اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

مطلع انوار ج3

احوالات و آثار بزرگان و عرفاء باللَه

97٬380
مطلع انوار

جلد سوم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیة‌الله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، قسمت دوم از موضوعِ «احوالات و آثار بزرگان و عرفاء بالله» می‌باشد که برای استفادۀ هر چه بیشترِ جامعۀ علم و معرفت از احوالات و حکایات بزرگانِ اهل معرفت، به رشتۀ تحریر درآمده است.  • اهم مباحث این مجلّد، شاملِ مختصری از ترجمه و تذکرۀ برخی دیگر از اولیای الهی و بزرگانِ علم و معرفت همچون آیت الله ملاحسینقی همدانی و آیت الله سید احمد کربلائی و دیگر عرفا ـ قدّس الله اسرارهم ـ بوده، و همچنین شاملِ شرح احوالِ برخی بزرگان و شخصیتهای تأثیر گذار در جامعه و تاریخ، همچون سید جمال الدین اسد آبادی و احمد شاه قاجار و غیره می‌باشد. اهم مباحث این جلد: ترجمه و تذکرۀ عدّه‌ای از بزرگان و علماء و برخی از شخصیّت‌های تأثیرگذار در جامعه و زمان خود.

سرای جاوید

مطلع انوار ج3

204
  • لا تَقنَعَنَّ عندَ المطا***لِب بالقلیل من الکثیرِ
  • فتَبَرَّضُ الأطماعُ مِثلُ***تبرُّضِ الثَّمَدِ الجَرورِ
  • هذا أوانُ تطاوُلِ الحا***جاتِ و الأمَلِ القصیرِ
  • فانفَحْ لنا من راحَتَیـ***کَ بِلا القلیلِ و لا النُّزورِ
  • لا تُحوَجَنَّ إلی العِصا***بِ و أنت فی الضَرْعِ الدَرورِ
  • آثارُ شُکرِکَ فی فَمی***و سِمات وُدِّک فی ضمیری
  • و قصیدةٌ عذراءُ مِثـ***لُ تألّقِ الرَّوضِ النَّضیرِ
  • فرحت بمالِکِ رِقِّها***فَرَحَ الخَمیلَة بالغَدیر1
  • مَهْیار دیلمی، سرایندۀ غدیریّه در قرن پنجم

  •  در الغدیر، جلد ٤ از صفحه ٢٣٢ تا صفحه ٢٦١ دربارۀ مَهْیار دیلمی بحث کرده است.

  •  ابوالحسن مَهْیار بن مرزویه دیلمی بغدادی که در کرخ بغداد منزل داشته است از بزرگترین مردان ادب و عربیّت است، و از زمرۀ شعرای درجۀ اوّل از جهت اتقان به شمار می‌رود. بزرگان علم و ادب از محضر او استفاده می‌کرده‌اند؛ زیرا که بزرگترین رایت ادب عرب را در بین مشرق و مغرب بلند کرد.

  •  مَهْیار از بزرگان تشیّع است و در اشعار خود با حجّت و بیان قوی و استدلال

    1. ـ تقلقلَ فی البلاد: إذا تقلّبَ فیها. إنجابَ السحابُ: إنکشف. الوَضَح: بیاضُ الصبح. إبتزَّ ثیابی: جرَّدنی منها. تبرّضَ ما عنده: أخذَ منه شیئاً بعد‌َ شیءٍ. الثَّمْدُ و الثَّمَدُ: الماء القلیل الذی لا مادَّ له. عَصَب الناقة‌َ یعصِبُها عصباً و عِصاباً: شَدَّ فَخِذَیها أو أدنی مُنخَرَیها لِتَدِرَّ. السِّمةُ و السِّماتُ، مثلُ عِدةٍ و عِدات: الآلة‌ُ التی یُکوی بها و یُعلَم. الخمیلة: الشجرة الکثیر المتلف، الموضع الکثیر الشجر، المنهبط من الأرض. الخمیلة: الشجرة الکثیر المتلف، المواضع الکثیر الشجر، المنهبط من الأرض. (محقّق)
/ 536