اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

مطلع انوار ج5

فلسفه و عرفان، هیئت و نجوم، ادبیات

49٬869
مطلع انوار

جلد پنجم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیة‌الله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، یادداشتها و مقالات مؤلّف در موضوعِ «فلسفه و عرفان»، «هیئت و نجوم» و «ادبیات» می‌باشد که با بیان برخی حقایق بدیع و کشفِ مباحث دقیق خصوصاً مباحث فلسفی و عرفانی، چراغی راهگشا برای اهل علم و فضل، و متخصصینِ علوم نامبرده خواهد بود.  اهم مباحث این مجلّد:  • مباحث فلسفی و عرفانی شاملِ:«رساله حکماء اسلام»؛ تحقیقی مختصر در دفاع از حکمت و فلسفه و ذکر علماء و فقهایِ مایل به فلسفه؛ همچنین «رساله‌ای در حقیقت فناء فی الله» که مزیّن به تعلیقات نفیسِ مرحوم معلّق بوده و از شاهکارهای مباحث فلسفی این دو بزرگوار است؛ و دیگر مباحث متنوعِ فلسفی و عرفانی.  • مباحث هئیت و نجوم و علوم غریبه؛ مشتمل بر یادداشتهایی در تاریخ علمِ هئیت و نجوم و برخی جزئیات آن.  • مباحث ادبیات عرب؛ مشتمل بر نکاتی در امور ادبی؛ صرف، نحو، لغت و بلاغت، و ذکر برخی ضرب‌المثل‌ها و اغلاط مشهوره.

سرای جاوید

مطلع انوار ج5

133
  • نقلی کافی نیست، خلاف‌کننده در نار مخلّد است. جواب داده که اجماع و حجّیّت آن را قبول ندارم؛ دلیل به جهت افادۀ یقین است؛ مرا از همین دلیل نقلی یقینی حاصل است که از دلیل عقلی مستفاد می‌‌گردد؛ دیگر چه ضرورت به دلیل عقلی است؟“1

  •  تا اینجا تمام شد کلام همدانی بنا به نقل آقای صفائی.

  •  اقول: این حقیر هرچه در این کلام بیشتر دقت کردم بیشتر موجب تعجّب و حیرت شد که فقیهی چنین عالی‌رتبه چطور بدین سخن لب می‌گشاید! بلکه آقا حسین خونساری چگونه برهان صدّیقین را انکار می‌‌کند، و خوف از ورود در مرحلۀ اعتقاد به وحدت وجود او را در چنین مهلکه‌ای ساقط می‌نماید؟!

  • [اشکال مرحوم علاّمه طهرانی به حاج آقا رضا همدانی رضوان الله علیهما]

  •  و حقّاً باید گفت که فقهائی که درس فلسفه نخوانده‌اند و از مبانی فلسفه آگاه نیستند و از مسائل آن اطّلاع ندارند، حق ورود در چنین مسائلی را ندارند. آنها اگر به همان دلیل عقلی عجائز که: «علیکم بدین العجایز» اکتفا می‌نمودند و از نظیر مسائلی مشابه با گردش چرخه نخ‌ریسی اثبات واجب الوجود یا وحدت او را می‌نمودند، بهتر از تمسّک به دلیل نقلی برای اصول عقاید و وحدت ذات مقدّس باری تعالی شأنه بود؛ و بهتر از انکار برهان صدّیقین که از اهمّ براهین توحید است می‌‌بود. آنها نمی‌دانند التزام به انکار این برهان مستلزم انکار بسیاری از مسائل توحیدی است که خداوند را از مرحله وجوب و قِدَم و غِنَی ساقط نموده و در منزل امکان و حدوث و فقر می‌اندازد؛ و یا حبّذا بحثی ‌که چنین نتیجه‌اش باشد!

  •  ابن کمونه می‌گوید: «اگر دو ذات واجب الوجود فرض کنیم که در تمام أسماء و صفات، و أزلی و أبدی بودن، و در تمام مظاهر و أفعال، مثل یکدیگر بوده باشند چه اشکالی را مستلزم است؟»

  •  جواب این است که: این فرض از اصلْ محال است؛ زیرا که لازمه تصوّر

  •  

    1. ـ مفتاح النبوّة، ص ١٢.
/ 15