
مطلع انوار ج3
احوالات و آثار بزرگان و عرفاء باللَه
جلد سوم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، قسمت دوم از موضوعِ «احوالات و آثار بزرگان و عرفاء بالله» میباشد که برای استفادۀ هر چه بیشترِ جامعۀ علم و معرفت از احوالات و حکایات بزرگانِ اهل معرفت، به رشتۀ تحریر درآمده است. • اهم مباحث این مجلّد، شاملِ مختصری از ترجمه و تذکرۀ برخی دیگر از اولیای الهی و بزرگانِ علم و معرفت همچون آیت الله ملاحسینقی همدانی و آیت الله سید احمد کربلائی و دیگر عرفا ـ قدّس الله اسرارهم ـ بوده، و همچنین شاملِ شرح احوالِ برخی بزرگان و شخصیتهای تأثیر گذار در جامعه و تاریخ، همچون سید جمال الدین اسد آبادی و احمد شاه قاجار و غیره میباشد. اهم مباحث این جلد: ترجمه و تذکرۀ عدّهای از بزرگان و علماء و برخی از شخصیّتهای تأثیرگذار در جامعه و زمان خود.
مطلع انوار ج3
106اذا دار الزمّان علی حُرُوفٍ *** بِإسمِ الله فالمهدی قاما و اذ دار الحروف عقیب صومٍ *** فاقرَؤُا الفاطِمیَّ منّی سلامًا قال الشیخ محیی الدّین علی ما نقل عنه فی کتاب شرح مناقبه صفحة ٤١:
رَأیتُ وِلائی آلَ طه وسیلةً *** لِأرغَمَ أهلَ البُعد یورِثُنی القُربَی فَما طَلَبَ المبعوثِ أجرًا علی الهُدی *** بِتَبلیغِه إلاّ المَوَدَّةَ فی القربی1 فقهاء مقرّب به سلاطین، دستور حبس محیی الدّین عربی و قتل حلاّج و سهروردی را صادر نمودند
[در کتاب یوم الاسلام] صفحه ١٠٠:
و فی الحدیث: «إنّما الأعمال بالنیّات» ولکن تغالی الفقهاءُ فی أعمال الظّاهر حتّی اخترعوا الحیل للتّخلّص من أحکامها؛ و نَسِیَ بعضُهم الباطن نسیانًا تامًّا، فظهرت المُتِصَوّفَة تغلو فی الباطن کما غلا الفقهاءُ فی الظّاهرِ. و ساعد علی وجود المتصوّفة ظُلمُ الحکّام و لجوء المتصوّفة إلی الهَرَبِ مِن ظُلمِهم و الإعتماد علی الآخرة إذا لم تحسن الدّنیا؛ و استغلّ الشّیعة أمر الظّاهر و الباطن، فادّعَوا أنّ القرآن له ظاهر و باطن و أنّ الباطن إنّما یَصِلُ إلیه من الطّریق اللدُنّی الأئمّةُ المعصومون و العلماءُ الرّاسخون، و إنّما العامّة تفهَم القشورَ فقطّ و الظاهرَ فقطّ و لذلک سُمُّوا بالباطِنیة.
صفحه ١٠١: و اخترعوا بجانب التّصوّف الموسیقیّ و الذِّکر و الشَّطَح و الرَّقص و غیر ذلک. و تقرّب الفقهاء من السّلاطین لخدمتهم و توغیر صدورهم علی الصّوفیّة أنْ آلَ الأمرُ إلی سِجنِ بعضِهم، کما فُعل بمحیی الدّین بن العربیّ، و قتل بعضهم کما فعل بالحلاّج و السُّهرَوَردِیّ.
- ـ همان مصدر، ص ١٣٦ الی ١٣٨.
