز تقلید • ادلّۀ وجوب تقلید از اعلم • مسئله «تقلید از میّت ابتدائاً و بقائاً» • مسئلۀ «تقلید در اصول دین»، «تقلید در اصول فقه»، «تقلید در موضوعات» • شاخصههای بیستویکگانۀ اجتهاد و استنباط • شاخصههای هشتگانۀ زعامت و مرجعیّت
رساله اجتهاد وتقلید
211و لکن به تأمّل و دقّت تامّ در کلام صاحب فصول روشن میگردد که ایشان در مقام فرق بین فروع ثلاثه و مشابه آنها و بین سه فرع دیگر و مشابه آنها میباشد، ولی در مقام اعطای قاعدۀ کلّیه در مناط فرق، به عبارات غیر واضحه تعبیر نموده است. پس در یکجا میگوید: «متعلّق و حکم» و در جای دیگر تعبیر میآورد به جامع بین فروع ثلاثهای که در صدد اثبات عدم إجزاء در آن فروع است به این تعبیر که: «واقعه از مواردی است که به مقتضای فتوا، تعیّن در وقوع آن شرعاً حاصل نمیشود.» و از جامع فروع دیگری که در صدد اثبات إجزاء در آنها است، تعبیر میآورد که: «واقعه از مواردی است که به مقتضای فتوا، شرعاً تعیّن در وقوع پیدا میکند.»
لکن با تأمّل در کلام ایشان و در فرق بین فروع مذکورۀ او، واضح میگردد که ایشان در مقام فرق بین وقایعی است که در خارج تعیّن پیدا کردهاند و به مقتضای فتوای اوّل، منقضی شدهاند، پس در این وقایع اثبات إجزاء مینمایند؛ و بین وقایعی است که تاکنون در خارج تحقّق پیدا نکردهاند، ولی فتوای اوّل مقتضی صحّت آنهاست و فتوای ثانی مقتضی بطلان آنها است، پس در این وقایع إجزاء راهی ندارد.
تبیین فروع ثلاثهای که صاحب فصول بناء را در آنها بر اجزاء گذارده است
امّا فروع ثلاثۀ قسم اوّل:
پس اوّل آن: بنا بر عدم جزئیّت شیئی در عبادت یا عدم شرطیّت شیئی است، پس به همان کیفیّت عبادت را انجام میدهد و پس از آن عدول میکند؛ و در این صورت بنا را بر صحّت عبادت گذشته میگذارد حتّی اگر آنچه انجام داده است، صلاة بدون سوره باشد. سپس رجوع میکند (البتّه پس از تجاوز محلّ) و در این صورت بنا را بر صحّت نماز میگذارد از این جهت که تجاوز از محلّ شده است.
یا اینکه بنا را بر صحّت میگذارد در موی خرگوش و ثعلب، سپس رجوع میکند حتّی در أثناء صلاة، البتّه در صورتی که قبل از رجوع، آن مو را برداشته

