
مطلع انوار ج5
فلسفه و عرفان، هیئت و نجوم، ادبیات
جلد پنجم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، یادداشتها و مقالات مؤلّف در موضوعِ «فلسفه و عرفان»، «هیئت و نجوم» و «ادبیات» میباشد که با بیان برخی حقایق بدیع و کشفِ مباحث دقیق خصوصاً مباحث فلسفی و عرفانی، چراغی راهگشا برای اهل علم و فضل، و متخصصینِ علوم نامبرده خواهد بود. اهم مباحث این مجلّد: • مباحث فلسفی و عرفانی شاملِ:«رساله حکماء اسلام»؛ تحقیقی مختصر در دفاع از حکمت و فلسفه و ذکر علماء و فقهایِ مایل به فلسفه؛ همچنین «رسالهای در حقیقت فناء فی الله» که مزیّن به تعلیقات نفیسِ مرحوم معلّق بوده و از شاهکارهای مباحث فلسفی این دو بزرگوار است؛ و دیگر مباحث متنوعِ فلسفی و عرفانی. • مباحث هئیت و نجوم و علوم غریبه؛ مشتمل بر یادداشتهایی در تاریخ علمِ هئیت و نجوم و برخی جزئیات آن. • مباحث ادبیات عرب؛ مشتمل بر نکاتی در امور ادبی؛ صرف، نحو، لغت و بلاغت، و ذکر برخی ضربالمثلها و اغلاط مشهوره.
مطلع انوار ج5
115یاد دارم و میخواهم بنویسم و لذا از اینجا شروع میکنم.
ذوق و سلیقۀ او(حاج ملاّ آقاجان):
سلیقۀ ملاّ آقاجان این بود که تنها وسیلهای که انسان را سریعتر به مقاصد معنوی و ترقیقات روحی میرساند، توسّل به خاندان عصمت و تکمیل محبّت و ولایت آنها در دل است.
او میگفت: بعد از واجبات از هر چیز بهتر زیارت امامها...
صفحه ٢٦ از کتاب پرواز روح:
... به هیچ وجه زنندگی ندارد.
دوستی داشتیم که معتقد بود حضور ارواح هر یک از ائمّه علیهم السّلام را از عطرشان تشخیص میدهد.
اجمالاً این مقدار مسلّم است که گاهی آنچنان شامّۀ انسان تحت تأثیر احساسات روحی و معنوی قرار میگیرد که کاملاً شامّه، عطرهای معنوی را احساس میکند.
روزی با جمعی از دوستان آن مرحوم در محفلی نشسته بودیم و او مشغول بیان بعضی از فضائل خاندان عصمت علیهم السّلام بود که همۀ دوستان عطری را که نمونهاش در عطرهای دنیایی یافت نمیشد، استشمام کردند؛ و چون همه متوجّه شدند، از طرف معظّم له اجازه داده شد که نقل شود.1
اکثر شبهایی که در مشهد مقدّس مشرّف بود، عادت داشت در ایوان طلا (صحن نو) بنشیند و دوستانش اطرافش جمع میشدند. مکرّراً اتفاق میافتاد که عطری توأم با نسیم لطیفی حرکت میکرد و معظّم له معتقد بود که یا ارواح و یا ملائکه به طرف حرم میروند.
حاج ملاّ آقاجان وقتی مجلس توسّلی ترتیب میداد، تا تمام اطاق از عطری که خودش معتقد بود معنوی است، پر نمیشد، دست بر نمیداشت؛ و
- ـ در فرض عدم پیروی از غیر معصوم، این اجازه چه محملی دارد؟ (مرحوم علاّمه، قدّس الله نفسه الزّکیّه)
