
مطلع انوار ج3
احوالات و آثار بزرگان و عرفاء باللَه
جلد سوم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، قسمت دوم از موضوعِ «احوالات و آثار بزرگان و عرفاء بالله» میباشد که برای استفادۀ هر چه بیشترِ جامعۀ علم و معرفت از احوالات و حکایات بزرگانِ اهل معرفت، به رشتۀ تحریر درآمده است. • اهم مباحث این مجلّد، شاملِ مختصری از ترجمه و تذکرۀ برخی دیگر از اولیای الهی و بزرگانِ علم و معرفت همچون آیت الله ملاحسینقی همدانی و آیت الله سید احمد کربلائی و دیگر عرفا ـ قدّس الله اسرارهم ـ بوده، و همچنین شاملِ شرح احوالِ برخی بزرگان و شخصیتهای تأثیر گذار در جامعه و تاریخ، همچون سید جمال الدین اسد آبادی و احمد شاه قاجار و غیره میباشد. اهم مباحث این جلد: ترجمه و تذکرۀ عدّهای از بزرگان و علماء و برخی از شخصیّتهای تأثیرگذار در جامعه و زمان خود.
مطلع انوار ج3
202یا یومَ عاشوراءَ کَم لک لَوعَةً1 *** تترقَّصُ الأحشاءُ من إیقادِها ما عُدتَ إلاّ عاد قلبی غُلَّةٌ *** حَرّی و لو بالغتُ فی إبرادِها مِثلُ السلیم مضیضةٌ آناؤُه *** خَزَرُ العیونِ تَعودُه بِعدادها مراثی سیّد رضیّ دربارۀ سبط شهید أباعبدالله الحسین علیه السّلام
در الغدیر، صفحه ٢١٧ تا صفحه ٢١٩ قصیدۀ غرّائی در مرثیه گفته است که ما چند بیت از آن را میآوریم:
و رُبَّ قائلةٍ و الهمُّ یُتحِفُنی *** بناظرٍ من نِطافِ الدَّمع ممطورٍ حفِّضْ علیک؛ فللأحزان آوِنةٌ *** و ما المُقیم علی حُزنٍ بمعذورٍ فقلتُ هیهات فاتَ السمعُ لائِمَه *** لا یُفهَم الحُزنُ إلاّ یومَ عاشورٍ یومٌ حَدی الظُعنَ فیه بابن فاطمة *** سِنانُ مطَّردِ الکَعبَین مطرورِ و خرَّ للموتِ لاکفٌّ تُقَلِّبُه *** إلاّ بِوَطیٍ من الجُردِ المَحاضیرِ ظَمْآنَ سلّی نَجیعُ الطَّعنِ غُلَّته *** عن باردٍ مِن عُبابِ الماءِ مقرورِ للّه مُلقیً عَلَی الرّمضاء عَضَّ بِهِ *** فَمُ الرَّدی بین إقدامٍ و تشمیرِ تَحنُو علیه الرُّبی ظلاًّ و تَستُرُه *** عن النَّواظر أذیالُ الأعاصیرِ تهابُهُ الوَحشُ أن تدنو لِمَصْـرَعِه *** و قد أقام ثلاثاً غیرَ مقبورِ بنی اُمیَّة ما الأسیافُ نائمةٌ *** عن شاهر فی أقاصی الأرض موتورِ و البارقات تَلَوَّی فی مَغامِدها *** و السّابقاتُ تَمَطَّی فی المَضامیرِ إنِّی لأرغبُ2 یوماً لا خِفاءَ لـه *** عریانَ یقلَق منه کلُّ مغرورِ - ـ اللوعة: الحرقة، مضیضة: حُرقة.
الخَزَر: کسرُ العین بَصَرَها خِلقة؛ً و قیل هو ضیقُ العین و صغرُها. (محقّق) - ـ در الغدیر بلفظ: لأرقب آمده است. (محقّق)
- ـ اللوعة: الحرقة، مضیضة: حُرقة.
