
مطلع انوار ج3
احوالات و آثار بزرگان و عرفاء باللَه
جلد سوم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، قسمت دوم از موضوعِ «احوالات و آثار بزرگان و عرفاء بالله» میباشد که برای استفادۀ هر چه بیشترِ جامعۀ علم و معرفت از احوالات و حکایات بزرگانِ اهل معرفت، به رشتۀ تحریر درآمده است. • اهم مباحث این مجلّد، شاملِ مختصری از ترجمه و تذکرۀ برخی دیگر از اولیای الهی و بزرگانِ علم و معرفت همچون آیت الله ملاحسینقی همدانی و آیت الله سید احمد کربلائی و دیگر عرفا ـ قدّس الله اسرارهم ـ بوده، و همچنین شاملِ شرح احوالِ برخی بزرگان و شخصیتهای تأثیر گذار در جامعه و تاریخ، همچون سید جمال الدین اسد آبادی و احمد شاه قاجار و غیره میباشد. اهم مباحث این جلد: ترجمه و تذکرۀ عدّهای از بزرگان و علماء و برخی از شخصیّتهای تأثیرگذار در جامعه و زمان خود.
مطلع انوار ج3
159میرزا مهدی شهرستانی این قضیّه را نقل میکند.1
[مطالب منقوله از کتاب دار السّلام در احوال ایشان]
و در کتاب دار السّلام، جلد ١ از صفحه ٢٥٥ تا صفحه ٢٥٩، راجع به کرامات بحرالعلوم نیز مطالبی را بیان میکند:
از جمله: خواب دیدن پدرش سیّد مرتضی که حضرت امام رضا علیه السّلام شمعی را در شب ولادت بحرالعلوم به محمّد بن اسماعیل بن بَزِیع2 دادند و او آن را بر فراز منزل بحرالعلوم روشن کرد، فَعَلا سَناها و لم یُدرَک مُداها.
و از جمله: پاسخ بحرالعلوم را در جواب محقّق قمی که فرمود: من دیشب یا پریشب در مسجد کوفه نماز شب گزاردم و سپس بدون اختیار، با حرکت باد به مسجد سهله رفتم و حضرت حجَّت ارواحنا فداه را در آنجا دیدم که دعا میخواندند و به من گفتند: «مهدی بیا حجّت».
و از جمله آنکه: کسی از ایشان پرسید: آیا امکان زیارت حضرت حجّت در زمان غیبت هست؟ بحرالعلوم در حالیکه مشغول قلیان کشیدن بود، زیر لب چند بار گفت: چه بگویم در جواب او، و قد ضَمَّنی صلواتُ الله علیه و آله إلی صَدْره و ورد أیضًا فی الخبر تکذیبُ مدّعی الرؤیة فی أیّام الغیبة؟! و در آخر به آن مرد فرمود: در اخبار اهل بیت عصمت وارد شده است که مدّعی رؤیت حضرت حجّت عجّل الله تعالی فرجه را تکذیب نمائید!
- ـ همان مصدر، ص ١١٠.
- ـ بزیع بر وزن فعیل است و در همۀ کتابهای رجال چنین است؛ در تنقیح المقال گوید: بزیع بالباء الموحّدة المفتوحة و الزّای المُعجمة المکسورة و الیاء المثناة من تحت السّاکنة و العین المهملة مکبّرًا.
و در المنجد گوید: بَزُع ـُ بَزَاعَةً الغلامُ: صار ظریفًا فهو بَزیع و هی بزَیعة، و البَزیع من الغلمان: اللّبِقُ الخفیف، و البزیع أیضًا السّید الشریف.
