
مطلع انوار ج3
احوالات و آثار بزرگان و عرفاء باللَه
جلد سوم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، قسمت دوم از موضوعِ «احوالات و آثار بزرگان و عرفاء بالله» میباشد که برای استفادۀ هر چه بیشترِ جامعۀ علم و معرفت از احوالات و حکایات بزرگانِ اهل معرفت، به رشتۀ تحریر درآمده است. • اهم مباحث این مجلّد، شاملِ مختصری از ترجمه و تذکرۀ برخی دیگر از اولیای الهی و بزرگانِ علم و معرفت همچون آیت الله ملاحسینقی همدانی و آیت الله سید احمد کربلائی و دیگر عرفا ـ قدّس الله اسرارهم ـ بوده، و همچنین شاملِ شرح احوالِ برخی بزرگان و شخصیتهای تأثیر گذار در جامعه و تاریخ، همچون سید جمال الدین اسد آبادی و احمد شاه قاجار و غیره میباشد. اهم مباحث این جلد: ترجمه و تذکرۀ عدّهای از بزرگان و علماء و برخی از شخصیّتهای تأثیرگذار در جامعه و زمان خود.
مطلع انوار ج3
212اشتهر علی ألسنة العلماء أنّ العامّة فی زمن الخلفاء لمّا رأوا تشتُّتَ المذاهب فی الفروع و اختلافَ الآراء و تفرُّقَ الأهواء (بحیث لم یُمکِن ضبطُها، فقد کان لکلّ واحد من الصّحابة و التّابعین و مَن تَبِعَهم إلی عصر هؤلاء المخالفین مذهبٌ برأسه، و معتقدٌ بنفسه فی المسائل الشرعیّة الفرعیّة و الأحکام الدینیّة العلمیّة) التَجَأوا إلی تقلیلها و اضطرّوا فی تحلیلها؛ فأجمعوا علی أن أجمعوا علی بعض المذاهب، و ذلک بعینه علی نهج تفرّق أقوال النَّصاری و طبقِ تشتّت أحوال هؤلاء دین الحَیاری بعد غیبة نبیِّهم عیسی و علی وفق وُفورِ الأناجیل و ظهور کثیرٍ من الأقاویل و شیوع غَفیر الأباطیل.
فلمّا تحیّروا فی ذلک احتالوا بالإجماع علی صحّة الأناجیل الأربعة (أعنی إنجیلَ متی و مرقس و لوقا و یوحنّا) و بطلانِ الباقی منها و القولِ بعدم صحّته. فأسّسوا فی الفروع علی الظنّ و الحُسبان و التَّشهّی و الاستحسان؛ علی ما أوضحناه فی القسم الثانی من کتابنا الموسوم ب وثیقة النَّجاة، و بیّنّاه أیضاً فی بعض رسائلِنا المعمولةِ فی ردّ تلک الکَفَرةِ الغُواة.
و بالجملة لمّا اضطربتِ العامّةُ و ازدحَمَت العامّة أیضاً اتّفق کلمةُ رُؤسائهم و عقیدةُ عقلائِهم علی أن یأخذوا عن أصحاب کلّ مذهبٍ خطیراً من المال و یلتمسوا آلافَ ألف درهمٍ و دنانیرَ مِن أرباب الآراء فی ذلک المقال. فالحنفیّة و الشافعیّة و المالکیّة و الحنبلیّة لوفُور عِدّتهم و بُهور عُدَّتهم جاؤوا بما طلبوه فقرّروهم علی عقائدهم الباطلة و أبقوهم فی آرائهم العاطلة. و کلّفوا الشِّیعة (المعروفة فی ذلک العصر بالجعفریّة) لمجیء ذلک المال الّذی أرادوا منهم، و لمّا لم یکن لهم کثرةُ مالٍ توانَوا فی الإعطاء و لم یمکنهم ذلک.
و کان فی عصر السیّد المرتضی (رض) و هو قد کان رأسَهم و رئیسَهم و علیه کان تأویل الإمامیّة و اعتمادهم. و هو ـ قدّس الله سرَّه ـ قد بذل جُهدَه فی تحصیل
