
مطلع انوار ج3
احوالات و آثار بزرگان و عرفاء باللَه
جلد سوم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، قسمت دوم از موضوعِ «احوالات و آثار بزرگان و عرفاء بالله» میباشد که برای استفادۀ هر چه بیشترِ جامعۀ علم و معرفت از احوالات و حکایات بزرگانِ اهل معرفت، به رشتۀ تحریر درآمده است. • اهم مباحث این مجلّد، شاملِ مختصری از ترجمه و تذکرۀ برخی دیگر از اولیای الهی و بزرگانِ علم و معرفت همچون آیت الله ملاحسینقی همدانی و آیت الله سید احمد کربلائی و دیگر عرفا ـ قدّس الله اسرارهم ـ بوده، و همچنین شاملِ شرح احوالِ برخی بزرگان و شخصیتهای تأثیر گذار در جامعه و تاریخ، همچون سید جمال الدین اسد آبادی و احمد شاه قاجار و غیره میباشد. اهم مباحث این جلد: ترجمه و تذکرۀ عدّهای از بزرگان و علماء و برخی از شخصیّتهای تأثیرگذار در جامعه و زمان خود.
مطلع انوار ج3
130أسلَمَ علی ید الرّضا علیه السّلام و لم یکن الرّضا علیه السّلام زمانَ تَقِیَّةٍ، فلابدَّ و أن یکون مَن أسلَمَ علی یده إمامیّاً أثنی عشریّاً.
مضافاً إلی تَسالُم أهل السِّیَر علی أنَّه کان من مَوالی الرّضا علیه السّلام، حتّی قیل: إنَّه کان بَوّاباً له؛ بل عن الجامیّ: أنَّه مات علی باب الرِّضا علیه السّلام بِازْدحام النّاس و قد وَطَؤُوه. و إن کان یردّ ذلک أنَّ الرّضا علیه السّلام یومئذٍ (أعنی سنةَ وفات معروف و هی سنة مأتین، أو مأتین و واحدة) کان بخراسان، فلو کان موته علی بابه، لم یکن قبرُه ببغداد؛ لعدم تَعارُفِ النَّقل یومئذٍ سیّما مِن دون مقتضٍ و لا داعٍ.
و ممّا یشهد بکونه إمامیّاً ما حکی عنه مِن أنَّه قال: کنتُ مارّاً بالکوفة فوَقَفتُ علی رجل یقال له: ابنُ السَّمَّاک و هو یعظ النّاسَ؛ فقال فی خلال کلامه: «مَن أعرَضَ عن الله بکلّیّته أعرَضَ اللهُ تعالی عنه جملةً، و مَن أقبَلَ علی الله تعالی بقلبه أقبَلَ اللهُ تعالی برحمته علیه و أقبَلَ بوجوه الخلق إلیه، و مَن کان مرّةً و مرّةً فالله تعالی یرحمه وقتاً مّا.» فوقع کلامُه فی قلبی، و أقبلتُ علی الله تعالی و ترکتُ جمیع ما کنتُ علیه إلاّ خدمَةَ علیّ بن موسی الرّضا علیه السّلام، و ذکرتُ هذا الکلام لمولای فقال: تَکفِیکَ هذه الموعظةُ إنِ اتَّعَظتَ!
و حکی عنه: أنَّه یقول: «أقْسِمُوا عَلَی الله برأسی و اطلُبُوا حَوائجَکم!» فتعَجَّبَ النّاس مِن تزکیة نفسه؛ فقال: إنِّی قلتُ ذلک لأنِّی وضعتُ رأسی علی باب الرِّضا علیه السّلام مُدَّةً.
و جاء رجل إلی الرّضا علیه السّلام یُعَلِّمه دعاء یَسکُنُ البحرُ به عند الطُّوفان، فلم یتمکّن من الوصول إلیه؛ فکتب معروفٌ شیئاً و أعطاه و قال له: إذا اضطرب البحرُ فَاقْرء ما فی الکتاب یَسکُنْ. فأخذ الرجل، ثمّ سافَرَ إلی البحر فلمّا رأی أشار الطُّوفان، فَتَحَ الکتاب لیقرَء الدّعاء، ظنّاً منه أنَّ فیه دعاء قد تَعَلَّمَه معروفٌ من الرّضا علیه السّلام، فرأی فیه مکتوباً: «أیُّهَا البحرُ اسْکُنْ بِحَقِّ معروفٍ صاحبِ الرّضا
