
مطلع انوار ج5
فلسفه و عرفان، هیئت و نجوم، ادبیات
جلد پنجم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، یادداشتها و مقالات مؤلّف در موضوعِ «فلسفه و عرفان»، «هیئت و نجوم» و «ادبیات» میباشد که با بیان برخی حقایق بدیع و کشفِ مباحث دقیق خصوصاً مباحث فلسفی و عرفانی، چراغی راهگشا برای اهل علم و فضل، و متخصصینِ علوم نامبرده خواهد بود. اهم مباحث این مجلّد: • مباحث فلسفی و عرفانی شاملِ:«رساله حکماء اسلام»؛ تحقیقی مختصر در دفاع از حکمت و فلسفه و ذکر علماء و فقهایِ مایل به فلسفه؛ همچنین «رسالهای در حقیقت فناء فی الله» که مزیّن به تعلیقات نفیسِ مرحوم معلّق بوده و از شاهکارهای مباحث فلسفی این دو بزرگوار است؛ و دیگر مباحث متنوعِ فلسفی و عرفانی. • مباحث هئیت و نجوم و علوم غریبه؛ مشتمل بر یادداشتهایی در تاریخ علمِ هئیت و نجوم و برخی جزئیات آن. • مباحث ادبیات عرب؛ مشتمل بر نکاتی در امور ادبی؛ صرف، نحو، لغت و بلاغت، و ذکر برخی ضربالمثلها و اغلاط مشهوره.
مطلع انوار ج5
135امّا در مرحلۀ شرع، پس [میگوییم]: ﴿قُلۡ هُوَ ٱللَهُ أَحَدٌ﴾1 و آیات مبارکات اوّل سورۀ حدید و آخر سورۀ حشر (به طور کلّی تمام آیات قرآن که حیات و علم و قدرت را انحصاراً به او [نسبت] میدهد؛ مثل: ﴿هُوَ ٱلۡحَيُّ﴾،2 و ﴿هُوَ ٱلۡعَلِيمُ﴾،3 و هو القدیر4) اینها همه بیان حقیقتِ أمر و متنِ واقع است که به کشف و عیان توسّط جبرائیل أمین بر رسول الله مشهود گشته، و عقل نیز روی مبانی فلسفیّه، با برهان اثبات آن را مینماید.
وحدت ذاتِ مقدّس واجب الوجود از أبده بدیهیّات است، و افرادی که انکار میکنند خوف از لوازمی دارند که آن لوازم ابداً لوازم وحدت او نخواهد بود.
معنای وحدتِ وجود را نفهمیدهاند چون فلسفه نخواندهاند، چون در مسائل علمیّۀ عقلیّۀ حکمیّه مزاولت و ممارست ننمودند؛ لذا تا این لفظ به میان آید فوراً سَرِ نیزه میکنند، فریاد و فغان مینمایند و چماق تکفیر را میکشند. افرادی که میگویند قبول برهان صدّیقین، قبول وحدت وجود است و بدین مناسبت فراراً عن هذا اللاّزم، برهان صدّیقین را قبول نمیکنند، ملتزم به جمیع لوازمی میشوند که بر اساس انکارِ برهان مترتّب میشود؛ من حیث هم لا یشعرون.
وحدت ذات واجب الوجود, اُسّ و مخِّ دین مبین است؛ و تمام اعتقادات دیگر و معارف و اخلاق و سنن و احکام بر محور توحید دور میزند. اگر بنا شود مسألۀ وحدت به نقل منتهی شود فعلی الإسلام السّلام؛ چون نتیجه تابع اخسّ مقدّمات است. اگر منتهیإلیه همۀ این مسائل، نقل باشد، همه نَقلی و تعبّدی بوده و ما در اینصورت در اسلام یک حکم یا یک مسألۀ غیر تعبّدی نمییابیم.
- ـ سوره الإخلاص (١١٢) آیه ١.
- ـ سوره غافر (٤٠) صدر آیه ٦٥.
- ـ سوره یوسف (١٢) قسمتی از آیه ٨٣.
- ـ سوره الرّوم (٣٠) ذیل آیه ٥٤: ﴿وَهُوَ ٱلۡعَلِيمُ ٱلۡقَدِيرُ﴾.
