اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

مطلع انوار ج1

احوالات شخصی، حکایات و قصص، مکاتبات

110٬605
مطلع انوار

جلد اول از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیة‌الله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، در موضوعِ «احوالات شخصی، حکایات و قصص»، و در نهایت «منقولات و مکاتبات» به زیور طبع آراسته شده است.  اهم مباحث این مجلّد:  • ذکر احوالات شخصی ایشان اعم از نام مصنّفاتِ نوشته شده یا نشده، هجرت به مشهد مقدس، تاریخ رحلت نزدیکان و آشنایان و بزرگان، وصیتنامه حضرت آیت الحق حاج سید هاشم حداد و وصیتنامه حضرت علامه طهرانی قدس سرهما،  • رساله «تفریق صلوات» در اثبات استحبابِ اکیدِ اقامه نماز در 5 وقت، نگارش یافته توسط معلق محترم، فرزند علامه  • نقل حکایاتی دلنشین و تنبّه آور در اخلاق و عرفان؛ اعم از داستانهایی آموزنده از اهل بیت علیهم السلام و حکایاتی از بزرگان اهل معنی  • نقل حکایاتی آموزنده از امور تاریخی و اجتماعی؛ همچون برداشتهایی از کتاب «برادران امیدوار»  • مکتوب برخی ملاقاتها، نامه ها و مکاتباتِ علامه با برخی علماء و فقهاء و برخی بستگان و اقارب، که مشتمل بر توصیه‌های اخلاقی و سلوکی و برخی دیدگاه‌های علمی و فقهی می‌باشد.

سرای جاوید

مطلع انوار ج1

66
  •  اللهمّ ارحم آبائَنا الماضین و اجدادَنا الغابرین! و اغفر اللهمّ لنا و لجمیع اخوانِنا الشّاهدین! و وفّق اللهمّ ایّانا و ایّاهم برحمتک و عنایتک یا ارحمَ الراحمین!1

  • داستانی در اهتمام به تحصیل از همشیرۀ حقیر 

  •  در روز پنجشنبه ٢٠/ ج ٢/ ١٤٠٧ برای حقیر همشیره بزرگ حاجیه ... خانم ـ دام توفیقها ـ داستانی عجیب از اهتمام و کوشش و رغبت و علاقۀ به درس همشیرۀ دیگر ما خانم مرحومه‌ الحاجیه ... خانم ـ رحمة الله علیها ـ را بیان کردند، ایشان گفتند: 

  •  در وقتی که همشیره ... خانم، در کوچه قجرها منزل داشت، (در خیابان ری، کوچه مقابل کوچه آبشار؛ و تازه خانه‌ای خریده بودند که بسیار محقّر بود و شاید جمیع مساحت آن از ٦٠ متر تجاوز نمی‌کرد. این خانه فقط دارای یک اطاق معمولی و یک پستو و یک مطبخ کوچک بود، و حیاط آن ٣×٤ یعنی ١٢ متر بود، و در وسط حوضی داشت به قدر یک سینی مدوّر بزرگ، و در آن زمان طهران لوله کشی آب نبود و منزل ایشان برق هم نداشت) من یک شب برای دیدن همشیره به منزل او رفتم؛ دیدم طشت رختشوئی را در کنار حوض گذارده و مشغول رخت شستن است، بدین ‌طریق که با آفتابه از حوض در طشت آب می‌ریزد و سپس آفتابه را در روی لبۀ حوض گذارده و کتاب سیوطی را باز کرده و بر روی آن نهاده است و یک چراغ لامپای نفتی پهلوی آفتابه گذارده تا نورش به کتاب بیفتد؛ او دائماً که من آنجا پهلویش نشسته بودم با من سخن می‌گفت و نگاهش به کتاب بود و مشغول شستن رخت بود! رحمة الله علیها رحمة‌ً واسعةً.2

  •  

    1. جنگ ٧، ص ٤٣٦ الی ٤٣٨.
    2. جنگ ١٦، ص ١٩٤ و ١٩٥.
/