
مطلع انوار ج4
عبادات و ادعیه، اخلاق
جلد چهارم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، یادداشتهای مؤلف در موضوعِ «عبادات و ادعیه» و «اخلاق» میباشد که اشارات و نکات ارزندۀ آن برای عام و خاص راهگشا خواهد بود. اهم مباحث این مجلّد: • بیان کیفیتِ برخی عبادات و ادعیه که برخی صرفاً یادداشتبردای مؤلف بوده و برخی مزیّن به تحقیقات شخص مؤلف یا دیگر اهل علم و معرفت میباشد. • و همچنین مشتمل است بر مباحث اخلاقی، که معمولاً مستند به آیات و روایات می باشد: همچون بحث از علم و حلم، عقل، توبه، عدالت، اخلاص، محبت، توکّل و رضا، آداب معاشرت؛ و دیگر ابحاث اخلاقی.
مطلع انوار ج4
101الشَّمسِ و نورُ القَمَرِ و دَوِیُّ الماءِ و حَفیفُ الشجَّرِ، یا اللهُ یا رَحمنُ یا ذا الجَلالِ و الإکرامِ.»1
این دعا را در منتهی الآمال،2 در جلد ٢، صفحه ٣١٣ آورده است، و آن را از حضرت رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم روایت کرده است که به حضرت أمیرالمؤمنین علیه السّلام تعلیم فرمودهاند و أمیرالمؤمنین آن را دعای فرج مینامیدند. و لایخفی که مرحوم محدّث قمّی در کتاب مزبور آن را از کتاب جعفریّات3 نقل کرده است.
١٣ـ «بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ، إلهی طُموحُ الآمالِ قَد خابَتْ إلّا لَدَیکَ، و مَعاکِفُ الهِمَمِ قَد تقطَّعَتْ إلّا عَلَیکَ، و مَذاهِبُ العُقولِ قَد سَمَتْ إلّا إلَیکَ، فَإلَیکَ الرَّجاءُ و إلَیکَ المُلتَجَی، یا أکرَمَ مَقصودٍ و یا أجوَدَ مَسؤولٍ، هَرَبتُ إلَیکَ بِنَفسی یا مَلجأَ الهارِبینَ بِأثقالِ الذُّنوبِ أحمِلُها عَلی ظَهری، و ما أجِدُ لی إلَیکَ شافِعًا سِوَی مَعرِفَتِی بِأنَّک أقرَبُ مَن رَجاهُ الطّالِبونَ و لَجَأَ إلَیهِ المُضطَرّونَ و أمَّلَ ما لَدَیهِ الرّاغِبونَ، یا مَن فَتَقَ العُقولَ بِمَعرِفَتِهِ و أطلَقَ الألسُنَ بِحَمدِهِ، و جَعَلَ ما امتَنَّ بِهِ عَلی عِبادِهِ کِفاءً لِتَأدِیَةِ حَقّهِ، صَلِّ علی محمّدٍ و آله، و لا تَجعَلْ لِلهُموم عَلی عَقلی سَبیلًا و لا لِلباطِلِ عَلی عَمَلی دَلیلًا و افتَحْ لی بِخَیر الدُّنیا یا وَلِیَّ الخَیرِ.»4
این دعا را در منتهی الآمال، جلد ٢، صفحه ٣١٣ از کتاب جنّة الواقیه از رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم نقل کرده است، و آن را نیز دعای فرج نامیده است.
- ـ البلد الامین، ص ٣٣٢.
- ـ منتهی الآمال، ج ٣، ص ٢٠٥٢.
- ـ الجعفریّات، ص ٢٤٨.
- ـ مفتاح الفلاح، ص ٣٣٣؛ جنة الأمان الواقیة، ص ٥٣.
