
مطلع انوار ج1
احوالات شخصی، حکایات و قصص، مکاتبات
جلد اول از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، در موضوعِ «احوالات شخصی، حکایات و قصص»، و در نهایت «منقولات و مکاتبات» به زیور طبع آراسته شده است. اهم مباحث این مجلّد: • ذکر احوالات شخصی ایشان اعم از نام مصنّفاتِ نوشته شده یا نشده، هجرت به مشهد مقدس، تاریخ رحلت نزدیکان و آشنایان و بزرگان، وصیتنامه حضرت آیت الحق حاج سید هاشم حداد و وصیتنامه حضرت علامه طهرانی قدس سرهما، • رساله «تفریق صلوات» در اثبات استحبابِ اکیدِ اقامه نماز در 5 وقت، نگارش یافته توسط معلق محترم، فرزند علامه • نقل حکایاتی دلنشین و تنبّه آور در اخلاق و عرفان؛ اعم از داستانهایی آموزنده از اهل بیت علیهم السلام و حکایاتی از بزرگان اهل معنی • نقل حکایاتی آموزنده از امور تاریخی و اجتماعی؛ همچون برداشتهایی از کتاب «برادران امیدوار» • مکتوب برخی ملاقاتها، نامه ها و مکاتباتِ علامه با برخی علماء و فقهاء و برخی بستگان و اقارب، که مشتمل بر توصیههای اخلاقی و سلوکی و برخی دیدگاههای علمی و فقهی میباشد.
مطلع انوار ج1
29ندارد و فقط مؤلّف به جهت رعایت مصالح اجتماعی و یا حفظ حریم شخصی از بردن نام شخصی پرهیز نماید که در این صورت نیز مطّلعین بر موارد ابهام و اجمال باید به این نکته توجّه نمایند و در راستای همان ملاحظات و نگرش با این موارد برخورد نمایند.
و چه بسا که مؤلّف عدم افشای این اسامی را در زمان خویش ضروری و افشای آن را در زمان متأخّر لازم میدانست، بنابراین همچنانکه مؤلّف این مجموعه در طرح این گونه مجملات با رعایت مصالح و موازین منطقی زمان و دوران خود، صلاح را بر عدم افشاء و تصریح برخی از مطالب دانسته است و به واسطه این روش، انتقادی مبنی بر لغویّت و عبثیّت درج این گونه مطالب بر او وارد نمیشود؛ باید مطّلعین بر حالات و عقاید و خصوصیّات روحی و کلمات او متوجّه نقاط رمز و اشارات باشند و با رعایتِ امانت، چشم خود را بر حقائق و واقعیّتهای خارجی و مراد مؤلّف نبندند، و ابلاغ و تبلیغ این حقائق را در حقّ نفوس مستعدّه و قلوب سلیمۀ از هواها و هوسها و عناد و استکبار دریغ نورزند و آنها را از این موائد آسمانی و معارف ربّانی محروم ننمایند.
و رعایت همین نکته است که کلام حکیمانه و راهگشای مؤلّف بزرگوار را از عبث بودن و بیفائده بودن خارج میسازد، و الاّ ثبت این گونه امور مبهمه آن هم از شخصیّتی این چنین به هیچوجه قابل قبول و پذیرش نخواهد بود.
در اینجا توجّه به این نکتۀ مهمّ بسیار مناسب و بجا خواهد بود که بر اساس مطالب فوق انسان میتواند از مطالعه و تدقیق در این گونه نوشتارها به پارهای از حقائق مرتبط با مؤلّف و دیدگاه او نسبت به حوادث و مسائل اجتماعی و معتقدات و معارف الهی و شخصیّتهای گوناگون دست یابد که اطّلاع بر آنها از کتب دیگر او چه بسا ممتنع و یا دشوار مینماید؛ و این نگرش و تحصیل آراء برای خوانندگان و محقّقین این مؤلّفات خصوصاً اگر از مثل افرادی همچون علاّمه طهرانی ـ رضوان
