
مطلع انوار ج2
احوالات و آثار بزرگان و عرفاء بالله
جلد دوم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، قسمت اول از موضوع «احوالات و آثار بزرگان و عرفاء بالله» میباشد که برای استفادۀ هر چه بیشترِ جامعۀ علم و معرفت از احوالات و حکایات بزرگانِ اهل معرفت به رشتۀ تحریر درآمده است. • اهم مباحث این مجلّد، شامل مختصری از ترجمه و تذکرۀ اساتید اخلاق و عرفانِ حضرت علامه طهرانی قدّس سرّه؛ همچون آیت الله حاج سید علی قاضی، آیةالحق و الیقین حاج سید هاشم حداد، علامه آیةالله حاج سید محمدحسین طباطبائی، آیةالله حاج شیخ محمد جواد انصاری همدانی و آیت الله سید جمالالدین گلپایگانی ـ رضوان الله علیهم اجمعین ـ میباشد؛ که مشتمل بر احوالات و حکایات اخلاقی و عرفانی، مطالب علمی و فلسفی، نامه ها و دستورات سلوکی، و مختصری از تصاویر آن بزرگانِ علم و معرفت می باشد. اهم مباحث این جلد: مختصری است از ترجمه و تذکرۀ اساتید اخلاق و عرفان ایشان.
مطلع انوار ج2
110و به «جنگ» شمارۀ 22 ص 50 و ص 55 و ص 81 تا ص 88.
و به «جنگ» شمارۀ 18 ص 237 تا ص 274 مراجعه شود.
و به کتاب مهر تابان، ص 13 تا ص 21 با دو تعلیقۀ اخیر در ص 17 و ص 18 از نسخۀ خطّی، و تعلیقۀ ص 40 از نسخۀ خطّی و ص 53 و ص 58 و ص 141 و ص 173 و ص 215 تا ص 218 و ص 220 تا ص 223 و ص 226 و ص 227 و ص 256 تا ص 260 و ص 282 مراجعه شود.
و به کتاب توحید علمی و عینی، ص 15 و ص 17 و ص 20 و ص 23 و ص 162 و ص 163 و ص 214 و ص 229 تا ص 231 و ص 325 مراجعه شود.
و به کتاب معاد شناسی، جلد 1 ص 231 تا ص 234 و جلد 2 ص 291 و ص 292 و جلد 3 ص 108 تا ص 110.
و به کتاب لبُّ اللُّباب، طبع اوّل ص 18 و ص 34 و ص 91 و ص 92 و ص 129 تا ص 132 و ص 158، و به کتاب رسالۀ سیر و سلوک منسوب به بحرالعلوم، مقدّمه ص 10 و مقدّمه ص 12 و ص 13 و تعلیقۀ ص 164 و تعلیقه ص 176 و تعلیقۀ ص 190 مراجعه شود1.2
[ملاقات با حضرت بقیة الله الأعظم (ت
[اشتیاق مرحوم قاضی به قرائت مثنوی و حفظ تائیۀ کبرای ابن فارض (ت
- . جنگ 18، ص 237 الی 275.
- . حکایات و قصص معلّق محترم دربارۀ مرحوم آیة الحقّ و الیقین میرزا علی آقای قاضی قدّس الله نفسه الزّکیّه.
[ملاقات با حضرت بقیّة الله الأعظم]
از جمله مطالبی که مرحوم علاّمه طهرانی ـ رضوان الله علیه ـ درباره مرحوم قاضی ـ قدّس الله سرّه ـ میفرمودند اینکه مرحوم آقای سیّد محمّد حسن قاضی ـ رحمة الله علیه ـ (فرزند عارف بالله مرحوم سیّد علی قاضی) کتابی در شرح احوال والد خود به رشته تحریر آوردهاند و در آنجا جریان ارتحال مرحوم قاضی و صحبتهای ایشان در شب وفات را ذکر کردهاند و فرمودهاند: مرحوم قاضی به من فرمود: «پنجره و درب اطاق را ببند و پرده را بینداز که کسی درون اطاق را ننگرد و خود به منزل خویش برو و فردا صبح به اینجا برگرد!»
مرحوم آقا سیّد محمّد حسن قاضی فرمودند من پنجرهها و درب اطاق را بستم و پردهها را انداختم و از اطاق خارج شدم و قبل از خروج از منزل به بعضی از کارهای منزل مرحوم قاضی پرداختم؛ ناگاه متوجّه صدای صحبت دو نفر در اطاق مرحوم قاضی شدم در حالیکه میدانستم هیچ کسی وارد منزل ایشان نشده است و صدای فرد دوّم صدای یک مرد بود، نه یک زن! با تعجّب آمدم پشت درب اطاق تا ببینم چه کسی با مرحوم قاضی سخن میگوید و خواستم وارد اطاق شوم احساس کردم نمیتوانم و گویا مانعی مرا از رفتن باز میدارد، ولی هرچه دقّت و توجّه کردم متوجّه مفاهیم سخنان آن دو نشدم و پس از یأس از ادراک صحبتهای ایشان منزل والد را به قصد منزل خود ترک کردم و فردا صبح که به منزل والد مراجعت کردم دیدم مرحوم قاضی از دنیا رحلت کرده است.
این حقیر (سیّد محمّد محسن) پس از شنیدن این مطالب از مرحوم والد، به ایشان عرض کردم: آن فردی که با مرحوم قاضی در آن شب صحبت میکرد حضرت آقای حدّاد بودند؟ مرحوم والد ـ رضوان الله علیه ـ فرمودند: خیر ایشان حضرت بقیّة الله أرواحُنا فداه بودند.*
[اشتیاق مرحوم قاضی به قرائت مثنوی و حفظ تائیۀ کبرای ابن فارض (ت)]
مرحوم والد میفرمودند که مرحوم آقای حدّاد از مرحوم قاضی ـ رضوان الله علیهم ـ نقل کردند که: «من هشت بار تمام، از اوّل تا آخر مثنوی را مطالعه نمودم و هر بار معنائی متمایز از معنی و مفهوم مطالعۀ قبلی برایم حاصل میگشت.»
و نیز میفرمودند مرحوم قاضی بارها میفرمود: «کسی که تائیّۀ کبرایِ ابن فارض را از حفظ کند عاشق پروردگار خواهد شد و این مسأله، دست از سر او بر نمیدارد تا او را به منزل برساند.»
*ـ رجوع شود به همین کتاب ص 90 و 97.
