
مطلع انوار ج3
احوالات و آثار بزرگان و عرفاء باللَه
جلد سوم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، قسمت دوم از موضوعِ «احوالات و آثار بزرگان و عرفاء بالله» میباشد که برای استفادۀ هر چه بیشترِ جامعۀ علم و معرفت از احوالات و حکایات بزرگانِ اهل معرفت، به رشتۀ تحریر درآمده است. • اهم مباحث این مجلّد، شاملِ مختصری از ترجمه و تذکرۀ برخی دیگر از اولیای الهی و بزرگانِ علم و معرفت همچون آیت الله ملاحسینقی همدانی و آیت الله سید احمد کربلائی و دیگر عرفا ـ قدّس الله اسرارهم ـ بوده، و همچنین شاملِ شرح احوالِ برخی بزرگان و شخصیتهای تأثیر گذار در جامعه و تاریخ، همچون سید جمال الدین اسد آبادی و احمد شاه قاجار و غیره میباشد. اهم مباحث این جلد: ترجمه و تذکرۀ عدّهای از بزرگان و علماء و برخی از شخصیّتهای تأثیرگذار در جامعه و زمان خود.
مطلع انوار ج3
90المفردة سُنّة الأحباب فی سنن (سنة خ ل) المحابّ؛ فهو سرِّ الحبیب مع الحبیب بحیث لا یطّلع علیه الرقیب:
بین المُحِبّین سرٌّ لیس یُفشِیه *** قولٌ و لا قلمٌ لِلخلقِ یَحْکیه و نیز در صفحه ٣٧ گوید:
صاحب روضات این اشعار را نیز از کتاب وصایای او روایت نموده و به وی مستند داشته است:
وَصَّی الإلَهُ و وصَّت رسلُه فلذا *** کان التأسّی بهم مِن أفضل العملِ لولا الوصیةُ کان الخلقُ فی عَمَةٍ *** و بالوصیَّة دام الملکُ فی الدولِ فاعْمِد إلیها و لا تُهمِل طریقتَنا *** إن الوصیَّة حکم الله فی الأزلِ1 و در صفحه ٤١ گوید:
سیّد محمّد نوربخش ـ نوّر الله مرقَدَه ـ که جامع علوم ظاهریّه و باطنیّه بود، تصحیح عقیده شیخ را بر وجه اکمل و اتمّ نموده؛ و این اشعار را نیز که در طریقۀ سؤالات اهل بیت اطهار است، قاضی تستری بر وی مستند داشته است:
رأیتُ ولائی آل طه وسیلةً *** لأرغُمَ أهل البعدِ یورِثُنی القُربَی فما طَلَبَ المبعوثُ أجرًا علی الهُدی *** بتبلیغِه إلاّ الموَدَّةَ فی القُربَی مطرّز اوراق گوید: عنوان فص هارونی که قاضی تستری از اشارات آن عبارت، بشارت تشیّع داده، اینست:
«فصُّ حِکمَةٍ إمامیّة فی کلمة هارونیّة.»
تفهیم إشعار این عبارت بر حدیث منزلة، شرح مبسوطی لازم دارد.
آنگاه شارح کتاب (ملا سیّد صالح خلخالی) شرحی در این باب آورده است.
- ـ اقول: کتاب وصایای محیی الدّین آخرین باب از کتاب فتوحات مکّیه اوست که باب ٥٦٠ باشد این باب را به نام کتاب وصایای محیی الدّین مستقلاً مکتبۀ قصیباتی در دمشق در سنۀ ١٣٧٦ هجری طبع کرده و این اشعار محیی الدّین با بقیّه ابیاتش با اندکی اختلاف در صفحۀ اول آن است.
