
مطلع انوار ج3
احوالات و آثار بزرگان و عرفاء باللَه
جلد سوم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، قسمت دوم از موضوعِ «احوالات و آثار بزرگان و عرفاء بالله» میباشد که برای استفادۀ هر چه بیشترِ جامعۀ علم و معرفت از احوالات و حکایات بزرگانِ اهل معرفت، به رشتۀ تحریر درآمده است. • اهم مباحث این مجلّد، شاملِ مختصری از ترجمه و تذکرۀ برخی دیگر از اولیای الهی و بزرگانِ علم و معرفت همچون آیت الله ملاحسینقی همدانی و آیت الله سید احمد کربلائی و دیگر عرفا ـ قدّس الله اسرارهم ـ بوده، و همچنین شاملِ شرح احوالِ برخی بزرگان و شخصیتهای تأثیر گذار در جامعه و تاریخ، همچون سید جمال الدین اسد آبادی و احمد شاه قاجار و غیره میباشد. اهم مباحث این جلد: ترجمه و تذکرۀ عدّهای از بزرگان و علماء و برخی از شخصیّتهای تأثیرگذار در جامعه و زمان خود.
مطلع انوار ج3
190شیخ کاظم میگفت: من متأسّفم از آنکه چرا از ایشان آن را نگرفته و نمونهای از آن برنداشتم1.2
[پی بردن به روح تکلیف و حقیقت احکام و روح شرع (ت)]
...)]3
- ـ جنگ ١٣، ص ٨١.
- ـ [حکایتی از معلِّق محترم دربارۀ حضرت آیة الله آقای حاج سیّد مهدی بحرالعلوم ـ رحمة الله علیه]
- [پی بردن به روح تکلیف و حقیقت احکام و روح شرع (ت)]
از جمله حکایاتی که مرحوم والد ـ رضوان الله علیه ـ درباره مرحوم سیّد مهدی بحرالعلوم ـ رحمة الله علیه ـ میفرمودند اینکه:
مرحوم بحرالعلوم در ایام تابستان، نماز مغرب و عشاء را در مسجد کوفه اقامه میکردند و بسیاری از علماء و فضلاء نجف هر شب در این نماز در مسجد کوفه شرکت میکردند، و پس از اقامۀ نماز مغرب و عشاء و گذشت پاسی از شب به نجف مراجعت مینمودند. ازدحام جمعیّت از اصناف مختلف در مسجد کوفه به حدّی بود که اگر فردی تأخیر میکرد جای نشستن پیدا نمیکرد.
خادم مسجد که فردی بسیار مخلص و پاکسرشت و صافیضمیر بود نسبت به مرحوم سیّد ارادتی خالصانه و بیپیرایه و محبتی غریب داشت و هر روز قبل از آمدن ایشان با عشق و خلوصی بیشائبه قلیانی آماده میکرد و هنگام آمدن مرحوم سیّد آن را کنار جانماز ایشان قرار میداد و خود در کنار جانماز مینشست و از تماشای جمال سیّد هنگام کشیدن قلیان لذّت میبرد، و مرحوم سیّد نیز با او به مزاح و مطایبه و گفتگو میپرداخت تا اینکه وقت نماز مغرب میرسید و سیّد برای اقامۀ نماز آماده میگشت و آن فرد مخلص قلیان را برمیداشت و میبرد. و لذا دأب مرحوم سیّد این بود که هر روز قریب نیم ساعت زودتر از موعد نماز مغرب به مسجد کوفه میآمد تا به واسطۀ این لطف و ارادت خادم تأخیری در نماز جماعت پیدا نشود. روزی بر حسب اتّفاق مرحوم سیّد نتوانست به موقع در مسجد کوفه حضور یابد و هنگامی وارد مسجد شد که وقت نماز مغرب رسیده بود و طبعاً دیگر فرصت کشیدن قلیان و اختلاط با خادم از دست رفته بود، و مرحوم سیّد میبایست به اقامۀ نماز بپردازد. خادم مسجد که از این تأخیر ملول و دلشکسته شده بود با توجّه به حلول وقت نماز و انتظار جمعیّت، از آوردن قلیان صرفنظر نمود و حتّی به جهت حال سیّد از برخورد و سلام به ایشان اجتناب نمود. [ادامه در صفحه بعد]
