
مطلع انوار ج2
احوالات و آثار بزرگان و عرفاء بالله
جلد دوم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، قسمت اول از موضوع «احوالات و آثار بزرگان و عرفاء بالله» میباشد که برای استفادۀ هر چه بیشترِ جامعۀ علم و معرفت از احوالات و حکایات بزرگانِ اهل معرفت به رشتۀ تحریر درآمده است. • اهم مباحث این مجلّد، شامل مختصری از ترجمه و تذکرۀ اساتید اخلاق و عرفانِ حضرت علامه طهرانی قدّس سرّه؛ همچون آیت الله حاج سید علی قاضی، آیةالحق و الیقین حاج سید هاشم حداد، علامه آیةالله حاج سید محمدحسین طباطبائی، آیةالله حاج شیخ محمد جواد انصاری همدانی و آیت الله سید جمالالدین گلپایگانی ـ رضوان الله علیهم اجمعین ـ میباشد؛ که مشتمل بر احوالات و حکایات اخلاقی و عرفانی، مطالب علمی و فلسفی، نامه ها و دستورات سلوکی، و مختصری از تصاویر آن بزرگانِ علم و معرفت می باشد. اهم مباحث این جلد: مختصری است از ترجمه و تذکرۀ اساتید اخلاق و عرفان ایشان.
مطلع انوار ج2
166...1
- [ادامه تعلیقه صفحه قبل] اینان باید بدانند که آنچه مُعدّ و موجب حرکت و فعلیّت استعدادات است، کلمات و بیانات ما است که حکم اکسیر را دارد و برای تأسّی و پیروی و انقیاد همانند کیمیا، مؤثّر و کمیاب است، و هر کدام از این بیانات از چهار هزار معجزه بالاتر و مؤثّرتر و راهگشاتر و کارسازتر است!
و نیز فرمودند: من تعجّب میکنم از این افرادی که به ما مراجعه و طلب دستور و برنامه میکنند و ما هم با وجود کثرت مشاغل و عدم مجال برای آنها وقت میگذاریم و با آنها صحبت میکنیم و به آنها برنامه میدهیم و آنان نیز مدّتی بر این دستور مداومت مینمایند و حال و هوای آنها تغییر میکند و جان تازهای در کالبد آنان دمیده میشود و صفای خاصّی بر جان و زندگی آنان حاکم میگردد و چشمان آنها به فضای جدیدی باز و روشن میشود، ولی همین که مدّتی از این قضیّه میگذرد با ارتباطِ با شخص منحرف و مصاحبت با افرادی معاند یک مرتبه دست از همه آن دادهها میشویند و آن مطالب را رها میکنند و آن نور و ضیاء در ضمیر آنان به تاریکی و اُفول میگراید و آن صفا و بهجت، بدل به خمودی و مردگی میگردد، و آن راه و ذکر و همّت و مقصد و حرکت تماماً فراموش میشود، تو گوئی اصلاً ابتداءً خبری و مطلبی نبوده است.[افرادی که همچون کبوتر حرمند]
روزی در منزل احمدیّه طهران، زمانی که به قصد زیارت رفقاء به ایران آمده بودند، از مراتب توحید و کیفیّت تجلّی ذات در مرایا و تعیّنات صحبت میکردند. در این وقت یکی از حضّار که با ایشان در پارهای از مسایل اختلاف نظر داشت، با حالی متعجّبانه و مستنکرانه عدم موافقت خود را با این مطالب ابراز و اظهار نمود. ایشان یک مرتبه متوجّه حالت انکار آن فرد شدند و با حالتی گلایهآمیز فرمودند:
«چرا این افرادی که ما را میشناسند و از راه و روش ما اطّلاع دارند و سخن ما را بارها و بارها شنیده و تعقّل نمودهاند، ما را رها نمیکنند؟! اینها مگر نمیدانند که ما از مرتبه توحید به هیچوجه تنازل نمیکنیم و به تخیّلات و توهّمات آنها گوش نمیسپاریم و از حقائق و دقائق توحیدیّه دست بر نمیداریم؟! آخر مگر ما اینها را به اینجا دعوت کردهایم؟! چرا جای دیگر نمیروند تا هم ما از آنها راحت باشیم و هم آنها دیگر از سخنان توحیدی ما آزار نبینند؟! ما که نمیتوانیم به خاطر آنها و خرسندی آنها از مرتبه ذات تنازل کنیم! پس چرا ما را رها نمیکنند و به جای دیگر نمیروند؟»
در این حال یکی از حاضران مجلس که نزدیک ایشان نشسته بود و مردی بسیار فهیم و مهذّب [ادامه در صفحه بعد]
- [ادامه تعلیقه صفحه قبل] اینان باید بدانند که آنچه مُعدّ و موجب حرکت و فعلیّت استعدادات است، کلمات و بیانات ما است که حکم اکسیر را دارد و برای تأسّی و پیروی و انقیاد همانند کیمیا، مؤثّر و کمیاب است، و هر کدام از این بیانات از چهار هزار معجزه بالاتر و مؤثّرتر و راهگشاتر و کارسازتر است!
