
مطلع انوار ج3
احوالات و آثار بزرگان و عرفاء باللَه
جلد سوم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، قسمت دوم از موضوعِ «احوالات و آثار بزرگان و عرفاء بالله» میباشد که برای استفادۀ هر چه بیشترِ جامعۀ علم و معرفت از احوالات و حکایات بزرگانِ اهل معرفت، به رشتۀ تحریر درآمده است. • اهم مباحث این مجلّد، شاملِ مختصری از ترجمه و تذکرۀ برخی دیگر از اولیای الهی و بزرگانِ علم و معرفت همچون آیت الله ملاحسینقی همدانی و آیت الله سید احمد کربلائی و دیگر عرفا ـ قدّس الله اسرارهم ـ بوده، و همچنین شاملِ شرح احوالِ برخی بزرگان و شخصیتهای تأثیر گذار در جامعه و تاریخ، همچون سید جمال الدین اسد آبادی و احمد شاه قاجار و غیره میباشد. اهم مباحث این جلد: ترجمه و تذکرۀ عدّهای از بزرگان و علماء و برخی از شخصیّتهای تأثیرگذار در جامعه و زمان خود.
مطلع انوار ج3
207یا راکبًا رَقَصَتْ به مَهریَّةٌ *** أشِبَت لساحته الهمومُ فأصحَرا عُجْ بالغَرِیِّ فإنَّ فیه ثاویاً *** جبلاً تَطَأطَأ فاطمأنَّ به الثَّرَی و اقْرَ السّلامَ علیه من کَلِفٍ به *** کُشِفَت له حُجُبُ الصَّباحِ فأبْصَـرا و لَوِ استَطَعتُ جعلتُ دارَ إقامَتی *** تلک القُبُورَ الزُّهْرَ حتَّی اُقْبَرا1،2 در صفحه ٢٦٨ گوید:
و عن الشیخ عزّالدّین أحمد بن مقبل، أنَّه قال: لو حَلَفَ انسانٌ أنَّ السیِّد المرتضی کان أعلَمُ بالعربیّة من العرب لم یکن عندی آثماً؛ و قد بلغنی عن شیخ مِن شیوخ الأدب بمصر أنَّه قال: والله إنّی استفدتُ مِن کتاب الغُرَر و الدُّرَر مسائلَ لم أجِدها فی کتاب سیبویه و غیره من کتب النَّحو؛ و کان نصیرُالدّین الطوسی اذا جَرَی ذکرُه فی درسه، یقول: صلوات الله علیه! و یَلتَفِتُ إلی القضاة و المدرّسین الحاضرین و یقول: کیف لا یُصَلَّی علی السیّد المرتضی؟!
و در صفحه ٢٧١ و ٢٧٢ آورده است که:
قال أبوالحسن العمری فی المجدی: اجتمعتُ بالشریف المرتضی سنه ٤٢٥ ببغداد، فرأیتُه فصیحَ اللسان یتوقَّد ذکاءً. و حضر مجلسَه أبوالعلاء المعرّی ذات یومٍ، فجری ذکر أبیالطیِّب المتنبّیِّ. فنقَّصه الشریف و عاب بعضَ أشعاره؛ فقال أبوالعلاء: «لو لم یکن لأبیالطیِّب المتنبِّی إلاّ قولُه: لکِ یا منازلُ فی القلوب منازلُ» لکفاه؛ فغضب الشریف و أمر بأبیالعلاء فسُحِب و اُخرِج. فتعجَّب الحاضرون من ذلک؛ فقال لهم الشریف: أعَلِمتم ما أراد الأعمی؟! إنَّما أراد قوله:
و إذا أتتْکَ مَذَمَّتی مِن ناقصٍ *** فهیَ الشهادةُ لی بأنِّی کاملُ - ـ أشادَ ذکرَه و بذکره: اشاعَه. أودی فلانٌ: هلک. أصحرَ الرّجلُ: نزلَ الصحراءَ. (محقّق)
- ـ این ابیات در دیوان سیّد مرتضی به تصحیح رشید صفار، ج ٢، ص ٣٦ و ٣٧ آمده است؛ و در ألفاظ ابیات تصحیح قابل ملاحظهای شده است.
