
مطلع انوار ج1
احوالات شخصی، حکایات و قصص، مکاتبات
جلد اول از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، در موضوعِ «احوالات شخصی، حکایات و قصص»، و در نهایت «منقولات و مکاتبات» به زیور طبع آراسته شده است. اهم مباحث این مجلّد: • ذکر احوالات شخصی ایشان اعم از نام مصنّفاتِ نوشته شده یا نشده، هجرت به مشهد مقدس، تاریخ رحلت نزدیکان و آشنایان و بزرگان، وصیتنامه حضرت آیت الحق حاج سید هاشم حداد و وصیتنامه حضرت علامه طهرانی قدس سرهما، • رساله «تفریق صلوات» در اثبات استحبابِ اکیدِ اقامه نماز در 5 وقت، نگارش یافته توسط معلق محترم، فرزند علامه • نقل حکایاتی دلنشین و تنبّه آور در اخلاق و عرفان؛ اعم از داستانهایی آموزنده از اهل بیت علیهم السلام و حکایاتی از بزرگان اهل معنی • نقل حکایاتی آموزنده از امور تاریخی و اجتماعی؛ همچون برداشتهایی از کتاب «برادران امیدوار» • مکتوب برخی ملاقاتها، نامه ها و مکاتباتِ علامه با برخی علماء و فقهاء و برخی بستگان و اقارب، که مشتمل بر توصیههای اخلاقی و سلوکی و برخی دیدگاههای علمی و فقهی میباشد.
مطلع انوار ج1
48محمّد علوّیه میگفتند ـ دارای سه برادر بود به نام آقا سیّد زین العابدین طهرانی (معروف به آقا سیّد آغا) و آقا حاج سیّد مصطفی قنات آبادی و آقا سیّد محمّد تقی طهرانی، که همه فرزندان مرحوم مبرور آقا سیّد ابوالقاسم طباطبائی زوارئی اصفهانی بوده و او نوادۀ امیر صالح حسینی خاتون آبادی دامادِ مجلسی دوّم ملاّ محمّد باقر علی ابنته فاطمه بیگم بوده است و لذا نسب ما از این طریق منتهی به مجلسی ثانی از طرف دختر میشود و مجلسیّین هر دو نفر آنها جدّ مادری ما هستند.1
مرحوم آقا میرزا محمّد طهرانی (که تولّدش در سنۀ ١٢٨١ هجریّه قمریّه بوده و رحلتشان در ١٣٧١ هجریّه قمریّه واقع شده، و نود سال زندگی نمودند) در سنۀ رحلت استاد و شوهر والدۀ خود مرحوم مجدّد سی و یک سال داشتند؛ و خود آن مرحوم برای حقیر نقل کردند که من مدّت چهارده سال از درس مرحوم میرزا مجدّد استفاده کردهام؛ چون رحلت مرحوم مجدّد در سنۀ ١٣١٢ اتفاق افتاد.
باری تولّد مجدّد در سنۀ ١٢٣٠ هجریّه قمریّه، و هجرت ایشان به نجف اشرف در ١٢٥٩، و هجرت به سامرّاء در ١٢٩١، و پس از بیست و یک سال توقّف در سامرّاء پس از ٨٢ سالگی در سنۀ ١٣١٢ هجریّه قمریّه رحلت میکنند.
و تولّد مرحوم جدّ ما آقا سیّد ابراهیم در ١٢٦٢ هجریّه قمریّه، و هجرتشان به نجف اشرف در ١٢٨٣، و هجرتشان به سامّرا در حدود ١٣٠٠، و تا سنۀ ١٣١٢ که رحلت مرحوم آیة الله مجدّد واقع شده پیوسته از محضر درس او استفاده میکنند و از اعاظم و اجلاّء شاگردان او محسوب میشوند، و پس از رحلت مجدّد نیز هشت سال در سامرّا میمانند و سپس برای زیارت حضرت رضا علیه السّلام به ایران
- در جلد ٢ نقباء البشر صفحه ٧٩٨ در ضمن بیان ترجمۀ احوال آقا سیّد زین العابدین طهرانی گوید: و کان رحمه الله یذکر انّه من طرف الاُمّ من أسباط العلاّمة المجلسی؛ و یُسمّی جدَّه السِّبط لکنّه لم یحفظ منه.
