کتاب ذیقیمت «رسالةٌ حولَ مسئلةِ رؤیةِ الهلال» اثر نفیس حضرت علامه آیةاللَه حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّساللَهسرّه، مکاتبات و مراسلاتی است به زبان عربی پیرامون «مسئله رؤیت هلال» که بین ایشان و استاد مکرّمشان آیةاللَه حاج سید ابوالقاسم خوئی رضواناللَهعلیه برقرار بوده است. مرحوم آیةاللَه خوئی برخلاف مشهور، معتقد به عدم لزوم اشتراک افق در میان شهرها و کشورها بوده و صرف رؤیت در یک قسمت از زمین را برای حکم به دخول ماه جدید در جمیع امکنه، کافی میدانستند. مرحوم علامه طهرانی در طیّ مراسلات و مکاتباتی به نقد و رد این نظریۀ استاد، همراه با ادلۀ متقن و شواهد مستدل و قرائن قطعی و مؤیداتی از علم هیئت و نجوم، پرداخته و جمیع مواضع استاد خویش را یکبهیک به مهمیز نقد کشانده و بهروشنی به ثبوت می رساند که حق با نظر مشهور است که اشتراک آفاق بین شهرها و کشورها برای دخول ماه جدید لازم و ضروری است و حکم به دخول ماه در یک شهر، موجب حکم به دخول آن در بلاد بعیده نخواهد بود و آنها باید طبق افق شهر یا کشور خویش، دخول ماه را مورد توجه قرار داده و طبق همان احکام شرعی خویش را معمول دارند. این کتاب، شامل ابحاث علمی، فقهی و فنّی بوده که به زبان عربی از ناحیۀ طرفین نگاشته شده است که برای اهل علم و فضل و طالبان فقاهت فنی و اجتهادی در شناخت شیوۀ صحیح استنباط و اجتهاد، و کیفیت تجمیع شواهد و قرائن، و چگونگی دلالت ادلّه، الگویی بینظیر میباشد.
رسالة حول مسألة رؤية الهلال
39من هذا المقدار جدّاً؛ فهذه اللّیل یعدُّ من الشهر السابق.
و ربّما طلع القمر فی إسبانیا أوّل دخول لیلهم، و قد طلع الفجر فی تلك البلاد الشرقیة.
فأهل إسبانیا إذا رأوا هلال رمضان، یصبحون صائمین؛ و أهل الصین و الیابان، یصبحون مجوّزین للإفطار.
و هؤلاء إذا رأوا هلال شوّال، یصبحون مفطرین؛ و هؤلاء یصبحون صائمین.
هذا مضافاً إلى أنّ الشارع فیما اتّفق الفریقان بروایاتٍ مستفیضةٍ صرّح بأنّ المدار فی دخول الشهر هو الرُّؤیة فی الصیام و الحجّ و العمرة و قضاء الدیون و سائر الامور، مثل الأحكام و المسنونات المترتّبة على الشهور كرجب و شعبان و المحرّم و الصّفر و غیرها؛ فالخروج عن هذا و الالتزام بخروج القمر عن تحت الشعاع فی مبدئیة الشهر، و هو آن واحدٌ و لحظةٌ واحدةٌ فی جمیع العالم؛ یوجب الخروج عن جمیع هذه الأحكام البالغة إجمالًا حدّ الضّرورة من الدّین، و الالتزامَ بفقهٍ جدیدٍ، لا یشبه شئٌ منها شیئاً من الفقه، و قلبَ السُّنّة ظهرا لبطن
مجعولیة الرؤیة، على سبیل الموضوعیة لا الطریقیة
هذا مضافاً إلى أنّ الالتزام بمجرّد خروج القمر عن تحت الشعاع، یستلزم العلم بدخول الشهر بسبب العلم بخروج القمر ولو لم تتحقّق فی العالم رؤیةٌ أبداً؛ فتصیر الرُّؤیةُ كاشفةً محضةً؛ مع أنّ الروایات تدلّ على موضوعیتها فإذن لابدّ من الحكم بدخول الشهر إذا علمنا خروجه بالإرصاد، و الآلات الحدیثة التی رئی بها القمر، فیما إذا كانت الرُّؤیة بالعیون العادیة غیر المسلّحة محالًا؛ أو بحساب المنجّم الماهر الخبیر المطّلع من الزّیجات الدقیقة؛ فهو یحسب لنا دقیقاً أنّ خروج القمر عن تحت الشعاع إنّما یكون بعد ٤٤ قه و ١٢ عت ٢٩ و یوماً من الشهر الماضی تقریباً؛1 و یدلّنا على هذه الشهور واحداً بعد واحدٍ إلى عشر الآف سنةً؛ فنستریح من هذه الضّوضاءِ.
إن قلتَ: إنّ الروایات دلّت على أنّ للرؤیة دخلًا فی الجملة فی تحقّق الحكم؛ فلا بدّ بعد خروج القمر عن تحت الشعاع من رُئی فی ناحیةٍ ما، حتّى نحكم بدخول الشهر.
- إنّما قيّدناه بالتقريب لأنّ ما هو الثابت غير المتغيّر دائماً و هو (٤٤ قه و ١٢ عت و ٢٩ يوماً) إنّما هو الفصل بين مقارنتي النيّرين و لکن حيث کان زمان الخروج عن تحت الشعاع متغيّراً فالفصل بين الخروجين يکون هذا المقدار على سبيل التقريب. (منه عفي عنه)

