
مطلع انوار ج1
احوالات شخصی، حکایات و قصص، مکاتبات
جلد اول از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، در موضوعِ «احوالات شخصی، حکایات و قصص»، و در نهایت «منقولات و مکاتبات» به زیور طبع آراسته شده است. اهم مباحث این مجلّد: • ذکر احوالات شخصی ایشان اعم از نام مصنّفاتِ نوشته شده یا نشده، هجرت به مشهد مقدس، تاریخ رحلت نزدیکان و آشنایان و بزرگان، وصیتنامه حضرت آیت الحق حاج سید هاشم حداد و وصیتنامه حضرت علامه طهرانی قدس سرهما، • رساله «تفریق صلوات» در اثبات استحبابِ اکیدِ اقامه نماز در 5 وقت، نگارش یافته توسط معلق محترم، فرزند علامه • نقل حکایاتی دلنشین و تنبّه آور در اخلاق و عرفان؛ اعم از داستانهایی آموزنده از اهل بیت علیهم السلام و حکایاتی از بزرگان اهل معنی • نقل حکایاتی آموزنده از امور تاریخی و اجتماعی؛ همچون برداشتهایی از کتاب «برادران امیدوار» • مکتوب برخی ملاقاتها، نامه ها و مکاتباتِ علامه با برخی علماء و فقهاء و برخی بستگان و اقارب، که مشتمل بر توصیههای اخلاقی و سلوکی و برخی دیدگاههای علمی و فقهی میباشد.
مطلع انوار ج1
33علیه ـ به دلیل و عذر واهی و مُضحِکِ رعایت فضای موجود در زمان گذشته، تمسّک گردیده است.
واقعاً انسان نمیداند بر این توهّمات بخندد و یا بگرید!! عذر بدتر از گناه. آخر این قلم را ـ که هنوز هویّتش برای بنده مشخّص نگشته ـ چه شده است که این چنین جسورانه به خود اجازۀ هتک حرمت به حریم مقدّس اولیای الهی را میدهد و با نادیده انگاشتن علّت حرمت و منع قاطع آن ولیّ الهی که با صراحت تامّ در جلد هجدهم امام شناسی بدان پرداخته است، موضوع را به دست فراموشی میسپارد و به خواننده اینچنین القاء میکند که علّت عدم استفاده از لفظ «امام» فقط به جهت رعایت فضای گذشته بوده است، عذری که مادر فرزند مرده را به قهقهه میاندازد؛ تو گویی که این افراد مخاطبین خود را نادان فرض نمودهاند و با زبان و فهم مادون خویش با آنان به تخاطب نشستهاند.
امّا این جانب به صراحت اعلام میکنم: مرحوم والد ما ـ قدّس الله سرّه ـ استعمال لفظ «امام» را فقط و فقط در انحصار امام معصوم علیه السّلام روا دانسته و استفاده از این عنوان را برای هر فردی غیر از امام معصوم علیه السّلام در عالم وجود حرام و موجب عقاب الهی میدانسته است. و در اینجا از خوانندگان معظّم تقاضا میکنم حتماً و حتماً به جلد هجدهم کتاب امام شناسی ایشان مراجعه نمایند و مطالب این تألیف بینظیر را با دقّت و متانت و موشکافی هرچه بیشتر مورد تحقیق و تأمّل قرار دهند.
آری اینست نتیجۀ غلبۀ هواها و تکالب بر کثرات و عالم تخیّلات بر حقائق عالم وجود؛ ﴿ثُمَّ كَانَ عَٰقِبَةَ ٱلَّذِينَ أَسَـٰٓـُٔواْ ٱلسُّوٓأَىٰٓ أَن كَذَّبُواْ بَِٔايَٰتِ ٱللَهِ وَكَانُواْ بِهَا يَسۡتَهۡزِءُونَ﴾.1
- سوره الرّوم (٣٠) آیه ١٠.
