
مطلع انوار ج3
احوالات و آثار بزرگان و عرفاء باللَه
جلد سوم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، قسمت دوم از موضوعِ «احوالات و آثار بزرگان و عرفاء بالله» میباشد که برای استفادۀ هر چه بیشترِ جامعۀ علم و معرفت از احوالات و حکایات بزرگانِ اهل معرفت، به رشتۀ تحریر درآمده است. • اهم مباحث این مجلّد، شاملِ مختصری از ترجمه و تذکرۀ برخی دیگر از اولیای الهی و بزرگانِ علم و معرفت همچون آیت الله ملاحسینقی همدانی و آیت الله سید احمد کربلائی و دیگر عرفا ـ قدّس الله اسرارهم ـ بوده، و همچنین شاملِ شرح احوالِ برخی بزرگان و شخصیتهای تأثیر گذار در جامعه و تاریخ، همچون سید جمال الدین اسد آبادی و احمد شاه قاجار و غیره میباشد. اهم مباحث این جلد: ترجمه و تذکرۀ عدّهای از بزرگان و علماء و برخی از شخصیّتهای تأثیرگذار در جامعه و زمان خود.
مطلع انوار ج3
129ثانیاً: سلسله معروف را به فرقد و حسن بصری و انس رسانیده، و از اقوال غیر ابنندیم که وی را از شیعیان خالص و خادمان حضرت رضا علیه السّلام میدانند و حتّی از علاّمۀ حلّی که در بحث امامت شرح تجرید میگوید: «فأبویزید البَسطامیّ کان یفتخر بأنَّه یَسقِی الماء لدار جعفر الصّادق علیه السّلام؛ و معروف الکرخی أسلَمَ علی یَدَی الرّضا علیه السّلام و کان بَوَّابَ دارِهِ إلی أن مات»1 ذکری به میان نیاورده است.
و ثالثاً: پس از حکایت آنچه از ابنمنادی در تاریخ بغداد آورده است، خودش میگوید: «و نُقل عنه کراماتٌ مجعولةٌ».
آخر بر چه اساس، بدون دلیل و برهان و بدون مشاهده و عیان، شما کرامات منقولۀ از وی را مجعول شمردهاید؟! اگر شیخ معروف در قیامت و یا در بعضی از عقبات پیش از آن، جلوی شما را بگیرد و از این سخنان و اتّهامات بدون دلیل مؤاخذه کند، چه خواهید گفت؟!
امّا شیخ عبدالله مامقانی در تنقیح المقال، جلد ٣، صفحه ٢٢٨ و صفحه ٢٢٩، راه انصاف را پیموده است؛ او پس از شرح مفصّلی دربارۀ اینکه شیخ معروف نمیتواند از أصحاب حضرت صادق علیه السّلام باشد، میگوید:
و علی کل حالٍ فالأظهر أن یکون الرَّجُل إمامیّاً، لتَسالُم أهل السِّیَر علی أنَّه
- ـ در کشف المراد طبع صیدا، سنۀ ١٣٥٢، مطبعۀ عرفان، ص ٢٤٩، در بحث امامت در شرح قول خواجه: «و تمیّزه بالکمالات النَّفسانیَّة و البدنیّة و الخارجیّة» که آن را وجه بیست و پنجم از وجوه خواجه در استدلال بر امامت شمرده است، در اواخر بحث میگوید:
و قد نشروا من العِلْم والفَضْل و الزُّهد و التَّرک للدّنیا شیئاً عظیماً حتّی إنّ الفضلاءَ من المشایخ کانوا یفتخرون بخدمتهم علیهم السّلام. فأبویزید البَسطامی کان یفتخر بأنّه یسقی الماءَ لدار جعفر الصادق علیهالسّلام؛ و معروف الکرخی أسلم علی یَدَی الرّضا علیهالسّلام و کان بَوّابَ داره إلی أن مات. و کان أکثر الفضلاء یفتخرون بالانتساب الیهم. ـ الخ.
- ـ در کشف المراد طبع صیدا، سنۀ ١٣٥٢، مطبعۀ عرفان، ص ٢٤٩، در بحث امامت در شرح قول خواجه: «و تمیّزه بالکمالات النَّفسانیَّة و البدنیّة و الخارجیّة» که آن را وجه بیست و پنجم از وجوه خواجه در استدلال بر امامت شمرده است، در اواخر بحث میگوید:
