
مطلع انوار ج2
احوالات و آثار بزرگان و عرفاء بالله
جلد دوم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، قسمت اول از موضوع «احوالات و آثار بزرگان و عرفاء بالله» میباشد که برای استفادۀ هر چه بیشترِ جامعۀ علم و معرفت از احوالات و حکایات بزرگانِ اهل معرفت به رشتۀ تحریر درآمده است. • اهم مباحث این مجلّد، شامل مختصری از ترجمه و تذکرۀ اساتید اخلاق و عرفانِ حضرت علامه طهرانی قدّس سرّه؛ همچون آیت الله حاج سید علی قاضی، آیةالحق و الیقین حاج سید هاشم حداد، علامه آیةالله حاج سید محمدحسین طباطبائی، آیةالله حاج شیخ محمد جواد انصاری همدانی و آیت الله سید جمالالدین گلپایگانی ـ رضوان الله علیهم اجمعین ـ میباشد؛ که مشتمل بر احوالات و حکایات اخلاقی و عرفانی، مطالب علمی و فلسفی، نامه ها و دستورات سلوکی، و مختصری از تصاویر آن بزرگانِ علم و معرفت می باشد. اهم مباحث این جلد: مختصری است از ترجمه و تذکرۀ اساتید اخلاق و عرفان ایشان.
مطلع انوار ج2
160...1
- [ادامه تعلیقه صفحه قبل] بر واقع و نفسالأمر است.
حضرت آقای حدّاد وقتی که کلامی را میفرمود با انشاء این کلام، نفس واقع را نیز محقّق مینمود و با خود به منصّۀ وجود میآورد، و این مطلب حکایت از این دارد که نفس قدّوسی حضرت حدّاد، مَظهر تجلّی اسماء کلیّه و مَجلای فیض اقدس حقّ میباشد که تقدیر و مشیّت پروردگار از نفس و بیان او در عالم خارج صورت عینی و خارجی پیدا میکند؛ پس این مقام کجا و مطلبی که از مرحوم انصاری نقل میکنید کجا!»[رعایت ادب در محضر استاد]
مرحوم والد ـ رحمة الله علیه ـ میفرمودند:
در ایّامی که خدمت حضرت حدّاد در کربلا مشرّف بودم، هنگام حرکت با ایشان (به خصوص در وقت تشرّف به حرم) من پشت سر ایشان حرکت میکردم و هیچگاه خود را بر ایشان مقدّم نمیداشتم.
آقای حدّاد به من تذکّر میدادند که شما جلو حرکت کنید، زیرا این قسم در میان مردم صورت خوشی ندارد، شما عالم هستید و من یک فرد عادی و نباید جلو شما حرکت کنم؛ ولی من به تذکّر ایشان توجّهی نمیکردم و همچنان پشت سر ایشان حرکت میکردم. آقای حدّاد هم وقتی دیدند من نمیتوانم درخواست ایشان را اجابت کنم دیگر با من در میان مردم حرکت نمیکردند، و اگر میخواستیم به حرم مشرّف بشویم هر کدام جداگانه میرفتیم.
[سیطره و اشراف ولائی حضرت حدّاد]
مرحوم والد ـ رحمة الله علیه ـ میفرمودند:
در همان اوقاتی که من با آقای حدّاد و جمعی از رفقاء به حرم مشرّف میشدیم، هر روز یک نفر زیارت میخواند و بقیّه با او میخواندند. گاهی نوبت من نیز میشد؛ ولی همۀ افراد دارای اطلاع و سواد عربی و ادبی نبودند گرچه عرب بودند امّا در قرائت آنها چه بسا اشتباهاتی رخ میداد، مثلاً فاعل را منصوب و یا خبر را مجرور میخواندند و از این قبیل، و از جمله این افراد آقای حاج عبدالجلیل بود که هنگام قرائت «زیارت» بعضی از کلمات را به اشتباه طور دیگری قرائت میکرد و ما سعی کردیم که آن کلمه را صحیح ادا کنیم ولی هرچه کوشش میکردیم ابداً امکان نداشت که زبان ما به کیفیّت صحیح آن کلمه بگردد! و متوجّه شدیم از آنجا که این شخص طبق دستور و تحت اشراف و سیطرۀ ولائی حضرت حدّاد به قرائت این [ادامه در صفحه بعد]
- [ادامه تعلیقه صفحه قبل] بر واقع و نفسالأمر است.
