
مطلع انوار ج1
احوالات شخصی، حکایات و قصص، مکاتبات
جلد اول از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، در موضوعِ «احوالات شخصی، حکایات و قصص»، و در نهایت «منقولات و مکاتبات» به زیور طبع آراسته شده است. اهم مباحث این مجلّد: • ذکر احوالات شخصی ایشان اعم از نام مصنّفاتِ نوشته شده یا نشده، هجرت به مشهد مقدس، تاریخ رحلت نزدیکان و آشنایان و بزرگان، وصیتنامه حضرت آیت الحق حاج سید هاشم حداد و وصیتنامه حضرت علامه طهرانی قدس سرهما، • رساله «تفریق صلوات» در اثبات استحبابِ اکیدِ اقامه نماز در 5 وقت، نگارش یافته توسط معلق محترم، فرزند علامه • نقل حکایاتی دلنشین و تنبّه آور در اخلاق و عرفان؛ اعم از داستانهایی آموزنده از اهل بیت علیهم السلام و حکایاتی از بزرگان اهل معنی • نقل حکایاتی آموزنده از امور تاریخی و اجتماعی؛ همچون برداشتهایی از کتاب «برادران امیدوار» • مکتوب برخی ملاقاتها، نامه ها و مکاتباتِ علامه با برخی علماء و فقهاء و برخی بستگان و اقارب، که مشتمل بر توصیههای اخلاقی و سلوکی و برخی دیدگاههای علمی و فقهی میباشد.
مطلع انوار ج1
62البخاریّ عن النّاصر للحقّ. انتهی.
و رأیت ایضًا فی بعض المواضع المعتبرة فی وجه هذه التّسمیة اَنَّ هذا الرّجل دخل فی روضة جدّه رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم یومًا شریفًا و هو فی حالة حسنة، فلمّا سلَّمَ علی الحضرة المقدّسة سمع قائلاً من وراء السِّتر یقول له: طِبًا طِبًا! ـ بکسر الطّاء ـ فلو صحّ فهی عبارة اُخری عن قولهم: طوبی لک، و نَصبُها علی المصدریّة من طاب یطیبُ، و فتحة الطّاءِ فیها من جهة کثرة الاستعمال.
قال صاحب کنز اللّغة: طب: بخشیدن، و منه قوله تعالی ﴿فَإِن طِبۡنَ لَكُمۡ عَن شَيۡءٖ مِّنۡهُ نَفۡسٗا فَكُلُوهُ﴾1 ای: وَهَبنَ، کذا فی التفسیر، و خوش شدن و خوش بو شدن؛ فلیُتَأمَّل و لا یُغفَل.2
أبو نُعَیم اصفهانی جدّ مجلسیهاست
مرحوم محدّث قمی در هدیّة الأحباب، صفحۀ ٤٢ فرموده است: أبُونُعَیم (مصغّراً) اصفهانی جدِّ مجلسییّن است.
و در الکُنَی و الالقاب، طبع صیدا، جلد ١، صفحه ١٥٩ فرموده است:
أبُونُعَیم الحافظ أحمد بن عبدالله بن احمد بن اسحاق بن موسی بن مهران اصفهانیّ صاحب کتاب حلیة الأولیاء و هو کما ذکره ابن خلّکان من أحسن الکتب؛ و له ایضًا کتاب الأربعین من الاحادیث التی جمعها فی أمر المهدی علیه السّلام، و له کتاب تاریخ اصفهان.
و در تاریخ ابن خلّکان آمده است که: وفات او در بیست و یکم محرّم ٤٣٠، در اصفهان بوده است.
و أقول: قبر او در محلّۀ خواجو از محلاّت اصفهان است و چون وفات مجلسی دوّم در ١١١١ بوده است، بنابراین بین آنها قریب هفت قرن فاصله بوده
- سوره النّسآء (٤) قسمتی از آیه ٤.
- جنگ ٧، ص ٣٦ الی ٤٠.
