
مطلع انوار ج5
فلسفه و عرفان، هیئت و نجوم، ادبیات
جلد پنجم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، یادداشتها و مقالات مؤلّف در موضوعِ «فلسفه و عرفان»، «هیئت و نجوم» و «ادبیات» میباشد که با بیان برخی حقایق بدیع و کشفِ مباحث دقیق خصوصاً مباحث فلسفی و عرفانی، چراغی راهگشا برای اهل علم و فضل، و متخصصینِ علوم نامبرده خواهد بود. اهم مباحث این مجلّد: • مباحث فلسفی و عرفانی شاملِ:«رساله حکماء اسلام»؛ تحقیقی مختصر در دفاع از حکمت و فلسفه و ذکر علماء و فقهایِ مایل به فلسفه؛ همچنین «رسالهای در حقیقت فناء فی الله» که مزیّن به تعلیقات نفیسِ مرحوم معلّق بوده و از شاهکارهای مباحث فلسفی این دو بزرگوار است؛ و دیگر مباحث متنوعِ فلسفی و عرفانی. • مباحث هئیت و نجوم و علوم غریبه؛ مشتمل بر یادداشتهایی در تاریخ علمِ هئیت و نجوم و برخی جزئیات آن. • مباحث ادبیات عرب؛ مشتمل بر نکاتی در امور ادبی؛ صرف، نحو، لغت و بلاغت، و ذکر برخی ضربالمثلها و اغلاط مشهوره.
مطلع انوار ج5
108میکردم؛ دیدم پیرمردی وارد مدرسه شد و به طرف ما آمد و چند لحظه عمیق به من نگاه کرد. من ابتداءً او را نشناختم؛ زیرا چند روز از آن رؤیا میگذشت...
صفحه١٢ تا ١٧ از کتاب پرواز روح:
... هستم، زائر امام رضایم، به دیدنم در فلان مسافرخانه بیائید!
من گفتم: چشم! و چون اسم او را شنیده بودم و ضمناً آقای ج ـ ح هم انتظارم را میکشید، حرکت کردم و از او جدا شدم. و روز بعد با تصمیم به اینکه سؤالی از او نکنم، به دیدنش در مسافرخانۀ نور رضا ـ که آن موقع درب صحن نو قرار داشت ـ با چند نفر از دوستان رفتیم.
او ما را موعظه میکرد، از اهمّیّت توسّل به اهل بیت عصمت علیهم السّلام سخن میگفت، توسّل و ولایت خاندان عصمت را بزرگترین راز موفّقیّت میدانست، مضمون این شعر را:
اگر خواهی به کف آری دامن او *** *** برو دامن از هرچه جز اوست برچین1 مکرر توضیح میداد و سفارش میکرد و میگفت: از هر گونه بتپرستی و قطبپرستی و عقب مرشدهایی که از جانب خود به آن سمت رسیدهاند دوری کنید! أئمۀ معصومین علیهم السّلام ما زندهاند، خودشان واسطه بین خدا و خلقاند،2 آنها دیگر واسطه نمیخواهند؛ زیرا هر قطب و مرشدی را که
- ـ فاتحة الشّباب نور الدّین عبدالرّحمن جامی، در قسمت مثنوی، فی منقبت الإمام علیّ بن موسی الرّضا.
- ـ نیاز مردم به امام زنده: حضرت حجّة بن الحسن عجّل الله تعالی فرجه الشّریف است و توسّل به هر یک از امامان به آن حضرت بر میگردد؛ و طبق آیات و روایات مربّی زنده و استاد کامل در سلوک لازم است و بدون آن، خطرات از هر جهت رویآور است.
و کلام آن مرحوم در اینجا سفسطهای بیش نیست. چگونه در فقه و اعمال باید به فقیه و عالم مراجعه کرد و زنده بودن امامان رفع تکلیف نمیکند، همینطور به موجب آیۀ ٤٣ از سورۀ ١٦ النّحل:
