
مطلع انوار ج5
فلسفه و عرفان، هیئت و نجوم، ادبیات
جلد پنجم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، یادداشتها و مقالات مؤلّف در موضوعِ «فلسفه و عرفان»، «هیئت و نجوم» و «ادبیات» میباشد که با بیان برخی حقایق بدیع و کشفِ مباحث دقیق خصوصاً مباحث فلسفی و عرفانی، چراغی راهگشا برای اهل علم و فضل، و متخصصینِ علوم نامبرده خواهد بود. اهم مباحث این مجلّد: • مباحث فلسفی و عرفانی شاملِ:«رساله حکماء اسلام»؛ تحقیقی مختصر در دفاع از حکمت و فلسفه و ذکر علماء و فقهایِ مایل به فلسفه؛ همچنین «رسالهای در حقیقت فناء فی الله» که مزیّن به تعلیقات نفیسِ مرحوم معلّق بوده و از شاهکارهای مباحث فلسفی این دو بزرگوار است؛ و دیگر مباحث متنوعِ فلسفی و عرفانی. • مباحث هئیت و نجوم و علوم غریبه؛ مشتمل بر یادداشتهایی در تاریخ علمِ هئیت و نجوم و برخی جزئیات آن. • مباحث ادبیات عرب؛ مشتمل بر نکاتی در امور ادبی؛ صرف، نحو، لغت و بلاغت، و ذکر برخی ضربالمثلها و اغلاط مشهوره.
مطلع انوار ج5
1451
ردّ آیة الله ملکی تبریزی بر شیخ احمد أحسائی
بسم الله الرّحمن الرّحیم
در أوائل رسالۀ لقاء الله مرحوم آیة الله حاجّ میرزا جوادآقا ملکی تبریزی ـ قدّس الله تربته ـ آنجا که میفرماید: «و خلاصۀ سخن آنکه: مذاق طائفهای از متکلّمین علمای أعلام مذاق اوّل است. آنان به ظواهر بعضی از اخبار استدلال نمودهاند و آیات و أخبار و دعاهائی را که وارد است و برخلاف مذاق آنان دلالت
- سه مرد کافری است که پس از آنکه خداوند پیغمبرشان مسیح عیسی بن مریم علیه السّلام را عروج داد؛ آنان ادّعای نصرانیّت کردند، و شریعت مسیح را با بدعتهای سهگانهای که از خود گذاردند به فساد و تباهی کشیدند.
چگونه اینطور نباشد با وجودی که به واسطه همین گروه پیروان أحسائی، سوگند به خدا که در این زمانهای أخیره، امان از روی زمین برداشته شد، و با قوّتِ آنان ارکان ایمان و شریعت سست گردید؛ تا جائی که خِذلان الهی و ضعف سلسله علماء، آنها را به ادّعای بابیّت و نیابت خاصّه از مولانا الحجّة صاحب العصر و الزّمان علیه السّلام کشانید، و در میانشان کسی ظهور کرد که با کلمات غلط و اشتباهی که آورده بود إظهار تحدّی و معجزه کرد در برابر أهل بیان، و عیاذاً بالله تعالی اقاویل کاذبه و مزخرفات باطلهاش را به علامت صحیفه و قرآن نشان زد.
و به همین اندازه هم اکتفا ننموده از مجتهدینِ با جلال و عظمت خواست تا اگر میتوانند مثل آن را بیاورند و همانند آن تبیان را ارائه دهند، و خود را برای مبارزه و همتائی با او نزد جماعت أجامِرَه و زنان آماده کنند.
با اینکه تمام مدّعاهای باطل او و أحکام فاسد و عاطل او روشن بود که لکّه ننگ خروج از اسلام به سوی دین جدیدی بر آن زده شده است، و خروج از حقّ به باطل در یکایکشان مشهود بود.
مضافاً به انکشاف آنکه او مردی نفهم و سفیه العقل و الحقّ بود برای آن کس که دارای قلب و ادراک بود، یا آن کس که گوش خود را فرامیداشت و شاهد منظره و جریان امور بود. و مضافاً به مُهر بطلان خوردن بر أکاذیب واضحه او در آنکه خبر داد: در فلان زمان نور حقّ ظاهر میشود، و آن زمان آمد و سپری شد و نور حقّ ظهوری ننمود. و چون دروغ صریح و کذب واضحش برمَلا شد، ادّعا کرد که ممکن است در وحیهائی که به وی از جهت شیطان میشود بَدا حاصل شده باشد.» (محقّق)]
- سه مرد کافری است که پس از آنکه خداوند پیغمبرشان مسیح عیسی بن مریم علیه السّلام را عروج داد؛ آنان ادّعای نصرانیّت کردند، و شریعت مسیح را با بدعتهای سهگانهای که از خود گذاردند به فساد و تباهی کشیدند.
