اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

کتاب نفیس «مبانی تشیع» متن پیاده‌شدۀ هشت سخنرانی از حضرت علامه آیت‌اللَه حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس‌اللَه‌سرّه پیرامون موضوعات اصیل اعتقادی همچون «توحید و ولایت»، «جبر و اختیار»، «خیر و شرّ»، «فقر و عبودیّت»، «واسطۀ فیض» و «عدالت صحابه» می‌باشد، که با بیانی شیوا به تبیین مبانی اصیل تشیّع، بر اساس آموزه‌های توحیدی و عرفانیِ پرداخته و برای اهل معرفت و سالکان طریق حق جهت وصول به حقیقت، راهگشا و راهنماست. اهم مطالب مندرج در این اثر: • تصحیح دید انسان، باعث خیر محض دیدن همه چیز • پیداش عنوان «بدی» و «شرّ» نسبی و در مقام مقایسه • معنای عبارت «لا تکرارَ فی التجلّی» • علت اینکه انبیاء و اولیاء خود را در پایین‌ترین درجات می‌بینند • تحلیلی لطیف از مجبور یا مختار بودن انسان • عدم تنافی خواست خدا با اختیار و ارادۀ انسان • نسبت عمل انسان و مکافات عمل در دیدگاه اهل توحید • منطق جبر، راهی برای فرار از پذیرش مسئولیّت اعمال خویش • رفع شبهه از تندخو بودن حضرت یونس علیه‌السلام • اختلاف درجات انبیاء در قرآن‌کریم • عدم دلالت بروزات خارجی اولیاء بر افضلیّت ایشان • نقدی بر وهابیت و نسبت شرک به تشیع • ولایت عبارت‌است از توحید عملی • مکتب ولایت، مکتب تربیت • حقیقت فقر و عبودیت انسان • تنها راه نجات انسان اعتراف به الوهیت پروردگار و بیچارگی خود • فقر محض بودن پیغمبر در مقابل پروردگار • غلط‌بودن بی‌تفاوتی در مقابل حق و احتیاط‌کاری بی‌جا • اهل‌بیت علیهم‌السلام راه اتصال بشریّت به پروردگار • نقد و بررسی قول اهل‌سنّت در عدالت مطلق صحابه

سرای جاوید

مبانی تشیّع

40
  •  اگر در آن عالم، آن أعلیٰ درجه از ملائکۀ مقرّبین و انبیاءِ مرسلین بخواهد به اندازۀ یک سر سوزن خودش را از موجودِ دیگر جلوتر بداند، این عین هلاکت است!

  • در عالم حقیقت همۀ موجودات در صف واحدی هستند

  •  عنوان خوبی و بدی و تقدّم و تأخّر و اشرفیّت و افضلیّت و... ، همه‌اش برای اعتبار است؛ از عالم اعتبار که بگذریم و نگاه به حقائق کنیم، همه در صف واحدند. قدرتی که خدا برای ایجاد کوه أبوقبیس که نصف زمین مکه را گرفته است إعمال کرده، با قدرتی که خداوند برای یک قطعه سنگ کوچک إعمال کرده است، یک اندازه است؛ آنجا خدا بیشتر زور نزده، زحمت نکشیده، إعمال سبب نکرده است که کوه را ایجاد کند. کوه در نزد ما با این یک قطعه سنگ فرق می‌کند؛ این را بزرگ می‌دانیم و آن را کوچک؛ جبرئیل را بزرگ می‌دانیم، ملائکۀ زیر دستش را کوچک؛ فیل را بزرگ می‌دانیم، پشه را کوچک!

  •  و امّا درآنجا اصلاً معقول نیست که إعمال قدرت و علم و حکمت و خلقت و تمام صفات پروردگار که‌ طلوع می‌کند تا اینکه یک فیل را خلق کند و یا یک پشه را خلق کند، تفاوت داشته باشد! هیچ تفاوتی ندارد؛ آنجا همه‌اش علی‌السّویه است! یک قدرت پخش شده است روی همۀ عوالم؛ یک علم؛ یک حکمت؛ یک ظهور؛ یک تجلّی. تمام موجودات، همه در آنجا هستند و جلوتر و تقدّم و تأخّر نیست.

  • حکومت بندگی، عبودیّت و فقر مطلق در حریم قدس ربوبی

  •  در آنجا اگر کسی از خودش دربارۀ سگی تخیّل کند که مثلاً: من از آن سگ ـ همین سگ! سگ نجس و... ـ بالاترم،1 اصلاً جای هم‌چنین شخصی در قعر 

  •  

    1. عُدّةُ الدّاعی و نجاح الساعی، ص ٢١٨:
      «حَدَّثَنی بِهِ بَعضُ أصحابِنا: أنّ اللهَ سُبحانَهُ أوحَی إلَی مُوسَی علیه السّلام: ”إذا جِئتَ لِلمُناجاةِ فاصحَب مَعَکَ مَن تَکونُ خَیرًا مِنهُ!“ فَجَعَلَ مُوسَی لا یَعتَرِضُ [یَعرِضُ‌] أحَداً إلّا و هُوَ لا یَجسُرُ [یَجتَرِئُ‌] أن یَقولَ إنّی خَیرٌ مِنهُ؛ فَنَزَلَ عَنِ النّاسِ و شَرَعَ فی أصنافِ الحَیَواناتِ حَتَّی مَرَّ بِکَلبٍ أجرَبَ فَقالَ: ”أصحَبُ هَذا!“ فَجَعَلَ فی عُنُقِهِ حَبلًا ثُمَّ مَرَّ [جَرَّ] بِهِ؛ فَلَمّا کانَ فی بَعضِ الطَّریقِ شَمَّرَ الکَلبَ مِنَ الحَبلِ و أرسَلَهُ. فَلَمّا جاءَ إلَی مُناجاةِ الرَّبِّ سُبحانَهُ قالَ: ”یا مُوسَی، أینَ ما أمَرتُکَ بِهِ؟!“ قالَ: ”یا رَبِّ، لَم أجِدهُ!“ فَقالَ اللهُ تَعالَی: ”وَ عِزّتی و جَلالی لَو أتَیتَنی بِأحَدٍ لَمَحَوتُکَ مِن دیوانِ النُّبُوَّة.“»
      ترجمه: «خدای تعالی به موسی علیه السّلام وحی فرمود که: ”وقتی برای مناجات آمدی، کسی را که تو بهتر از او هستی به همراه بیاور!“ حضرت موسی به هر کس که می‌رسید، جرأت نمی‌کرد که بگوید من بهتر از او هستم؛ مردم را رها کرد و در اصناف حیوانات جستجو کرد تا آنکه به سگ گَر گرفته‌ای رسید. حضرت با خود گفت: این سگ را با خود می‌برم. آنگاه ریسمانی در گردن سگ کرد و با خود برد. وقتی در بین راه رسید طناب را از سگ باز کرد و رهایش نمود. وقتی به مناجات پروردگار رسید پروردگار فرمود:
      ”ای موسی! چرا آنچه که من امر کردم نیاوردی؟!“ عرضه داشت: ”پروردگارا! من آن را نیافتم!“ خدای تعالی فرمود: ”قسم به عزّت و جلالم اگر کسی را با خود می‌آوردی، اسم تو را از دیوان پیامبری محو می‌کردم!“» (محقق)
/ 24