
مطلع انوار ج3
احوالات و آثار بزرگان و عرفاء باللَه
جلد سوم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، قسمت دوم از موضوعِ «احوالات و آثار بزرگان و عرفاء بالله» میباشد که برای استفادۀ هر چه بیشترِ جامعۀ علم و معرفت از احوالات و حکایات بزرگانِ اهل معرفت، به رشتۀ تحریر درآمده است. • اهم مباحث این مجلّد، شاملِ مختصری از ترجمه و تذکرۀ برخی دیگر از اولیای الهی و بزرگانِ علم و معرفت همچون آیت الله ملاحسینقی همدانی و آیت الله سید احمد کربلائی و دیگر عرفا ـ قدّس الله اسرارهم ـ بوده، و همچنین شاملِ شرح احوالِ برخی بزرگان و شخصیتهای تأثیر گذار در جامعه و تاریخ، همچون سید جمال الدین اسد آبادی و احمد شاه قاجار و غیره میباشد. اهم مباحث این جلد: ترجمه و تذکرۀ عدّهای از بزرگان و علماء و برخی از شخصیّتهای تأثیرگذار در جامعه و زمان خود.
مطلع انوار ج3
132مُعَلِلاًّ بأنَّه لو کان کذلک لکان یَنقُلُه أصحابُ کُتبِ الرّجال من الشّیعة، مع أنّهم لم یَدَعوا رَطباً و لا یابِساً من أصحاب الأئمّة [علیهم السّلام] و خواصِّهِم و خُدّامهم و مَوالیهم من المَمدوحینَ و المذمومین و المشهورین و المجهولین، إلاّ و قد تعرّضوا لبیانه و ذکره، و لم یکونوا لیُهْمِلوا ذکرَ ما ورد فی شأنه.
آنگاه مرحوم مامقانی از این اشکالها بدینگونه جواب داده است:
لأنّا نقول: إنّ من المقرَّر المعلوم أنّ الفعلَ مجملٌ لکونه ذا جِهاتٍ، و ما لم یتبیّن جِهَةُ الفعلِ لم یکن الإحتجاجُ به. و میلُ العامّة إلیه و تبرُّکُهم بقبره إنّما هو باعتبار زُهده و ترکِه للدّنیا؛ فإنّهم یَمیلون إلی کلّ من اتّصف بذلک و إن لم یکن مُسلماً، فضلاً عمّا لو کان رافضیّاً. و یُؤیّد ما ذکرنا أنَّ جمعاً من العامّة منهم القُشَیری مع تصریحهم بأنَّه مجابُ الدَّعوة و أنَّ قبرَه تِریاقٌ، نَصّوا علی أنَّه من موالی الرّضا علیه السّلام.1
و أمّا خُلُوّ الکتب عن ذکره فلعلَّه لأنّ الصّوفیّة لمّا انتَسبوا إلیه و ادّعوا کونَه منهم، اقتضَتِ المَصلَحةُ السّکوتَ عنه؛ نظیر تجویز الشّارع قتلَ المسلم الّذی تَتَرَّسُ به الکُفَّارُ. و یشهد بما قلناه أنَّه لو کان مذموماً لرَوَوا فیه الذَّمَّ، فَسُکوتُهم عن ذمّه یکشف عن أنَّ عَدَمَ تعرضهم لمدحه2 لإخمال ذکره، حتّی لایحتجّ المتصوِّفون بمدحنا إیّاه علی صحّة
- ـ مستشار عبد الحلیم جندی در کتاب الامام جعفر الصادق، ص ٢١٧، معروف کرخی را از شیعیان شمرده است. وی گوید: معروف الکرخی (٢٠٠) زعیم الصّوفیّة وصف ابن حنبل معروفاً لابنه عبدالله بن حنبل عند ما سأله: هل عنده علمٌ؟ فقال: کان عنده رأس الأمر کلّه: تقوی الله.
- ـ در اینجا خوب روشن میشود که معروف دارای مدح است آن هم مدح کبیر، امّا به واسطۀ نیامدن نام وی بر سر زبانها از بیان اسم او و مَحامد او اجتناب نمودهاند؛ عیناً مانند عملی را که برای حفظ مسلمین در معرکۀ جنگ انجام میدهند، و به واسطۀ آن جمعی از مسلمانان که در صفّ اول قرار دارند و کفّار آنان را سپر کردهاند، کشته میشوند. جواب ایشان آن است که تترّس کفّار به مسلمین و جواز قتل مسلمین در صفّ اول برای ضرورتی است که کفّار ما را در آن ضرورت انداختهاند؛ ولی چه ضرورتی در إخمال نام معروف کرخی است؟! جز آنکه ما به ظنّ و پندار خود آن را ضرورت پنداشتهایم.
اگر ما معروف را در کتب رجالیّه میآوردیم و از خودمان میدانستیم و خودمان را از او میدانستیم، نه تنها این أمر ایجاب طریقۀ باطلۀ تصوّف را نمینمود، بلکه ایجاب طریقۀ حقّه آن را میکرد؛ همچنان که مرحوم مجلسی ـ رضوان الله علیه ـ تصوّف را به دو گونۀ حقّ و باطل تقسیم کرده است. بنابر این ما با عدم ذکر معروف و راه و روش وی، خود را از تصوّف حقّ و پیروی از ولایت باطنیّه حضرت امام علی بن موسی الرّضا علیه السّلام برکنار داشتهایم؛ فیاه للأسف بهذا الخسران المبین و الهلاک العظیم!
