کتاب نفیس «اجتهاد و تقلید» ترجمۀ فارسیِ تقریرات درسهای حضرت آیتاللَه حاج شیخ حسین حلّی است که توسط حضرت علامه آیتاللَه حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی رضواناللَهعلیهما به رشتۀ تحریر درآمده و فرزند حضرت علامه، حضرت آیتاللَه حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللَهسرّه با ترجمه و اضافاتی در قالب مقدّمه، تعلیقه و خاتمهای مبسوط بر اتقان این اثر افزودهاند. بیان موشکافانه و دقیق «مبانی اجتهاد و تقلید» به زبان فنّی و تخصّصی، و نقد و بررسی «آراء مختلف فقهاء و مجتهدین» و طرحِ «مبانی اهل معرفت در این موضوع» از ویژگیهای خاص این اثر شریف است. بیان مقدمهای راهگشا و خاتمهای مبسوط و گرانسنگ در تبیینِ «شاخصههای اجتهاد و استنباط» و «زعامت و مرجعیت عامه» نیز از مختصات این اثر بیبدیل بوده که علماء و فضلاء و محققین گرامی را به تحقیق و تدبّر در آن فراخوانده است. اهم مطالب مندرج در این اثر: • حجیّت فتوای حاصل از «علم و یقین»، «امارات کاشفه از واقع»، «اصول محرزه»، «اصول غیر محرزه» و «اصول عقلیه» • وجوب عقلی اجتهاد برای تحصیل احکام • حجیت فتوا بر مبنای حکومت و بر مبنای کشف و مسلک تبعیض در احتیاط • مسئله «تجزّی در اجتهاد» • بررسی و نقد «ملاکبودن شهرت، در مقبولیّت روایت» • مسئله «تبدّل رأی مجتهد» • بدیهی و فطری بودن جواز تقلید • ادلّۀ وجوب تقلید از اعلم • مسئله «تقلید از میّت ابتدائاً و بقائاً» • مسئلۀ «تقلید در اصول دین»، «تقلید در اصول فقه»، «تقلید در موضوعات» • شاخصههای بیستویکگانۀ اجتهاد و استنباط • شاخصههای هشتگانۀ زعامت و مرجعیّت
رساله اجتهاد وتقلید
78... 1
- [ادامه تعلیقه صفحه قبل] و له ظَهرٌ و بَطنٌ، فظاهِرُهُ حُکمٌ و باطِنُهُ عِلمٌ، ظاهِرُهُ أنیقٌ و باطِنُهُ عَمیقٌ. له نُجومٌ و علی نُجومِهِ نُجومٌ لا تُحصَی عَجائِبُهُ و لا تُبلَی غَرائِبُهُ. فیه مَصابیحُ الهُدَی و مَنارُ الحِکمَةِ و دَلیلٌ علی المَعرِفَةِ لِمَن عَرَفَ الصِّفَةَ، فَلیَجلُ جالٍ بَصَرَهُ و لیُبلِغ الصِّفَةَ نَظَرَهُ یَنجُ مِن عَطَبٍ و یَتَخَلَّصْ مِن نَشَبٍ؛ فَإنّ التَّفَکُّرَ حَیاةُ قَلبِ البصیرِ کما یَمشی المُستَنیرُ فی الظُّلُماتِ بِالنّورِ، فَعَلَیکُم بِحُسنِ التَّخَلُّصِ و قِلَّةِ التَّرَبُّصِ.“» ( الکافی، ج ٢، ص ٥٥٨)
در این کلام شریف سخنی از آیات احکامیّه و احکام تکلیفیّه نیست، بلکه تماماً اشارت و ارشاد به نورانیّت قرآن و اهتداء به واسطۀ او و دلالت بر خیر و فلاح و تدبّر و تأمّل در حقائق و رقائق معانی او است، آیا التجاء به قرآن در فتن مظلمه مربوط به آیات الأحکام آن است؟ آیا تأمّل و تفکر در باطن قرآن که فرمود: «باطنُه علمٌ» و «باطنُه عمیق» به احکام تکلیفیّۀ ظاهریّه برمیگردد؟! چرا اینقدر ما باید از ادراک واقعیّات به دور باشیم و نخواهیم مشی و مرام و منهج خود را با حقایق دین و دستورات شرع و برنامۀ تربیتی و تزکیۀ اولیای دین وفق دهیم؟!
