
مطلع انوار ج2
احوالات و آثار بزرگان و عرفاء بالله
جلد دوم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، قسمت اول از موضوع «احوالات و آثار بزرگان و عرفاء بالله» میباشد که برای استفادۀ هر چه بیشترِ جامعۀ علم و معرفت از احوالات و حکایات بزرگانِ اهل معرفت به رشتۀ تحریر درآمده است. • اهم مباحث این مجلّد، شامل مختصری از ترجمه و تذکرۀ اساتید اخلاق و عرفانِ حضرت علامه طهرانی قدّس سرّه؛ همچون آیت الله حاج سید علی قاضی، آیةالحق و الیقین حاج سید هاشم حداد، علامه آیةالله حاج سید محمدحسین طباطبائی، آیةالله حاج شیخ محمد جواد انصاری همدانی و آیت الله سید جمالالدین گلپایگانی ـ رضوان الله علیهم اجمعین ـ میباشد؛ که مشتمل بر احوالات و حکایات اخلاقی و عرفانی، مطالب علمی و فلسفی، نامه ها و دستورات سلوکی، و مختصری از تصاویر آن بزرگانِ علم و معرفت می باشد. اهم مباحث این جلد: مختصری است از ترجمه و تذکرۀ اساتید اخلاق و عرفان ایشان.
مطلع انوار ج2
165...1
- [ادامه تعلیقه صفحه قبل] محمّد صادق ـ سلّمه الله تعالی ـ رفتند و برای افراد مجلس چای در استکان ریختند و جلوی آنان قرار دادند؛ وقتی نوبت به من رسید، من نیز یک استکان چای از سینی برداشتم و جلوی خود گذاشتم. در این وقت حضرت حدّاد فرمودند: این صحیح نیست که برادر بزرگتر انسان برای انسان چای بیاورد و انسان همین طور بنشیند و تماشا کند؛ شما برخیزید و برای خود و ایشان چای بیاورید!
من برخاستم و آن دو استکان باقی مانده را در قوری خالی کردم و دوباره از قوری به استکان ریختم و یکی را در مقابل اخوی و یکی را برای خود گذاشتم؛ در این وقت مرحوم حدّاد فرمودند: احسنت.[من کیم و کجایم و چه میکنم و چه میخواهم؟]
مرحوم والد فرمودند: حضرت حدّاد ـ رضوان الله علیهما ـ میفرمایند:
بعضی از اوقات اتّفاق میافتد که حقیقت و واقعیّتم بدون هیچگونه تعلّق به اسم و رسمی و صفت و اثری از همه این اوصاف و تعیّنات و حدود اسمیّه و رسمیّه خارج میشود؛ همچنان که مار از پوست خود جدا میشود و پوست را به کناری میاندازد و هیچ ارتباطی دیگر با او ندارد و خود به راهی میرود، من نیز از همه حدود و ثُغور اسمیّه و رسمیّه و حدّیه به تمام معنی الکلمه خارج میشوم و همین طور حیران میمانم که من کیم و کجایم و چه میکنم و چه میخواهم؟ و در این لحظه فقط نفس ذات خود را مینگرم و بس، بدون سر سوزنی از شائبه کثرت و اثر.
و حقیر (نگارنده) در اینجا عرض میکنم: این حالت، نفسِ ادراکِ وجود بسیط و بَحْت است، و شاید مقصود از عبارت مرحوم والد ـ قدّس سرّه ـ در روح مجرّد که فرمودهاند: حضرت حدّاد مصداق و تعیّن حقیقت «لا هو إلاّ هو» است، همین حالت مذکوره باشد که البته تفصیل مطلب مجال دیگری را میطلبد.
[مسیر ما مسیر عبور از عوالم نفس و کثرات و حُجب نفسانیّه است]
مرحوم والد میفرمودند:
آقای حدّاد ـ رضوان الله علیهما ـ میفرمودند: این مردم وقتی که پیش ما میآیند، فوراً از معجزه و امر خارق عادت صحبت میکنند و طالب ابراز این امور از ما میباشند، اما نمیدانند که مسیر ما مسیر هدایت و دستگیری است و این مسیر عبور از عوالم نفس و کثرات و حُجب نفسانیّه است نه اظهار و ارائه خوارق عادات و کرامات؛ انجام این امور چه دردی از مردم دوا میکند؟ ولی [ادامه در صفحه بعد]
- [ادامه تعلیقه صفحه قبل] محمّد صادق ـ سلّمه الله تعالی ـ رفتند و برای افراد مجلس چای در استکان ریختند و جلوی آنان قرار دادند؛ وقتی نوبت به من رسید، من نیز یک استکان چای از سینی برداشتم و جلوی خود گذاشتم. در این وقت حضرت حدّاد فرمودند: این صحیح نیست که برادر بزرگتر انسان برای انسان چای بیاورد و انسان همین طور بنشیند و تماشا کند؛ شما برخیزید و برای خود و ایشان چای بیاورید!
