
مطلع انوار ج2
احوالات و آثار بزرگان و عرفاء بالله
جلد دوم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، قسمت اول از موضوع «احوالات و آثار بزرگان و عرفاء بالله» میباشد که برای استفادۀ هر چه بیشترِ جامعۀ علم و معرفت از احوالات و حکایات بزرگانِ اهل معرفت به رشتۀ تحریر درآمده است. • اهم مباحث این مجلّد، شامل مختصری از ترجمه و تذکرۀ اساتید اخلاق و عرفانِ حضرت علامه طهرانی قدّس سرّه؛ همچون آیت الله حاج سید علی قاضی، آیةالحق و الیقین حاج سید هاشم حداد، علامه آیةالله حاج سید محمدحسین طباطبائی، آیةالله حاج شیخ محمد جواد انصاری همدانی و آیت الله سید جمالالدین گلپایگانی ـ رضوان الله علیهم اجمعین ـ میباشد؛ که مشتمل بر احوالات و حکایات اخلاقی و عرفانی، مطالب علمی و فلسفی، نامه ها و دستورات سلوکی، و مختصری از تصاویر آن بزرگانِ علم و معرفت می باشد. اهم مباحث این جلد: مختصری است از ترجمه و تذکرۀ اساتید اخلاق و عرفان ایشان.
مطلع انوار ج2
168...1
- [ادامه تعلیقه صفحه قبل] علی أیّ حال تقدیر و ارادۀ ازلی به نحو دیگری رقم خورد و این جوان پاکطینت و صافیضمیر که الحقّ میتوانست در آینده از ستارگان درخشان عالم علم و معرفت و فضیلت گردد، در عنفوان شباب و ریعان جوانی از عالم خاک به سرای اخروی هجرت نمود، و بدین لحاظ والدۀ او (عیال مرحوم دستغیب) بسیار متألّم و بیقرار بود و مرحوم دستغیب از حضرت حدّاد تقاضا مینمود که در حقّ ایشان دعا بفرمایند.
روزی مرحوم حدّاد فرمودند برای تسلیت و زیارت آقای دستغیب به منزل ایشان در کربلا میرویم، و به اتّفاق ایشان و مرحوم والد و اخوی به سمت منزل مرحوم دستغیب حرکت کردیم و پس از ربع ساعت رسیدیم و وارد شدیم.
پس از ردّ و بدل سخنان متعارف و احوالپرسی و تسلیت، مرحوم دستغیب از احوالات خود با مرحوم آیة الله انصاری همدانی ـ رضوان الله علیه ـ مطالبی فرمودند و پیوسته از ایشان تعریف و تمجید میکردند، و در ضمن فرمودند:
روزی به مرحوم انصاری عرض کردم: کیفیّت جذبات رحمانیّه و نفحات قدسیّه بر قلب انسان را بیان فرمائید و اینکه در زیارت أمین الله وارد است: و مَوائِدَ المُستَطعِمِین «طعامهای خاصّ اهل معرفت آماده و مهیّا است» چه میباشد و کیفیّت آن مائدهها برای ما روشن نشده است.
مرحوم انصاری پاسخی نفرمودند تا اینکه موقع زوال و وقت نماز ظهر شد، برخاستیم و سجّاده انداختیم و به امامت مرحوم انصاری نماز ظهر را بجای آوردیم، امّا چه نمازی!! حالتی در آن نماز برای من دست داد که تا آن موقع چنین چیزی اتّفاق نیفتاده بود و اصلاً خود را احساس نمیکردم و گوئی که روی زمین قرار نداشتم! پس از اتمام نماز و قرائت تسبیحات حضرت زهرا سلام الله علیها، مرحوم انصاری در حالیکه جلوتر از ما نشسته بودند رو کردند به من و فرمودند: «حالا معنای جذبات و نفحات الهیه و موائد المستطعمین را فهمیدی؟!»
سپس مرحوم دستغیب فرمودند: بلی بلی بزرگانی بودند، حالاتی داشتند، چه درجات و مراتبی را حائز گشته بودند!
مرحوم حدّاد ـ قدّس الله سرّه ـ در حالیکه سر خود را پائین انداخته بودند، پس از کمی مکث فرمودند:
عشق تو مرا ألست منکم ببعید ** هجر تو مرا إنّ عذابی لشدید
بر کُنج لبت نوشته یُحیی و یُمیت ** مَن مات مِن العشق فقد مات شهید
و آنگاه برخاستند و خداحافظی کردند و خارج شدند.[تفسیر منسوب به محیی الدّین عربی از آن او نیست]
در یکی از شبهای محرّم که منزل مرحوم حدّاد جلسهای از رفقای عراقی و غیره بود، ایشان به مرحوم والد میفرمایند که قدری از قرآن را تفسیر کنند. در آنجا تفسیر منسوب به محیی الدّین عربی ـ رضوان الله علیه ـ کنار اطاق قرار داشت؛ مرحوم والد آن را برداشته و سوره نوح را از روی تفسیر محیی الدّین تفسیر میکردند، تا رسیدند به این آیه: ﴿وَقَالَ نُوحٞ رَّبِّ لَا تَذَرۡ عَلَى ٱلۡأَرۡضِ مِنَ ٱلۡكَٰفِرِينَ دَيَّارًا﴾* در آنجا نوشته شده بود: «حضرت نوح نمیبایست یک چنین درخواستی از خدای متعال بنماید، زیرا با رحمت واسعۀ حق ناسازگار است و این یک اشتباهی بوده است که از آن حضرت سر زد!»
مرحوم حدّاد ـ رضوان الله علیه ـ تا این مطلب را شنیدند فرمودند:
نسبت دادن خطا و لغزش به انبیاء صحیح نیست و گوینده این کلام خود اشتباه نموده و مرتکب لغزش شده است. و سپس ادامه دادند: از اینجا معلوم میشود این تفسیر قطعاً ارتباطی به محیی الدّین عربی ندارد؛ زیرا او چنین مطلبی را نمیگوید، بلکه منسوب به فرد دیگری میباشد. (معلِّق)
*ـ سوره نوح (71) آیه 26.
- [ادامه تعلیقه صفحه قبل] علی أیّ حال تقدیر و ارادۀ ازلی به نحو دیگری رقم خورد و این جوان پاکطینت و صافیضمیر که الحقّ میتوانست در آینده از ستارگان درخشان عالم علم و معرفت و فضیلت گردد، در عنفوان شباب و ریعان جوانی از عالم خاک به سرای اخروی هجرت نمود، و بدین لحاظ والدۀ او (عیال مرحوم دستغیب) بسیار متألّم و بیقرار بود و مرحوم دستغیب از حضرت حدّاد تقاضا مینمود که در حقّ ایشان دعا بفرمایند.
