اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

مطلع انوار ج2

احوالات و آثار بزرگان و عرفاء بالله

126٬804
مطلع انوار

جلد دوم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیة‌الله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، قسمت اول از موضوع «احوالات و آثار بزرگان و عرفاء بالله» می‌باشد که برای استفادۀ هر چه بیشترِ جامعۀ علم و معرفت از احوالات و حکایات بزرگانِ اهل معرفت به رشتۀ تحریر درآمده است.  • اهم مباحث این مجلّد، شامل مختصری از ترجمه و تذکرۀ اساتید اخلاق و عرفانِ حضرت علامه طهرانی قدّس سرّه؛ همچون آیت الله حاج سید علی قاضی، آیة‌الحق و الیقین حاج سید هاشم حداد، علامه آیة‌الله حاج سید محمدحسین طباطبائی، آیة‌‌الله حاج شیخ محمد جواد انصاری همدانی و آیت الله سید جمال‌الدین گلپایگانی ـ رضوان الله علیهم اجمعین ـ می‌باشد؛ که مشتمل بر احوالات و حکایات اخلاقی و عرفانی، مطالب علمی و فلسفی، نامه ها و دستورات سلوکی، و مختصری از تصاویر آن بزرگانِ علم و معرفت می باشد. اهم مباحث این جلد: مختصری است از ترجمه و تذکرۀ اساتید اخلاق و عرفان ایشان.

سرای جاوید

مطلع انوار ج2

161
  • ...1

    1. [ادامه تعلیقه صفحه قبل] فقرات می‌پردازد، کیفیّت اداء کلمات در همان راستا و منهج صورت خارجی پیدا می‌کند و لذا برای ما که خود تحت ولایت ایشان قاری را همراهی می‌کردیم امکان تخلّف از نحوۀ قرائت وجود نداشت!
      جالب اینکه اگر بدون حضور حضرت حدّاد با خود همین قاری به حرم مشرّف می‌شدیم و آن فرد زیارت می‌خواند ما کلمات را به طور صحیح اداء می‌کردیم.
      [فرق بین اولیاء خدا و افراد عادی]
      مرحوم والد می‌فرمودند: شخصی در عراق خود را به امام عصر عجّل الله فرجه الشّریف منتسب کرده بود، و برخی از اشخاص بی‌اطلاع دور او مجتمع شده بودند و برای او تبلیغ می‌کردند. حتّی این شبهه برای بعضی پیدا شده بود که نکند این فرد خود حضرت بقیّة الله باشند ولی از لحاظ تقیّه و مصلحت این مطلب را ابراز نمی‌کنند و به صورت مخفی در مسجد کوفه بسر می‌برند.
      از جملۀ این اشخاص مرحوم حاج آقا معین شیرازی ـ رحمة الله علیه ـ بودند که پس از مشاهدۀ این شخص یقین به امام عصر بودن او می‌نمایند. ناگفته نماند این فرد عمامۀ سبزی نیز به سر می‌بست. مرحوم حدّاد هرچه به حاج آقا معین می‌فرمایند انسان نمی‌تواند زود به این مطلب باور نماید و باید در این گونه امور دقّت و تحقیق بیشتری اعمال نماید، ولی ایشان بر سر اعتقاد و باور خود مُصرّ و مُبرِم بودند.
      روزی مرحوم حدّاد به حاج آقا معین می‌فرمایند: خوب است که در معیّت شما به دیدن این امام زمان برویم و ببینیم که ایشان در چه وضعیّت و حالی می‌باشد. خلاصه به اتّفاق، به سمت کوفه حرکت کردند و در ضمن از مغازۀ شیرینی فروشی یک جعبه شیرینی به رسم هدیه برای ایشان خریداری نمودند. پس از اینکه در معیّت یکدیگر وارد مسجد کوفه شدند، آقای حدّاد به حاج آقا معین می‌فرمایند: کجاست حجرۀ ایشان؟ حاج آقا معین می‌گویند فلان حجره، و با دست اشاره به مکانی می‌کنند و خود نزدیک حجره می‌روند ولی به جهت رعایت ادب و احترام از دقّ‌الباب خودداری می‌کنند و به کناری می‌ایستند.
      مرحوم حدّاد دقّ‌الباب می‌کند ولی صدائی نمی‌آید، باز دوباره به در می‌زنند، ولی شخصی پاسخ نمی‌گوید؛ وقتی برای بار سوّم درب حجره را به صدا در می‌آورند و جوابی نمی‌شنوند احساس می‌کنند درب حجره باز است؛ با دست درب را باز می‌کنند، می‌بینند فردی روی سجاده نشسته و خود را به حال ذکر و توجّه در آورده است. مرحوم حدّاد تا نگاهشان به او می‌افتد می‌فرمایند: این است آن امام زمانی که شما مدّعی آن هستید؟! و می‌فرمایند: برگردیم که راه را بیراهه آمدیم، [ادامه در صفحه بعد]
/ 18