
مطلع انوار ج2
احوالات و آثار بزرگان و عرفاء بالله
جلد دوم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، قسمت اول از موضوع «احوالات و آثار بزرگان و عرفاء بالله» میباشد که برای استفادۀ هر چه بیشترِ جامعۀ علم و معرفت از احوالات و حکایات بزرگانِ اهل معرفت به رشتۀ تحریر درآمده است. • اهم مباحث این مجلّد، شامل مختصری از ترجمه و تذکرۀ اساتید اخلاق و عرفانِ حضرت علامه طهرانی قدّس سرّه؛ همچون آیت الله حاج سید علی قاضی، آیةالحق و الیقین حاج سید هاشم حداد، علامه آیةالله حاج سید محمدحسین طباطبائی، آیةالله حاج شیخ محمد جواد انصاری همدانی و آیت الله سید جمالالدین گلپایگانی ـ رضوان الله علیهم اجمعین ـ میباشد؛ که مشتمل بر احوالات و حکایات اخلاقی و عرفانی، مطالب علمی و فلسفی، نامه ها و دستورات سلوکی، و مختصری از تصاویر آن بزرگانِ علم و معرفت می باشد. اهم مباحث این جلد: مختصری است از ترجمه و تذکرۀ اساتید اخلاق و عرفان ایشان.
مطلع انوار ج2
167...1
- [ادامه تعلیقه صفحه قبل] و درستکار بود به ایشان عرض میکند: مرحوم آیة الله حاج شیخ محمّد جواد انصاری ـ رحمة الله علیه ـ از این افراد به کبوتر حرم تعبیر میفرمودند که نه میتوان آنها را گرفت و بیرون کرد و نه اینکه آنها اهل رعایت و تشخیص هستند، هرجا میخواهند میروند و مینشینند و کسی نیز نمیتواند متعرّض آنان گردد؛ در این وقت مرحوم حدّاد سه بار فرمودند:
«رحمة الله علیه، رحمة الله علیه، رحمة الله علیه.»[عواقب هولناک سَفک دماء و تسبیب در ریختن خون مردم]
در یکی از شبهای دهۀ عاشوراء، در منزل مرحوم حدّاد سخن از عواقب هولناک سَفْک دِماء و نیز تسبیب در ریختن خون مردم بود و مرحوم حدّاد ـ رضوان الله علیه ـ در این موضوع سخنانی غریب میفرمودند؛ در این ضمن، صحبت از جنایات پهلوی و کشتار مسجد گوهرشاد به میان آوردند و فرمودند:
«این مردی که باعث شد هزاران نفر در مسجد گوهرشاد قتل عام شوند، در مقابل خدا چه جوابی دارد؟!»
[ملاقات آقای حدّاد و آقای دستغیب رضوان الله علیهما بعد از فوت فرزند آقای دستغیب]
در سنۀ 1390 هجری قمری پس از مراجعت از حجّ بیتالله الحرام در معیّت والد معظّم و اخوی آقای حاج سیّد محمّد صادق به عتبات عالیات مشرّف شدیم. در ایّامی که در منزل مرحوم حدّاد ـ رضوان الله علیه ـ در کربلای معلّی بودیم، مرحوم آیة الله آقای حاج سیّد عبدالحسین دستغیب شیرازی ـ رحمة الله علیه ـ نیز به اتّفاق اهل بیت خویش مشرّف بودند و در منزلی در کربلا اسکان گزیده بودند. ناگفته نماند که در آن سال فرزند ایشان که در دانشگاه طهران تحصیل مینمود، بر اثر تصادف به رحمت خدا میرود و مرحوم والد ـ رضوان الله علیه ـ خیلی به ایشان علاقهمند بودند و ایشان نیز گاهگاهی به زیارت مرحوم والد در مسجد قائم حاضر میشدند و از بیانات ایشان بهرهمند میگشتند. مرحوم دستغیب خیلی اصرار داشتند که ایشان [فرزند شهید دستغیب] در سلک علماء الهی و مروّجین مکتب اهل بیت قرار گیرند، و به مرحوم والد توصیه مینمودند که با ایشان صحبت کنند و ایشان را از ادامۀ دروس دانشگاهی منصرف نمایند و بنده میدیدم که گاهگاهی ایشان به منزل میآیند و با مرحوم والد ـ قدّس الله سرّه ـ در مسایل دروس الهی و طلبگی صحبت میکنند و بسیار به اشتغال دروس اسلامی اشتیاق و رغبت نشان میدادند ولی آن را موکول به اتمام دروس دانشگاهی میکردند. [ادامه در صفحه بعد]
- [ادامه تعلیقه صفحه قبل] و درستکار بود به ایشان عرض میکند: مرحوم آیة الله حاج شیخ محمّد جواد انصاری ـ رحمة الله علیه ـ از این افراد به کبوتر حرم تعبیر میفرمودند که نه میتوان آنها را گرفت و بیرون کرد و نه اینکه آنها اهل رعایت و تشخیص هستند، هرجا میخواهند میروند و مینشینند و کسی نیز نمیتواند متعرّض آنان گردد؛ در این وقت مرحوم حدّاد سه بار فرمودند:
