
مطلع انوار ج1
احوالات شخصی، حکایات و قصص، مکاتبات
جلد اول از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، در موضوعِ «احوالات شخصی، حکایات و قصص»، و در نهایت «منقولات و مکاتبات» به زیور طبع آراسته شده است. اهم مباحث این مجلّد: • ذکر احوالات شخصی ایشان اعم از نام مصنّفاتِ نوشته شده یا نشده، هجرت به مشهد مقدس، تاریخ رحلت نزدیکان و آشنایان و بزرگان، وصیتنامه حضرت آیت الحق حاج سید هاشم حداد و وصیتنامه حضرت علامه طهرانی قدس سرهما، • رساله «تفریق صلوات» در اثبات استحبابِ اکیدِ اقامه نماز در 5 وقت، نگارش یافته توسط معلق محترم، فرزند علامه • نقل حکایاتی دلنشین و تنبّه آور در اخلاق و عرفان؛ اعم از داستانهایی آموزنده از اهل بیت علیهم السلام و حکایاتی از بزرگان اهل معنی • نقل حکایاتی آموزنده از امور تاریخی و اجتماعی؛ همچون برداشتهایی از کتاب «برادران امیدوار» • مکتوب برخی ملاقاتها، نامه ها و مکاتباتِ علامه با برخی علماء و فقهاء و برخی بستگان و اقارب، که مشتمل بر توصیههای اخلاقی و سلوکی و برخی دیدگاههای علمی و فقهی میباشد.
مطلع انوار ج1
61انّ خیرَ من تعرّض لذلک هو صاحب عمدة الطّالب الّذی قد سبق منّا الإشارة إلی إسمه و نَسَبِه فی ذیل ترجمة سیّدنا المرتضی و السیّدِ ابن مَعَیَّة الحسنی الدّیباجی، و ذلک أنّه وضع کتابه المذکور (الّذی جعله فی أنساب آل أبیطالب) علی مقدّمةٍ یذکر فیها إسمَ حضرة أبیطالب و نسبَه و عدد أولاده؛ ثمّ اصولٍ ثلاثة یذکر فیها أعقابَ أبنائه الثّلاثة (الّذین قد بَقِیَ منهم العَقِبُ و السّلیلُ و هم غیر طالب الأکبر) بثلاثین من علیّ و بعشرین من جعفر و بعشر سنین من عقیل؛ ثمّ فصولٍ خمسة یذکر فیها عقیبَ سیّدنا أمیرالمؤمنین علیه السّلام من الحسن و الحسین و العبّاس و محمّد بن الحنفیّة و عُمَر الأطرف علی سبیل التّفصیل.
ثمّ مقصدین یذکر فیهما عَقِبَ مولانا الحسن المجتبی من زید بن الحسن و ابیمحمّد الحسن المثنّیٰ؛ ثمّ معالَم خمسة یذکر فیها عَقِبَ هذا الحسن من الحسن المثلّث و من عبدالله المحض الّذی لُقِّبَ به لمکانه من الحسنین جمیعًا من جهة کون امّه فاطمةَ بنت الحسین الشّهید، فاطمةَ الکبری، و من جعفر بن الحسن الذّی هو صاحب الخُطَب و الکلمات الفِصاح و من داودَ یُنسَبُ إلی امّه المحترمة روایةُ کیفیّةِ عمل الإستفتاح و من إبراهیم القمرِ الذّی هو والد الإمامزاده إسماعیلِ الدّیباجِ و هو والد إبراهیم الثانی الملقّب بطباطبا؛ ثم انّه لمّا بلغ إلی المَعلَم الثانی الّذی کان قد جعله فی خبر ابراهیمَ القمرِ قال و العَقِبُ من ابراهیم القمر فی اسمیعیل الدّیباج وحده و یُکَنَّی أباابراهیم و یقال له: الشّریف الخلاص، و شهد فخًّا، و العقب منه فی رجلین: الحسن التجّ و ابراهیم طباطبا؛ إلی أن قال بعد ذکرِه أعقابَ الحسنِ التجِّ الّذین من جملتهم ساداتُ بنیمَعَیَّة السّابقُ إلیهم الإشارةُ فی ذیل ترجمة إمامهم السیّد تاج الدّین الحلّی أحد مشایخِ إجازة شیخِنا الشّهید.
و امّا إبراهیم طباطبا ابن إسماعیل الدّیباج: و لُقِّبَ بطباطبا لأنّ أباه أراد أن یقطع له ثوبًا و هو طفلٌ فخیّره بین قمیص و قباء فقال: طباطبا یعنی قبا قبا، و قیل: بل أهل السّواد لقّبوه بذلک، و طباطبا بلسان النبطیّة سیّد السادات؛ نقل ذلک ابونصر
