اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

مطلع انوار ج3

احوالات و آثار بزرگان و عرفاء باللَه

97٬380
مطلع انوار

جلد سوم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیة‌الله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، قسمت دوم از موضوعِ «احوالات و آثار بزرگان و عرفاء بالله» می‌باشد که برای استفادۀ هر چه بیشترِ جامعۀ علم و معرفت از احوالات و حکایات بزرگانِ اهل معرفت، به رشتۀ تحریر درآمده است.  • اهم مباحث این مجلّد، شاملِ مختصری از ترجمه و تذکرۀ برخی دیگر از اولیای الهی و بزرگانِ علم و معرفت همچون آیت الله ملاحسینقی همدانی و آیت الله سید احمد کربلائی و دیگر عرفا ـ قدّس الله اسرارهم ـ بوده، و همچنین شاملِ شرح احوالِ برخی بزرگان و شخصیتهای تأثیر گذار در جامعه و تاریخ، همچون سید جمال الدین اسد آبادی و احمد شاه قاجار و غیره می‌باشد. اهم مباحث این جلد: ترجمه و تذکرۀ عدّه‌ای از بزرگان و علماء و برخی از شخصیّت‌های تأثیرگذار در جامعه و زمان خود.

سرای جاوید

مطلع انوار ج3

206
  • مرتضی در رجب سنۀ ٣٥٥ متولّد شد و در یکشنبه ٢٥ ربیع الأول سنۀ ٤٣٦ رحلت کرد و عمر او هشتاد سال و هشت ماه بوده است.

  •  القاب او: مرتضی، و الأجلّ الطّاهر، و ذو المَجدَین بوده و در سنۀ ٤٢٠ به علم الهدی ملقّب شده است.

  •  در صفحه ٢٧٦ آورده است که:

  •  [إنّ] الوزیر أبا سعید محمّد بن الحسن بن عبدالرحیم مَرِضَ فی تلک السَّنة، فرأی فی منامه أمیرَالمؤمنین علیه السّلام یقول له: قُل لعَلَم ‌الهدی یَقرَأ علیک حتّی تَبْرَأ. فقال: یا أمیرالمؤمنین! و من عَلَم الهدی؟ فقال: علی بن الحسین الموسوی.

  •  فکتب إلیه؛ فقال رضی الله عنه: اللهَ اللهَ فی أمری! فإنّ قبولی لهذا اللَّقب شَناعةُ علیّ. فقال الوزیر: و الله ما کتبتُ إلیک إلاّ ما أمرنی به أمیرُالمؤمنین علیه السّلام.

  •  و کان یُلقَّب بالثمانین لِما کان له من الکتب ثمانون ألف مجلّداً، و من القری ثمانین قریةً تُجبَی إلیه، و کذلک من غیرهما؛ حتّی إنَّ مدّةَ‌ عمرِه کانت ثمانین سنة و ثمانیة أشهرَ و صَنّف کتاباً یقال له الثّمانون.

  •  غدیریّۀ شیوای او را در صفحه ٢٦٢ تا صفحه ٢٦٤ آورده است و در آخر این قصیده فرموده است:

  • غدیریّۀ سیّد مرتضی

  • أمَّا الرسولُ فقد أبان وَلاءَهُ***لو کان یَنفَعُ حائِرًا أن یُنذَرَا
  • أمضـَی مقالاً لم یَقُلْهُ معرِّضاً***و أشادَ ذکراً لم یَشُدهُ معذّرا
  • و ثنی إلیه رقابَهم و أقامه***عَلَماً علی بابِ النَجاةِ مُشَهّرا
  • و لقد شَفی یومُ الغدیر معاشراً***ثَلَجَتْ نفوسُهم و أودی معشـرا
  • قامَت به أحقادُهم فمرجِّعٌ***نَفَساً و مانِعُ أنَّةٍ أن تُجهَرا
  •  

/