
مطلع انوار ج1
احوالات شخصی، حکایات و قصص، مکاتبات
جلد اول از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، در موضوعِ «احوالات شخصی، حکایات و قصص»، و در نهایت «منقولات و مکاتبات» به زیور طبع آراسته شده است. اهم مباحث این مجلّد: • ذکر احوالات شخصی ایشان اعم از نام مصنّفاتِ نوشته شده یا نشده، هجرت به مشهد مقدس، تاریخ رحلت نزدیکان و آشنایان و بزرگان، وصیتنامه حضرت آیت الحق حاج سید هاشم حداد و وصیتنامه حضرت علامه طهرانی قدس سرهما، • رساله «تفریق صلوات» در اثبات استحبابِ اکیدِ اقامه نماز در 5 وقت، نگارش یافته توسط معلق محترم، فرزند علامه • نقل حکایاتی دلنشین و تنبّه آور در اخلاق و عرفان؛ اعم از داستانهایی آموزنده از اهل بیت علیهم السلام و حکایاتی از بزرگان اهل معنی • نقل حکایاتی آموزنده از امور تاریخی و اجتماعی؛ همچون برداشتهایی از کتاب «برادران امیدوار» • مکتوب برخی ملاقاتها، نامه ها و مکاتباتِ علامه با برخی علماء و فقهاء و برخی بستگان و اقارب، که مشتمل بر توصیههای اخلاقی و سلوکی و برخی دیدگاههای علمی و فقهی میباشد.
مطلع انوار ج1
98[در تاریخ وفات حضرت والد آیة الله حاج سیّد محمّد صادق طهرانی وکلمهای از ارسطو دربارۀ عدل]
مرحوم والد، آیة الله حاج سیّد محمّد صادق طهرانی (ره) ـ که در این ساعت که سه ساعت از شب چهاردهم ربیع المولود یک هزار و چهارصد و سه هجریّه قمریّه است گذشته و از رحلت ایشان که دو ساعت از آفتاب بالا آمدۀ روز شانزدهم شهر صفر الخیر یک هزار و سیصد و هفتاد هجریّه قمریّه بوده است، سی و سه سال و بیست و هفت روز و سیزده ساعت میگذرد؛ (اگر ماه صفر آن سال سی روز بوده باشد؛ و چون رحلت ایشان در اوائل زمستان بوده و اینک نیز چنین است و روزها کوتاه است، فلذا سیزده ساعت شده است.) ـ روزی در زمان طفولیّت حقیر جملاتی را میفرمودند، و من نوشتم و حفظ کردم، و آن جملات این است:
العالَمُ حَدیقةٌ سیاجُها الـشَّریعة *** والشَّریعةُ سُلطانٌ تَجِب له الطّاعةُ والطّاعةُ سیاسةٌ یَقوم بها المُلکُ *** والمُلْکُ نِظَامٌ یَعْضُدُه الجَیْشُ والجَیشُ أعوانٌ یَکفُلُهُمْ المَالُ *** والمَالُ رِزقٌ تَجمَعُه الرَّعیَّةُ والرَّعیَّةُ سَوادٌ یَستَعْبِدُهُمُ العَدلُ *** و العَدلُ اُساسٌ به قِوامُ العالَمُ فبالعدلِ قِوامُ العالم *** فبالعدلِ قِوامُ العالم فبالعدلِ قِوامُ العالم
و از قبل از رحلت ایشان که طلبه بودم تا به حال که قریب چهل سال میگذرد، به این جملات و مصدر آن برخورد نکردم.
امشب در حین مطالعۀ تفسیر طنطاوی، جلد اوّل، جزء آل عمران صفحۀ ٦٣ و ٦٤ برخورد کردم به این مطلب بدین صورت که نوشته بود:
یقال: إنّ ارسطاطالیسَ أوصی أن یُدفنَ و یُبنَی علیه بیتٌ مُثَمَّنٌ یُکتبُ فی جِهاته