امام صادق علیه السّلام فرمود: رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمودند:
«القرآنُ هُدًی مِن الضَّلالِ و تِبیانٌ مِن العَمَی و استِقالَةٌ مِن العَثرَةِ و نورٌ مِن الظُّلمَةِ و ضیاءٌ مِن الأحداثِ و عِصمَةٌ مِن الهَلَکَةِ و رُشدٌ مِن الغَوایَةِ و بیانٌ مِن الفِتَنِ و بَلاغٌ مِن الدُّنیا إلَی الآخِرَةِ، و فیه کَمالُ دینِکُم، و ما عَدَلَ أحدٌ عن القرآنِ إلّا إلَی النّارِ.» (همان مصدر، ص ٦٠٠)
براستی آیا ما که اینقدر سنگ متابعت از سنّت را به سینه میزنیم و بدین لحاظ بر طوائف دیگر فخر میفروشیم، تا چه اندازه به این احادیث دربارۀ قرآن عمل نمودهایم؟
آیا فضلاء و علمای حوزههای علمیّه به مقدار یک پنجم آنچه وقت و تحقیق و تدقیق در احادیث و روایات احکامیّه و سایر علوم و اطّلاعات مستورده از مکاتب مختلف میگذارند، دربارۀ قرآن و تفسیر آن و تأمّل و تدبّر در آیات انجام میدهند؟! این همه در روایات تأکید بر قرائت قرآن شده است و در آیات شریفه تصریح بدین جهت گردیده است، چقدر بدان ترتیب اثر دادهایم؟!
در کتاب شریف الکافی، باب ثواب قرائة القرآن، از امام صادق علیه السّلام روایت میکند که فرمودند:
«ثلاثةٌ یَشکونَ إلَی الله عزّوجلّ: مسجدٌ خَرابٌ لا یُصَلّی فیه أهلُه، و عالمٌ بَینَ جُهّالٍ، و مُصحَفٌ مُعلَّقٌ قد وَقَعَ علیهِ الغُبارُ لا یُقرَأُ فیه.» (همان مصدر، ص ٦١٣)
و نیز دربارۀ کسانی که مداومت بر تلاوت قرآن و تدبّر در معانی آن دارند، امام صادق علیه السّلام میفرمایند: [ادامه در صفحه بعد]
- [ادامه تعلیقه صفحه قبل] و له ظَهرٌ و بَطنٌ، فظاهِرُهُ حُکمٌ و باطِنُهُ عِلمٌ، ظاهِرُهُ أنیقٌ و باطِنُهُ عَمیقٌ. له نُجومٌ و علی نُجومِهِ نُجومٌ لا تُحصَی عَجائِبُهُ و لا تُبلَی غَرائِبُهُ. فیه مَصابیحُ الهُدَی و مَنارُ الحِکمَةِ و دَلیلٌ علی المَعرِفَةِ لِمَن عَرَفَ الصِّفَةَ، فَلیَجلُ جالٍ بَصَرَهُ و لیُبلِغ الصِّفَةَ نَظَرَهُ یَنجُ مِن عَطَبٍ و یَتَخَلَّصْ مِن نَشَبٍ؛ فَإنّ التَّفَکُّرَ حَیاةُ قَلبِ البصیرِ کما یَمشی المُستَنیرُ فی الظُّلُماتِ بِالنّورِ، فَعَلَیکُم بِحُسنِ التَّخَلُّصِ و قِلَّةِ التَّرَبُّصِ.“» ( الکافی، ج ٢، ص ٥٥٨)

