
مطلع انوار ج5
فلسفه و عرفان، هیئت و نجوم، ادبیات
جلد پنجم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، یادداشتها و مقالات مؤلّف در موضوعِ «فلسفه و عرفان»، «هیئت و نجوم» و «ادبیات» میباشد که با بیان برخی حقایق بدیع و کشفِ مباحث دقیق خصوصاً مباحث فلسفی و عرفانی، چراغی راهگشا برای اهل علم و فضل، و متخصصینِ علوم نامبرده خواهد بود. اهم مباحث این مجلّد: • مباحث فلسفی و عرفانی شاملِ:«رساله حکماء اسلام»؛ تحقیقی مختصر در دفاع از حکمت و فلسفه و ذکر علماء و فقهایِ مایل به فلسفه؛ همچنین «رسالهای در حقیقت فناء فی الله» که مزیّن به تعلیقات نفیسِ مرحوم معلّق بوده و از شاهکارهای مباحث فلسفی این دو بزرگوار است؛ و دیگر مباحث متنوعِ فلسفی و عرفانی. • مباحث هئیت و نجوم و علوم غریبه؛ مشتمل بر یادداشتهایی در تاریخ علمِ هئیت و نجوم و برخی جزئیات آن. • مباحث ادبیات عرب؛ مشتمل بر نکاتی در امور ادبی؛ صرف، نحو، لغت و بلاغت، و ذکر برخی ضربالمثلها و اغلاط مشهوره.
مطلع انوار ج5
193علماء نیز متحیّر شدند. فتزتگرالد ایرلندی برای حلّ مطلب، نظریّۀ کوتاه شدن اجسام را اظهار داشت و گفت:
زمین و تمام اجسامی که بر آن قرار دارد حتّی اسبابی که میکلسن ساخته همه در جهت حرکت زمین کوتاه میشوند. و نسبت کوتاه شدن زمین مساوی است با نسبت تفاوت میان سرعت حرکت زمین و سرعت نور؛ یعنی به همان اندازه که زمین در ثانیه رو به نوری که از خورشید میآید حرکت میکند (٣٠ کیلومتر) به همان اندازه حجم زمین در همان امتداد که حرکت کرده کوتاه میشود و در نتیجه شعاعهای نور از همه سمت باهم به زمین میرسند.
[علّت کوتاه شدن جسم در جهت حرکت]
علّت کوتاه شدن جسم در جهت حرکت، آن است که: هر موجی پس از پیدایش از مصدر خودش مستقلّ است. حالا اگر فرض کنیم جسمی که ایجاد موج مینماید رو به یک سمتی در حرکت باشد، بدیهی است دائرۀ اوّلی را که موج ایجاد میکند، دیگر جسم در مرکز آن دایره باقی نمیماند؛ بلکه تا موقع ایجاد دائرۀ دوّم یکقدری به طرف جلو پیش میرود. و بدینجهت قوسهای دایرههای موجی که در جلو جسم است به هم نزدیک، و قوسهای عقب از هم دور میشوند؛ و برعکس قطر دایره در جهت عمود بر خط حرکت زیادتر میشود. و بنابراین در اثناء حرکت ذرّه و اتم، محیط جوّی که پروتون ایجاد نموده مستدیر نیست، بلکه قطر آن از جلو به عقب، کوتاهتر از قطر عمود بر آن است. لهذا جوّ مذکور در خط حرکت، کوتاه و در خط عمود بر آن طویل میگردد؛ پس در نتیجه تمام جسم کوتاه میشود.
اینشتین کوتاه شدن جسم را قاعدۀ طبیعی دانست و آن را مبدأ نظریّه نسبیّت خود قرار داد؛ زیرا هر اندازه جسم کوتاه شود، مسافت بین آن و جسم دیگر طولانی
