اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

کتاب نفیس «مبانی تشیع» متن پیاده‌شدۀ هشت سخنرانی از حضرت علامه آیت‌اللَه حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس‌اللَه‌سرّه پیرامون موضوعات اصیل اعتقادی همچون «توحید و ولایت»، «جبر و اختیار»، «خیر و شرّ»، «فقر و عبودیّت»، «واسطۀ فیض» و «عدالت صحابه» می‌باشد، که با بیانی شیوا به تبیین مبانی اصیل تشیّع، بر اساس آموزه‌های توحیدی و عرفانیِ پرداخته و برای اهل معرفت و سالکان طریق حق جهت وصول به حقیقت، راهگشا و راهنماست. اهم مطالب مندرج در این اثر: • تصحیح دید انسان، باعث خیر محض دیدن همه چیز • پیداش عنوان «بدی» و «شرّ» نسبی و در مقام مقایسه • معنای عبارت «لا تکرارَ فی التجلّی» • علت اینکه انبیاء و اولیاء خود را در پایین‌ترین درجات می‌بینند • تحلیلی لطیف از مجبور یا مختار بودن انسان • عدم تنافی خواست خدا با اختیار و ارادۀ انسان • نسبت عمل انسان و مکافات عمل در دیدگاه اهل توحید • منطق جبر، راهی برای فرار از پذیرش مسئولیّت اعمال خویش • رفع شبهه از تندخو بودن حضرت یونس علیه‌السلام • اختلاف درجات انبیاء در قرآن‌کریم • عدم دلالت بروزات خارجی اولیاء بر افضلیّت ایشان • نقدی بر وهابیت و نسبت شرک به تشیع • ولایت عبارت‌است از توحید عملی • مکتب ولایت، مکتب تربیت • حقیقت فقر و عبودیت انسان • تنها راه نجات انسان اعتراف به الوهیت پروردگار و بیچارگی خود • فقر محض بودن پیغمبر در مقابل پروردگار • غلط‌بودن بی‌تفاوتی در مقابل حق و احتیاط‌کاری بی‌جا • اهل‌بیت علیهم‌السلام راه اتصال بشریّت به پروردگار • نقد و بررسی قول اهل‌سنّت در عدالت مطلق صحابه

سرای جاوید

مبانی تشیّع

52
  • است؛ شقاوت و سعادت برای این است؛ پیغمبران برای این آمدند؛ دعوت‎ها همه صریح است؛ قتل و قتال انبیاء با دشمنان همه بر این اساس است؛ تبلیغات همه بر این اساس است؛ دین بر همین اساس است؛ و اگر این مسئله نباشد هیچ چیزی نیست!

  •  و وقتی اختیار و اراده از ما کنار رفت، یعنی به‌جایی رسیدیم که اراده و اختیار نداشتیم، در آنجا مسئولیّت نداریم و تکلیف هم نداریم؛ ﴿لَا يُكَلِّفُ ٱللَهُ نَفۡسًا إِلَّا وُسۡعَهَا﴾،1 ﴿لَا يُكَلِّفُ ٱللَهُ نَفۡسًا إِلَّا مَآ ءَاتَىٰهَا﴾.2 وقتی اختیار داریم ما براساس آن اختیار، بهشت و جهنّم داریم، سعادت و شقاوت داریم.

  •  حالا شما بگویید که: بهشت و جهنّم هم برای خدا است! ما هم می‌گوییم: خیلی خُب، باشد، حرفی نیست، ما هم همین حرف را می‌خواهیم بزنیم؛ ما هم می‌خواهیم بگوییم خدا بهشت دارد، جهنّم هم دارد، ولیکن آن کسی که جهنّم می‌رود و بهشت می‌رود با پای خودش به بهشت و جهنّم می‌رود، و مجموع خودش و پایش و اراده‌اش و بهشت و جهنّم هم همه ملک خدا است. در این حرفی نیست؛ «و لا یُمکنُ الفِرارُ مِن حُکومَتِک»3 حرفی است تمام، درست، ولی این حرف سلب مسئولیّت برای ما نمی‌کند؛ صحبت در این است!

  •  من که می‌دانم اگر قندان را بیخود رها کنم می‌شکند، گوشمالی می‌شوم و می‌گویند: بیا آقا از عهدۀ ضمان بر بیا! نمی‌توانم بگویم: من از خودم رفعِ این ضمان می‌کنم، برای اینکه این کار، کار خدا بود! آن کسی که در اینجا حکم به 

  •  

    1. سوره بقره (٢) آیه ٢٨٦. امام شناسی، ج ‌١، ص ١١٢:
      «تکلیف نمی‌کند خداوند به کسی مگر به اندازۀ سعه و گشایش او.»
    2. سوره طلاق (٦٥) آیه ٧. امام شناسی، ج ‌١، ص ١١٢:
      «تکلیف نمی‌کند خداوند به کسی مگر به اندازۀ آن چیزی را که به او داده است.»‌
    3. مصباح المتهجّد، ج ‌٢، ص ٨٤٥، فرازی از دعای کمیل رحمة الله علیه. ترجمه:
      «فرار از تحت حکومت تو ممکن نیست!» (محقّق)
/ 12