
مطلع انوار ج5
فلسفه و عرفان، هیئت و نجوم، ادبیات
جلد پنجم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، یادداشتها و مقالات مؤلّف در موضوعِ «فلسفه و عرفان»، «هیئت و نجوم» و «ادبیات» میباشد که با بیان برخی حقایق بدیع و کشفِ مباحث دقیق خصوصاً مباحث فلسفی و عرفانی، چراغی راهگشا برای اهل علم و فضل، و متخصصینِ علوم نامبرده خواهد بود. اهم مباحث این مجلّد: • مباحث فلسفی و عرفانی شاملِ:«رساله حکماء اسلام»؛ تحقیقی مختصر در دفاع از حکمت و فلسفه و ذکر علماء و فقهایِ مایل به فلسفه؛ همچنین «رسالهای در حقیقت فناء فی الله» که مزیّن به تعلیقات نفیسِ مرحوم معلّق بوده و از شاهکارهای مباحث فلسفی این دو بزرگوار است؛ و دیگر مباحث متنوعِ فلسفی و عرفانی. • مباحث هئیت و نجوم و علوم غریبه؛ مشتمل بر یادداشتهایی در تاریخ علمِ هئیت و نجوم و برخی جزئیات آن. • مباحث ادبیات عرب؛ مشتمل بر نکاتی در امور ادبی؛ صرف، نحو، لغت و بلاغت، و ذکر برخی ضربالمثلها و اغلاط مشهوره.
مطلع انوار ج5
110دیگری از همراهان گفت:
”شنیدهام که وقتی ملاّی رومی با شمس تبریزی در بیابانی میرفتند، به شطّ آبی رسیدند؛ شمس گفت: یا علی! و از آب گذشت، ولی ملاّی رومی در آب فرو رفت.
شمس از او سؤال کرد که مگر تو چه گفتی؟
گفت: همانکه تو گفتی.
شمس گفت: تو هنوز به آن مقام نرسیدهای که علی دستت را بگیرد؛ تو باید بگویی: یا شمس! و من باید بگویم: یا علی!“
ایشان از نقل این قصّه ناراحت شد و به دوست ما گفت:
من برای شما حدیث و روایت میخوانم، شما برای من قصّه میگویید!1 ”از خصوصیّات علیّ علیه السّلام این بود، در زمان حیات دنیائیش که امام همه بود، دربان و حاجب نداشت حالا که از دنیا رفته دستش بهتر باز است، واسطه لازم دارد؟!
آنها نه این را بگویند و نه در کلماتشان تصریح کنند که: انسان به مقامی میرسد که مستقلاًّ از جلال و جمال الهی استفاده میکند و به وساطت انبیاء و ائمّه کاری ندارد؛ خود در عرض پیامبر واقع میشود و آنچنان که
- ـ قصّه نیست، واقعیّت و عینیّت خارجی است؛ و شما هم روایت و حدیثی نخواندهاید!
خود أمیرالمؤمنین علیه السّلام و سائر ائمّه اطهار علیهم السّلام در زمان حیات خود مردم را ارجاع به علماء بالله و فقهاء میدادهاند. حاجب در زمان أمیرالمؤمنین نقصان نفوس است که نمیتوانند بدون راهنما و رهبر زنده و گویا حرکت کنند.
و این کلام مجرّد مغالطه است و الاّ باید گفت: أمیرالمؤمنین علیه السّلام پس از رحلت، در همۀ امور دستش باز است؛ پس چرا شما آن را منحصر به سیر و تزکیۀ نفس میدانید؟ و در سایر امور ـ بدون استثناء ـ از مراجعه به طبیب و متخصّص و مهندس و فقیه و غیرهم، ارتباط معنوی با آن حضرت را کافی نمیدانید؟!
و اگر کافی بدانید شرع و دین دیگری پیدا میشود، نه این دینی را که رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم آورده و این منهاجی که امامان راستین ما پیمودهاند. (مرحوم علاّمه، قدّس الله نفسه الزّکیّه)
- ـ قصّه نیست، واقعیّت و عینیّت خارجی است؛ و شما هم روایت و حدیثی نخواندهاید!
