اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

مطلع انوار ج3

احوالات و آثار بزرگان و عرفاء باللَه

97٬380
مطلع انوار

جلد سوم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیة‌الله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، قسمت دوم از موضوعِ «احوالات و آثار بزرگان و عرفاء بالله» می‌باشد که برای استفادۀ هر چه بیشترِ جامعۀ علم و معرفت از احوالات و حکایات بزرگانِ اهل معرفت، به رشتۀ تحریر درآمده است.  • اهم مباحث این مجلّد، شاملِ مختصری از ترجمه و تذکرۀ برخی دیگر از اولیای الهی و بزرگانِ علم و معرفت همچون آیت الله ملاحسینقی همدانی و آیت الله سید احمد کربلائی و دیگر عرفا ـ قدّس الله اسرارهم ـ بوده، و همچنین شاملِ شرح احوالِ برخی بزرگان و شخصیتهای تأثیر گذار در جامعه و تاریخ، همچون سید جمال الدین اسد آبادی و احمد شاه قاجار و غیره می‌باشد. اهم مباحث این جلد: ترجمه و تذکرۀ عدّه‌ای از بزرگان و علماء و برخی از شخصیّت‌های تأثیرگذار در جامعه و زمان خود.

سرای جاوید

مطلع انوار ج3

143
  • دیگری در جیب خود دو عدد نارنجک گذارده بودند که در صورت عدم متقاعد شدن آخوند همان‌جا او را تِرور کنند و با نارنجک شهیدش سازند.

  •  این جمع به زنجان آمده و به خدمت مرحوم آخوند رسیدند و همه پهلوی یکدیگر در بیرونی نشستند، و آن عالمِ همراه آنان شروع کرد به سخن گفتن و شرح مُشبعی در تعریف و محاسن مشروطه و لوای عدل بیان کرد، به طوری که بر همگان هویدا شد که آخوند قبول فرموده و متقاعد شده است.

  •  مرحوم آخوند در تمام طول صحبت ساکت بود و هیچ سخن نمی‌گفت و با توجّه تمام گوش به سخنان او فرا‌‌‌ داشته بود. چون آن عالم موافق و همراه، سخن به پایان رسانید، آخوند رو کرد به او و گفت:

  •  این مشروطه‌ای را که بیان می‌کنید و مجلسی را که برای گرد آوردنِ افراد ذی صلاحیّت تشکیل می‌‌دهید، آیا از روی قانون رفتار می‌کنند یا نه؟

  •  او گفت: بله، از روی قانون عمل می‌کنند و این مجلس، مجلس قانون گذاری است.

  •  آخوند گفت: آیا این قانون، قانون آسمانی ‌است یا قانون زمینی؟

  •  آنها خوب متوجّه شدند که آخوند چه می‌خواهد بگوید و بپرسد؛ (می‌خواهد بگوید اگر قانون آسمانی است این‌که دروغ است، چون قانون آسمانی قرآن مجید است و اگر قانون زمینی است پس آن بدون ارزش و در مقابل کتاب الله فاقد اعتبار است) آنها به یکدیگر نگاه کردند و گفتند: برخیزید که دیگر صحبت و مذاکره فائده‌ای ندارد.

  •  در هنگام برخاستن، آخوند رو کرد به آن کسی که در جیب خود نارنجک داشت، و گفت: حالا که می‌خواهید بروید پس آن نارنج‌ها را که برای ما هدیه آورده‌اید مرحمت کنید!

  •  او هر‌چه خواست از امتثال سرباز زند، نشد، تا بالأخره دست در جیب

/ 12